دقیقِ گزارش شرطی لازم برای کاربردِ آن نبود۱ و به نظر میرسد که بعدها و در هنگام بسط این علم است که درباره تمایز لفظي/معنوي به طور کامل بحث (و گاهی در حد مسئلهای بغرنج مطرح) میشود.۲ البته چنین نیست که تمایز لفظي/معنوي هیچ حضوری در بحث شافعی نداشته باشد؛ اما آنچه او مطرح کرده تمایزی طبیعی است نه اینکه بحثی مقدماتی برای بحث پیچیده موجود در سنتِ بعدی باشد. برای مثال، شافعی دغدغهای ابراز میدارد مبنی بر اینکه راویای که گزارش را خلاصه میکند ممکن است معنا را تغییر بدهد:
[راوی حدیث] باید بداند که چه چیزی از عبارتپردازی ممکن است معنای گزارش را تغییر بدهد، و بداند که او باید کسی باشد که گزارش را مطابق الفاظ نقل میکند؛ دقیقاً آنچنان که [آنها را] شنیده است (یؤدّي الحدیث بِحُروفِهِ کَما سَمِعَ).۳
با این همه، در الرسالة شافعی، مقولات لفظ و معنی به نحو کامل مطرح نمیشوند، و او در موارد دیگری اشاره میکند نقلی که بافت را حفظ کند، حتی اگر لفظی نباشد، بر نقلِ لفظیِ صحیحی که بافت را نادیده بگیرد و بدین طریق معنا را تحریف کند ترجیح دارد.۴
بدین ترتیب، پافشاری بر نقلِ لفظي در کتاب سُلَیم انتقادی ضمنی (و واکنشی) به دیدگاه اکثریتی است که نقلِ معنوي را مُجاز میدانند. اما این گزارش متضمن اصطلاحاتِ فنیای
1..Wael Hallaq, "The authenticity of prophetic Hadith: a pseudo-problem”, Studia Islamica, ۹۰, ۱۹۹۹, ۷۵–۹۰.
2.. یُنبُل مینویسد تنها پس از زمان ابن صلاح شَهرَزوری (د. ۶۴۳/۱۲۴۵) بود که تمایز بین متواتر لفظي و متواتر معنوي به نحو کامل در علوم حدیث کاربرد یافت، زمانی که "به نحو دقیقی تعریف شد که این اصطلاح [متواتر] در واقع به چه چیزی اشاره دارد...". البته احتمال آن هست که معرفی این اصطلاحات متأخر باشد، اما این بدان معنا نیست که پیش از این تاریخ، تمایز لفظي/معنوي شناختهشده نبوده (و به نحو ضمنی و یا حتی علنی بیان نشده) است.
G. Juynboll, "(Re)appraisal of some terms in Ḥadīth science”, Islamic Law and Society, ۸, ۲۰۰۳, ۳۲۷.
3.. الشافعی، رسالة، ص۳۷۰، بند ۱۰۰۱. آنچه در ادامۀ این بند آمده، قیدی برای نقلِ لفظیِ روایت را با فهمی کامل از معنا ترکیب میکند، چنانکه گویی هر دوی اینها پیششرط نقلِ صحیحِ روایت هستند. این مطلب، در واقع، همان دیدگاهی است که در گزارش کتاب سلیم برای آن استدلال شده است.
4.. See: Lowry, Early Islamic Legal Theory, ۱۲۷.