139
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

دقیقِ گزارش شرطی لازم برای کاربردِ آن نبود۱ و به نظر می‌رسد که بعدها و در هنگام بسط این علم است که درباره تمایز لفظي/معنوي به طور کامل بحث (و گاهی در حد مسئله‌ای بغرنج مطرح) می‌شود.۲ البته چنین نیست که تمایز لفظي/معنوي هیچ حضوری در بحث شافعی نداشته باشد؛ اما آنچه او مطرح کرده تمایزی طبیعی است نه اینکه بحثی مقدماتی برای بحث پیچیده موجود در سنتِ بعدی باشد. برای مثال، شافعی دغدغه‌ای ابراز می‌دارد مبنی بر اینکه راوی‌ای که گزارش را خلاصه می‌کند ممکن است معنا را تغییر بدهد:

[راوی حدیث] باید بداند که چه چیزی از عبارت‌پردازی ممکن است معنای گزارش را تغییر بدهد، و بداند که او باید کسی باشد که گزارش را مطابق الفاظ نقل می‌کند؛ دقیقاً آنچنان که [آنها را] شنیده است (یؤدّي الحدیث بِحُروفِهِ کَما سَمِعَ).۳

با این همه، در الرسالة شافعی، مقولات لفظ و معنی به نحو کامل مطرح نمی‌شوند، و او در موارد دیگری اشاره می‌کند نقلی که بافت را حفظ کند، حتی اگر لفظی نباشد، بر نقلِ لفظیِ صحیحی که بافت را نادیده بگیرد و بدین طریق معنا را تحریف کند ترجیح دارد.۴

بدین ترتیب، پافشاری بر نقلِ لفظي در کتاب سُلَیم انتقادی ضمنی (و واکنشی) به دیدگاه اکثریتی است که نقلِ معنوي را مُجاز می‌دانند. اما این گزارش متضمن اصطلاحاتِ فنی‌ای

1..Wael Hallaq, "The authenticity of prophetic Hadith: a pseudo-problem”, Studia Islamica, ۹۰, ۱۹۹۹, ۷۵–۹۰.

2.. یُنبُل می‌نویسد تنها پس از زمان ابن صلاح شَهرَزوری (د. ۶۴۳/۱۲۴۵) بود که تمایز بین متواتر لفظي و متواتر معنوي به نحو کامل در علوم حدیث کاربرد یافت، زمانی که "به نحو دقیقی تعریف شد که این اصطلاح [متواتر] در واقع به چه چیزی اشاره دارد...". البته احتمال آن هست که معرفی این اصطلاحات متأخر باشد، اما این بدان معنا نیست که پیش از این تاریخ، تمایز لفظي/معنوي شناخته‌شده نبوده (و به نحو ضمنی و یا حتی علنی بیان نشده) است.
G. Juynboll, "(Re)appraisal of some terms in Ḥadīth science”, Islamic Law and Society, ۸, ۲۰۰۳, ۳۲۷.

3.. الشافعی، رسالة، ص۳۷۰، بند ۱۰۰۱. آنچه در ادامۀ این بند آمده، قیدی برای نقلِ لفظیِ روایت را با فهمی کامل از معنا ترکیب می‌کند، چنان‌که گویی هر دوی اینها پیش‌شرط نقلِ صحیحِ روایت هستند. این مطلب، در واقع، همان دیدگاهی است که در گزارش کتاب سلیم برای آن استدلال شده است.

4.. See: Lowry, Early Islamic Legal Theory, ۱۲۷.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
138

اشتباه نیست؛۱ بلکه آنچه را می‌شنود آنچنان که باید (علی وجهِهِ) حفظ می‌کند، و آن را همان‌طور که شنیده است می‌آورد؛ او نه چیزی به آن می‌افزاید و نه چیزی از آن می‌کاهد. او ناسخ را از منسوخ حفظ می‌کند،۲ و بر طبق ناسخ عمل می‌کند و منسوخ را کنار می‌گذارد.۳۴

