135
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

ناصحیح عرضه می‌کند، آن را رها می‌کرد، همان‌طور که اگر مسلمانان این امر را فهمیده بودند، آن را رها می‌کردند. از این برمی‌آید که هیچ سرزنشی بر راوی نیست، اما گزارش او باید رد شود. ترجیح با نقلِ لفظ‌به‌لفظِ دقیق است (و نه انتقال معنای مفروض از سخن پیامبر)، اما ممکن است فردی که توان فهم دقیقِ معنای گزارش را دارد (یعنی آن که طی انتقالْ وَهْمِ خودش را دخیل نکند) بتواند معنا را به شکلی قابل‌قبول منتقل کند. بنا بر توصیف بالا، امکان این هست که نوعی از نقلِ معنوی که به عبارت‌بندیِ دقیق گزارش لطمه می‌زند همچنان انتقالِ «عَلی وَجهِهِ» باشد. این نحوه عرضه، طبیعتاً، دوگانه نقلِ لفظي/معنوي را پیش نظر می‌آورد، گرچه خودِ این اصطلاحات به کار نرفته‌اند. در ادامه مجدداً به این تمایز بازخواهم گشت.

در بحث درباره سومین نوع راوی است که نسخ برجسته می‌شود. به نظر می‌رسد که این گونه راویان رخ‌دادنِ الغاء ( نسخ) را در نظر نمی‌گیرند:

مرد سومی می‌شنود که پیامبر به چیزی امر می‌کند و سپس از آن نهی می‌کند، و او [راوی] از این نهی اطلاع ندارد. یا می‌شنود که او [[=پیامبر]] از چیزی نهی می‌کند و سپس به آن امر می‌کند، و او از آن آگاه نیست. او منسوخ را نگه می‌دارد (حَفِظَ) اما ناسخ را حفظ نمی‌کند؛ اما اگر می‌دانست که آن سخن منسوخ است، آن را رد می‌کرد (رَفِضَ). اگر مسلمانان می‌دانستند زمانی که آن [[گزارش]] را می‌شنوند منسوخ شده است، آن را رد می‌کردند.۱  ۲

دقیقاً روشن نیست راوی چه چیز را نمی‌داند، اما از سیاق کلام به نظر می‌رسد که به احتمال بسیار او از امر (یا نهیِ) بعدی پیامبر[[ص]] آگاه نیست و تنها [[امر یا نهیِ]] اوّلی را شنیده است. این امکان هست که منظورْ بدفهمی شدیدتری درباره فرایند نسخ باشد؛ یعنی اینکه او هم امر و هم نهی را می‌شنود اما نخستین را می‌گیرد، زیرا رویّه نسخ را نمی‌فهمد و به جای حفظ ناسخ، منسوخ را حفظ می‌کند. اگر او می‌دانست که آن [[امر یا نهی]] منسوخ است (یعنی، اگر می‌دانست که کار نسخ چیست)، آن را کنار گذاشته بود. در هر دو وجه، فرض روشنی درباره مفهومی پیشرفته از نسخ وجود دارد: یک حکمِ بعدی حکم قبلی را ملغا

1.. سُلَیم بن قیس، کتاب سُلَیم، ج۲، ص۶۲۳.

2.وَ رَجُلٌ ثَالِثٌ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) شَيْئاً أَمَرَ بِهِ ثُمَّ نَهَى عَنْهُ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ أَوْ سَمِعَهُ نَهَى عَنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ أَمَرَ بِهِ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ [حَفِظَ] الْمَنْسُوخَ وَ لَمْ يَحْفَظِ النَّاسِخَ فَلَوْ عَلِمَ أَنَّهُ مَنْسُوخٌ لَرَفَضَهُ وَ لَوْ عَلِمَ الْمُسْلِمُونَ أَنَّهُ مَنْسُوخٌ [إِذْ سَمِعُوهُ‏] َرَفَضُوهُ.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
134

امیر و قاضی بر مردم گماردند، و از طریق آنان دنیا را به کام خویش کشیدند. مردم، به‌جز آنانی که خدا حفظشان کرده است، فقط از پادشاهان این جهان حمایت خواهند کرد. اینْ اولینِ از آن چهار نوع است.۱

