مهارتهای هرمنوتیکیِ لازم برای تضمینِ صحتِ نقل تسلط دارد. بخش اول گزارش با خلاصهای کلی از دستهبندیهای هرمنوتیکی در گفتار پیامبر[[ص]] به پایان میرسد که (به ادعای امام علی[[ع]]) با دستهبندیهای موجود در گفتار خدا (یعنی قرآن) یکسانند. بخش دوم گزارش از رابطه علی[[ع]] با پیامبر[[ص]] سخن میگوید و اینکه او چگونه از پیامبر[[ع]] دانش را فرا گرفته است؛ و همچنین صداقت سُلَیم در نقل روایت را تأیید میکند. احتمالاً دو بخشِ روایت در اصل جدا از هم بودهاند و در کتاب سلیم کنار هم گذاشته شدهاند. بخش اول گزارش از نظر شریف رضی در نهج البلاغه، یک واحد کاملِ مجزا است که میتوان آن را بهتنهایی نقل کرد و در شکلدهی آموزهها نیازی به بخش دومی که در نقلِ مذکور در کتاب سلیم یافت میشود نیست. تحریری از این خبر که در کتاب سلیم آمده است چنین آغاز میشود:
[سلیم نقل میکند:] من به علی گفتم: ”ای امیر المؤمنین، من از سلمان، مقداد و ابو ذر چیزهایی درباره تفسیر قرآن و نقلِ خبر از پیامبر شنیدهام.۱ آن گاه من از تو تأییدی بر آنچه از آنان شنیده بودم شنیدم. من در میان مردم چیزهای بسیاری درباره تفسیر قرآن و احادیث پیامبر دیدهام که با آنچه از شما شنیدهام تفاوت دارد. تو مدعی هستی که اینها غلط (باطل، یا نامعتبر) هستند.۲ آیا میاندیشی که مردم درباره رسول خدا بهعمد دست به جعل و دروغگویی میزنند، و قرآن را تفسیر به رأی میکنند؟"
[علی] به من رو کرد و گفت: ”تو پرسیدی، پس پاسخ را بفهم. در دستان مردم، هم معتبر وجود دارد هم نامعتبر (حقّاً وَباطلاً)، هم راست هست و هم دروغ (صِدقاً وکِذباً)، هم لغوکننده و هم لغوشده (ناسِخاً وَمنسوخاً)، هم فراگیر و هم ویژه (عامّاً وخاصّاً)، هم قطعی و هم مبهم (مُحکَماً وَمُتَشابِهاً)، هم نگهداری و هم بُلهوسی (حِفظاً وَوَهماً).۳۴
1.. فضل، کلینی، و ابن بابویه این عبارت را افزودهاند که "من از سلمان و... شنیدم که بهنحوی متفاوت با آنچه در دستان مردم است از پیامبر گزارش میکردند." این عبارت بر این نکته تأکید میکند که این سه صحابی نخستین، و طرفداران پروپاقرص علی[[ع]]، در تفسیر و روایت با مابقی جامعۀ مسلمانان اختلاف دارند. حرّانی این بخش را بهنحو چشمگیری خلاصه کرده است و این عنصر در آن موجود نیست.
2.. فضل، کلینی و ابن بابویه چنین نقل کردهاند: "تمام آن ( کُلُّه) غلط است". این افزوده نیز بر تفاوت بارز بین شیعه و مابقی جامعۀ مسلمانان بر سر تفاسیر و نقلها از پیام پیامبر[[ص]] تأکید میکند.
3.. سُلَیم بن قیس، کتاب سُلَیم، ج۲، ص۶۲۰-۶۲۱.
4.قُلْتُ لِعَلِيٍّ (ع) يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ مِنَ الرِّوَايَةِ عَنِ النَّبِيِ (ص) ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي النَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ مِنَ الْأَحَادِيثِ عَنِ النَّبِيِّ (ص) تُخَالِف الَّذِي سَمِعْتُهُ مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى [النَّاسَ] يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِمْ قَالَ فَأَقْبَلَ عَلِيٌّ ع فَقَالَ لِي يَا سُلَيْمُ قَدْ سَأَلْتَ فَافْهَمِ الْجَوَابَ إِنَّ فِي أَيْدِي النَّاسِ حَقّاً وَ بَاطِلًا وَ صِدْقاً وَ كَذِباً وَ نَاسِخاً وَ مَنْسُوخاً وَ خَاصّاً وَ عَامّاً وَ مُحْكَماً وَ مُتَشَابِهاً وَ حِفْظاً وَ وَهَماً.