گرچه از اصطلاح‌های لفظي/معنوي استفاده نشده است، اما در اینجا نیز تمایز لفظی/معنوی آشکارترین اشارت است. ممکن است عَلی وَجهِه («آنچنان که هست»، «آنچنان که باید باشد») به معنای نقلِ لفظیِ دقیق نباشد، بلکه به معنای «به شکلی که معنا را کاملاً حفظ می‌کند» یا یک چنین عبارتی باشد؛ اما بقیه توصیف، از جمله عبارتِ ”آن را همان‌طور که شنیده است می‌آورد؛ او نه چیزی به آن می‌افزاید و نه چیزی از آن می‌کاهد"، همچون توصیفِ نوع دوم، بر ترجیحِ نقلِ لفظي دلالت می‌کند. چنان‌که پیش‌تر نقل شد، به نظر می‌رسد الزام به نقل لفظی و نه نقل به معنا، در زمان شافعی، دیدگاهِ اقلیت بوده است. شافعی دغدغه‌هایی در این باره دارد،‌ اما به‌تفصیل به آن نمی‌پردازد. در واقع، بحث مطرح‌شده در سراسر الرسالة او، درباره قابلیتِ گزارش‌های با نقل محدود ( آحاد) برای مستند قرار گرفتن، چندان حول بحثِ لفظ/معنا نیست (و او به صورت تلویحی پذیرفته است که تغییرات لفظی لزوما به تغییرات معرفت‌شناختی از یک گزارش نمی‌انجامند)، بلکه دغدغه تأیید این مطلب را دارد که گرچه ممکن است گزارش‌های با نقل محدود [[=اخبار آحاد]] به نوعی از قطعیت نرسند، اما از جهت برهان‌آوری آن قدر نیرو دارند که از آنها به‌عنوان منابع فقهی استفاده شود.۵ این را می‌دانیم که در دوره‌های بعدی علوم حدیث، اطمینانِ کامل از عبارت‌بندیِ

1.. لَم یَوهَم. کلینی این گونه آورده است: "او آن را فراموش نمی‌کند"؛ ابن بابویه این گونه: "او بی‌دقت نیست", گرچه به نظر می‌رسد این مواردْ شکل‌های املایی متفاوت هستند ( لَم یَنسَهُ؛ لَم یَسْهُ). در نهج البلاغه چنین است: "او دچار اشتباه نیست" ( لَم یَـهَمْ). حرانی، با ترکیب این دو تحریر، چنین آورده است: «او نه دچار اشتباه است (یَتَوَهَّم) و نه فراموش می‌کند».

2.. کلینی و ابن بابویه در اینجا "دانسته" (عَلِمَ) ضبط کرده‌اند، نه "حفظ می‌کند" (حَفِظَ) که اشاره دارد بر اینکه "او تفاوت بین ناسخ و منسوخ را می‌داند". در نهج البلاغة، فرایند تطابق با نظریۀ تثبیت‌شده دربارۀ نسخ کامل است: او "ناسخ را حفظ و بر اساس آن عمل می‌کند، و منسوخ را حفظ اما از آن پرهیز می‌کند (جَنَبَهُ)" (الشریف الرضی، نهج البلاغة، ج۲، ص۱۹۰).

3.. سُلَیم بن قَیس، کتاب سُلَیم، ج۲، ص۶۲۳.

4.وَ رَجُلٌ رَابِعٌ لَمْ يَكْذِبْ عَلَى اللَّهِ وَ لَا عَلَى رَسُولِهِ بُغْضاً لِلْكَذِبِ وَ تَخَوُّفاً مِنَ اللَّهِ وَ تَعْظِيماً لِرَسُولِهِ (ص) وَ لَمْ يُوهِمْ بَلْ حَفِظَ مَا سَمِعَ عَلَى وَجْهِهِ َجَاءَ بِهِ كَمَا سَمِعَهُ وَ لَمْ يَزِدْ فِيهِ وَ لَمْ يَنْقُصْ وَ حَفِظَ النَّاسِخَ [مِنَ الْمَنْسُوخِ فَعَمِلَ بِالنَّاسِخِ‏] وَ رَفَضَ الْمَنْسُوخَ.

5.. See: Jonathan Brown. "Did the Prophet say it or not? The literal, historical and effective truth of Hadiths in Sunni Islam”, Journal of the American Oriental Society, ۱۳۹, ۲۰۰۹, ۲۵۹–۸۵.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 17071
صفحه از 416
پرینت  ارسال به