این عبارتْ مطلبِ اندکی درباره هرمنوتیک به ما می‌گوید، اما در عوض به تعداد زیادی از مضامینِ تثبیت‌شده شیعی اشاره می‌کند: نپذیرفتن صحابه پیامبر[[ص]] به‌عنوان راویان موثق، ارتباط بین این شاهدانِ کاذب و قدرت سیاسی بعد از فوت پیامبر[[ص]]، و مفهومِ «آنانی که خدا حفظشان کرده است» (امامان و احتمالاً شیعیانشان) که از «مردم» ( النّاس؛ احتمالاً ناظر به غیرشیعیان؛ هرچند این یگانه تفسیرِ ممکن نیست) متمایزند. هدف روایت ضرورتاً امویان نیستند، گرچه در نگاه نخست محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسند. با این حال، این ردیّه می‌تواند عام باشد و شامل تمام کسانی شود که پیامِ پیامبر[[ص]] را تحریف کردند. به احتمال بسیار، چنین اظهارنظرهایی است که مدرسی را قانع کرده که کتاب سُلَیم را به‌عنوان «جدلی ضد اموی» رده‌بندی کند.۲

نوع دوم راویان چنین توصیف می‌شوند:

مرد دیگری از پیامبر چیزی می‌شنود، اما آن را دقیق به خاطر نمی‌سپارد، و درباره [معنای] آن رو به ظن و گمان می‌آورد (وَهَمَ فیه). در مدتی که [گزارش] در دستان اوست، قصد ندارد دروغ بگوید؛ او آن را منتقل می‌کند و آن را مبنای رفتارهایش قرار می‌دهد، و می‌گوید: ”من این را از رسول خدا شنیدم." اما اگر مسلمانان می‌دانستند که او درباره این حدیث از ظن و گمان پیروی می‌کند، [آن را] نمی‌پذیرفتند. خود او [نیز] اگر می‌دانست که درباره آن به ورطه ظن و گمان افتاده است، آن را رها می‌کرد.۳

در اینجا، راوی نمی‌تواند گزارش را به صورت دقیق (عَلی وَجهِهِ ـ «آن چنان که هست» یا شاید «آن چنان که باید به خاطر سپرده شود») حفظ کند، اما گمان می‌کند که می‌داند معنای آن چیست و بنابراین تحریر خودش از معنای آن (وَهْم خودش) را عرضه می‌کند. او این کار را بدون فکر انجام می‌دهد، بر خلاف فرد منافق؛ و اگر او می‌فهمید که دارد روایت را به نحو

1.رَجُلٌ مُنَافِقٌ مُظْهِرٌ لِلْإِيمَانِ مُتَصَنِّعٌ بِالْإِسْلَامِ لَا يَتَأَثَّمُ وَ لَا يَتَحَرَّجُ أَنْ يَكْذِب‏ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) مُتَعَمِّداً فَلَوْ عَلِمَ الْمُسْلِمُونَ أَنَّهُ مُنَافِقٌ كَذَّابٌ لَمْ يَقْبَلُوا مِنْهُ [وَ لَمْ يُصَدِّقُوهُ] وَ لَكِنَّهُمْ قَالُوا هَذَا صَاحِبُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) رَآهُ وَ سَمِعَ مِنْهُ [وَ هُوَ لَا يَكْذِبُ وَ لَا يَسْتَحِلُّ الْكَذِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)] وَ قَدْ أَخْبَرَ اللَّهُ عَنِ الْمُنَافِقِينَ بِمَا أَخْبَرَ وَ وَصَفَهُمْ بِمَا وَصَفَهُمْ [فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ. ثُمَّ بَقُوا بَعْدَهُ‏] وَ تَقَرَّبُوا إِلَى أَئِمَّةِ الضَّلَالِ وَ الدُّعَاةِ إِلَى النَّارِ بِالزُّورِ وَ الْكَذِبِ وَ [النِّفَاقِ‏] وَ الْبُهْتَانِ فَوَلَّوْهُمُ الْأَعْمَالَ وَ حَمَلُوهُمْ عَلَى رِقَابِ النَّاسِ وَ أَكَلُوا بِهِمْ [مِنَ‏] الدُّنْيَا وَ إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوكِ [فِي‏] الدُّنْيَا إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ. فَهَذَا أَوَّلُ الْأَرْبَعَةِ.

2.. Modarressi, Tradition and Survival, ۸۲ [[ب.ت: مدرسی، میراث]].

3.وَ رَجُلٌ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص شَيْئاً فَلَمْ يَحْفَظْهُ عَلَى وَجْهِهِ وَ وَهِمَ فِيهِ وَ لَمْ يَتَعَمَّدْ كَذِباً وَ هُوَ فِي يَدِهِ. يَرْوِيهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَقُولُ أَنَا سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص). فَلَوْ عَلِمَ الْمُسْلِمُونَ أَنَّهُ وَهِمَ لَمْ يَقْبَلُوا وَ لَوْ عَلِمَ هُوَ أَنَّهُ وَهِمَ [فِيهِ‏] لَرَفَضَهُ.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18921
صفحه از 416
پرینت  ارسال به