129
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

مهارت‌های هرمنوتیکیِ لازم برای تضمینِ صحتِ نقل تسلط دارد. بخش اول گزارش با خلاصه‌ای کلی از دسته‌بندی‌های هرمنوتیکی در گفتار پیامبر[[ص]] به پایان می‌رسد که (به ادعای امام علی[[ع]]) با دسته‌بندی‌های موجود در گفتار خدا (یعنی قرآن) یکسانند. بخش دوم گزارش از رابطه علی[[ع]] با پیامبر[[ص]] سخن می‌گوید و اینکه او چگونه از پیامبر[[ع]] دانش را فرا گرفته است؛ و همچنین صداقت سُلَیم در نقل روایت را تأیید می‌کند. احتمالاً دو بخشِ روایت در اصل جدا از هم بوده‌اند و در کتاب سلیم کنار هم گذاشته شده‌اند. بخش اول گزارش از نظر شریف رضی در نهج البلاغه، یک واحد کاملِ مجزا است که می‌توان آن را به‌تنهایی نقل کرد و در شکل‌دهی آموزه‌ها نیازی به بخش دومی که در نقلِ مذکور در کتاب سلیم یافت می‌شود نیست. تحریری از این خبر که در کتاب سلیم آمده است چنین آغاز می‌شود:

[سلیم نقل می‌کند:] من به علی گفتم: ”ای امیر المؤمنین، من از سلمان، مقداد و ابو ذر چیزهایی درباره تفسیر قرآن و نقلِ خبر از پیامبر شنیده‌ام.۱ آن گاه من از تو تأییدی بر آنچه از آنان شنیده بودم شنیدم. من در میان مردم چیزهای بسیاری درباره تفسیر قرآن و احادیث پیامبر دیده‌ام که با آنچه از شما شنیده‌ام تفاوت دارد. تو مدعی هستی که اینها غلط (باطل، یا نامعتبر) هستند.۲ آیا می‌اندیشی که مردم درباره رسول خدا به‌عمد دست به جعل و دروغ‌گویی می‌زنند، و قرآن را تفسیر به رأی می‌کنند؟"

[علی] به من رو کرد و گفت: ”تو پرسیدی، پس پاسخ را بفهم. در دستان مردم، هم معتبر وجود دارد هم نامعتبر (حقّاً وَباطلاً)، هم راست هست و هم دروغ (صِدقاً وکِذباً)، هم لغوکننده و هم لغوشده (ناسِخاً وَمنسوخاً)، هم فراگیر و هم ویژه (عامّاً وخاصّاً)، هم قطعی و هم مبهم (مُحکَماً وَمُتَشابِهاً)، هم نگهداری و هم بُلهوسی (حِفظاً وَوَهماً).۳۴

1.. فضل، کلینی، و ابن بابویه این عبارت را افزوده‌اند که "من از سلمان و... شنیدم که به‌نحوی متفاوت با آنچه در دستان مردم است از پیامبر گزارش می‌کردند." این عبارت بر این نکته تأکید می‌کند که این سه صحابی نخستین، و طرفداران پروپاقرص علی[[ع]]، در تفسیر و روایت با مابقی جامعۀ مسلمانان اختلاف دارند. حرّانی این بخش را به‌نحو چشمگیری خلاصه کرده است و این عنصر در آن موجود نیست.

2.. فضل، کلینی و ابن بابویه چنین نقل کرده‌اند: "تمام آن ( کُلُّه) غلط است". این افزوده نیز بر تفاوت بارز بین شیعه و مابقی جامعۀ مسلمانان بر سر تفاسیر و نقل‌ها از پیام پیامبر[[ص]] تأکید می‌کند.

3.. سُلَیم بن قیس، کتاب سُلَیم، ج۲، ص۶۲۰-۶۲۱.

4.قُلْتُ لِعَلِيٍّ (ع) يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ مِنَ الرِّوَايَةِ عَنِ النَّبِيِ (ص) ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي النَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ مِنَ الْأَحَادِيثِ عَنِ النَّبِيِّ (ص) تُخَالِف‏ الَّذِي سَمِعْتُهُ مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى [النَّاسَ‏] يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِمْ قَالَ فَأَقْبَلَ عَلِيٌّ ع فَقَالَ لِي يَا سُلَيْمُ قَدْ سَأَلْتَ فَافْهَمِ الْجَوَابَ إِنَّ فِي أَيْدِي النَّاسِ حَقّاً وَ بَاطِلًا وَ صِدْقاً وَ كَذِباً وَ نَاسِخاً وَ مَنْسُوخاً وَ خَاصّاً وَ عَامّاً وَ مُحْكَماً وَ مُتَشَابِهاً وَ حِفْظاً وَ وَهَماً.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
128

تحریری از این گزارش، البته بسیار به اختصار و نیز با برخی شاخ‌وبرگ‌دادن‌ها، در نهج البلاغه (که در اصل توسط شریف رضی (د. ۴۰۶/۱۰۱۵) «گردآوری» شده است) تحت عنوان خطبه ۲۰۱ امام علی[[ع]] دیده می‌شود.۱ تحلیل متنی این گزارش،‌ و همچنین تحریرهای مختلفش، در سنجش با تاریخ اولیه هرمنوتیک اسلامی، ما را قادر می‌سازد که، محتاطانه، تاریخی را برای زمان تألیف این بخش از گزارش دهُمِ کتاب سلیم بن قیس مطرح کنیم.

کتاب سلیم بن قیس: گزارش دهُم (بخش اول)

در گزارش شماره ۱۰ در تصحیح اخیر انصاری از کتاب سُلَیم، از امام علی[[ع]] درباره تفاوت‌هایی سؤال می‌شود که در نقلِ روایت و تفسیر قرآن در بین مردم یافت می‌شود.۲ او در پاسخ چهار (و فقط چهار) نوع راوی را که تشخیص داده، فهرست می‌کند. من این چهار نوع را چنین نامیده‌ام: منافق، جسور، در خطا، و موثق. در گزارش، توصیف کوتاهی درباره ویژگی‌های هر کدامشان آمده است. این توصیفات مهم‌ هستند؛ زیرا، چنان‌که خواهیم دید، مستلزم سطحی از آگاهی هرمنوتیکی هستند. [[بنا بر این گزارش]] در نقل اخبار، فقط می‌توان به چهارمین نوع (یعنی موثق) اعتماد کرد؛ فقط راوی نوعِ‌ چهارم است که بر

1.. من در اینجا تحریر نهج البلاغه (الشریف الرضی، نهج البلاغة، تص. محمد عبده، قم، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۱، ش۳۱۰) را به‌تفصیل بررسی نخواهم کرد؛ [[زیرا]] گرچه آن هم قطعاً تحریری از همین گزارش است، نشانه‌های گسترده‌ای از تعدیل و روزآمد کردن را در خود دارد. این موضوع برای تاریخ‌گذاری نهج البلاغه اهمیت دارد (موضوعی که در جایی دیگر باید به آن پرداخت)، اما کمک چندانی به روشن شدن تاریخ گزارش موجود در کتاب سُلَیم نمی‌کند.

2.. من قبلا به نحو مختصری دربارۀ این گزارش بحث کرده‌ام، ن.ک:
R. Gleave, Islam and Literalism: Literal Meaning and Interpretation in Islamic Legal Theory (Edinburgh, ۲۰۱۱), ۱۲۸–۳۰.
این مقاله، تا حدی، بسط مباحثی است که در آنجا ارائه شده است. علاوه بر ترجمۀ دیگرِ بیهُم ـ دائو که در این مجلد آمده، و نیز ترجمۀ تحریر مذکور در [[کافیِ]] کلینی از این گزارش که در رسالۀ دکتری او آمده است، امیرمعزی نیز بخشی از گزارش را به فرانسوی ترجمه کرده است:
Amir-Moezzi, Le Coran silencieux et le Coran parlant (Paris, ۲۰۱۱), ۴۱–۳.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18953
صفحه از 416
پرینت  ارسال به