127
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

گزارش از گزارش‌های کتاب سلیم آغاز کرده است.۱ او نتیجه می‌گیرد که این گزارش جعلی است، نه فقط به علت ارجاع‌های زمان‌پریشانه به پرچم‌های سیاهِ عباسی، بلکه به علت جانبداری‌اش از شکل هاشمیِ تشیع. او برای زمان تألیف گزارش، زمانی بین سرِ کار آمدن عباسیان [[۱۳۲ق]] تا سال ۷۶۲م [[۱۴۴ق]]، «اما در هر حال، نه بعد از دهه ۷۸۰م [[دهه ۱۶۰ق]]» را تعیین می‌کند.۲ من نیز با هدف ادامه دادنِ محتاطانه و آزمایشیِ این رویکرد، بخش اول گزارش دهُم را برگزیده‌ام. در این بخش از گزارش دهُم، سُلَیم از امام علی[[ع]] درباره دیدگاه‌های رایج در بین مردم درباره تفسیر قرآن و درباره نقل گزارش‌ها از پیامبر[[ص]] سؤال می‌کند (مِن تَفسیر القرآن وَمِن الرّوایَة عَن النبي).۳ کتاب سُلیم یگانه منبع این گزارش (یا یگانه نقل آن) نیست. تحریرهای دیگری از این گزارش را می‌توان در دیگر منابع اولیه مانند الکافی کلینی (د. ۳۲۹/۹۳۹)، الخصال ابن بابَویه (د. ۳۸۱/۹۹۱) و کتاب تحف العقول ابن شَعبة الحرّانی (ز. قرن چهارم/دهم) یافت که همواره به سُلَیم نسبت داده شده و از طریق اَبان نقل شده‌اند. من در تحلیلِ ذیل به این تحریرهای دیگر از گزارش و نیز تحریر موجود در پاره به‌جامانده از مختصر اثبات الرجعة فضل بن شاذان (د. ۲۶۰/۸۷۴)، ارجاع خواهم داد.۴

1.. P. Crone, "Mawālī and the Prophet’s family: an early Shīʿite view”, in Monique Bernards and John Nawas (eds), Patronate and Patronage in Early and Classical Islam (Leiden, ۲۰۰۵), ۱۶۷–۹۴.

2.. Crone, "Mawālī”, ۱۷۹.

3.. به دلایلی که در ادامه روشن خواهند شد، من گزارش دهُم در نسخۀ کنونی از کتاب سُلَیم را یک گزارش مرکب می‌دانم که (دست‌کم) از دو گزارش مجزا تشکیل شده است. در تحلیل ذیل، کلمۀ «گزارش» نه به تمام گزارشِ دهُم، بلکه فقط به بخش اول آن اشاره دارد.

4.. محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی، تص. علی اکبر غفاری (تهران، ۱۳۶۳ش)، ج۱، ص۶۲-۶۴؛ ابن بابویه، الخصال، تص. علی اکبر غفاری (قم، ۱۴۰۳ق)، ۲۵۵-۲۵۷؛ الفضل بن شاذان، مختصر اثبات الرجعة، تص. باسم الموسوی، چاپ‌شده در مجلۀ تراثنا، ش۱۵، ص۱۹۳-۲۲۳ (این گزارش در صص ۲۰۱-۲۰۶ آمده است)؛ ابن شَعبة الحرّانی، تُحَف العقول، تص. علی اکبر غفاری (قم، ۱۴۰۴ق)، ۱۹۳-۱۹۶. تمیمه بِیهُم ـ ‌دائو (Tamima Bayhom-Daou) تحریری را که در کافی کلینی یافت می‌شود بررسی کرده است. او این کار را در رسالۀ دکتری‌اش («تلقی شیعۀ امامی از علم امام و منابع آموزه‌های دینی در دوران شکل‌گیری: از هشام بن حکم تا کلینی») تحت راهنمایی پرفسور هاوتینگ انجام است (unpublished PhD thesis, School of Oriental and African Studies, University of London, ۱۹۹۶, ۲۰۰–۹). تاریخی که او در آنجا، و نیز در مشارکتش در این مجلد، برای گزارش تعیین می‌کند عمدتاً مبتنی بر این فرض است که گزارش را یک کلِ یکپارچه بگیرد؛ اما من ترجیح می‌دهم که بین بخش اول و بخشِ دوم گزارش، که بزرگ‌تر هم هست، تمایز بگذارم؛ زیرا این دو بخش بر منابع کاملاً متفاوتی مبتنی‌اند. بین تحریر کلینی و تحریری که در کتاب سلیم یافت می‌شود و من در ادامه به آن اشاره می‌کنم تفاوت‌هایی وجود دارد. سنت شیعی نیز این دو بخشِ گزارش را جداشدنی می‌داند (به همین دلیل است که در تحریرهای متعددی، از جمله تحریر مذکور در نهج البلاغه، تنها بخش اول آمده است).


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
126

گرچه متن در طول زمان دستخوش افزایش و اصلاح بوده (و گاهی مطالب دگراندیشانه آن «تصحیح» شده است)، دست‌کم بخشی از متن اصلی را می‌توان بازسازی کرد.۱ دَکاکه نیز دیدگاه مشابهی دارد.۲ امیرمعزی، در یک یادداشت کتاب‌شناختیِ کامل، در اینکه تاریخ اولیه را سراسر جعلی بداند و آن را کنار بگذارد، شتاب‌زدگی‌اش اندکی کمتر از مدرسی است؛ اما از سوی دیگر، درباره امکان بازیابی متن اصلی خوش‌بینی کمتری دارد، چراکه معتقد است تغییرات عملاً متن اصلی را غیر قابل بازسازی کرده‌اند.۳ در نظر مدرسی، مُدرَجات و اضافات به‌راحتی قابل‌تشخیص‌اند؛۴ اما امیرمعزی به علت حجم افزوده‌ها و دست‌بُردها، بازسازی متن اصلی را دشوار، و شاید غیرممکن، می‌داند.۵

با فرض قبول اینکه این اثر به عنوان یک کل، مسئله‌دار است (یا دست‌کم چنین دانسته می‌شود)، یک رویکرد سودمند (گرچه قطعاً زمان‌بر) می‌تواند این باشد که تاریخ اجزاء تشکیل‌دهنده کتاب سلیم به صورت جداجدا بررسی شود تا تصویری از تحولات مطالبِ کتاب پیش از گردآوری‌شان به دست آید. کرونه چنین اقدامی را با بررسی بیست و سومین

1.. Hossein Modarressi, Tradition and Survival: A Bibliographical Survey of Early Shīʿite Literature Volume ۱ (Oxford, ۲۰۰۳), ۸۲–۶ [[ب.ت: مدرسی، میراث]].
مدرسی این کتاب را «قدیمی‌ترین کتابِ شیعیِ باقی‌مانده» می‌داند.

2.. Massi Maria Dakake, "Love, loyalty and faith: defining the boundaries of the early Shiʿite community”, PhD dissertation, Princeton, ۲۰۰۰, ۳۴۶–۵۶.

3.. Mohammad Ali Amir-Moezzi, "Note bibliographique sur le Kitâb Sulaym b. Qays, le plus ancien ouvrage shiʿite existent”, in M.A. Amir-Moezzi, M.M. Bar-Asher and S. Hopkins (eds), Le shîʿisme Imāmīte quarante ans après. Hommages à Etan Kohlberg (Paris, ۲۰۰۹), ۳۳–۴۸.
امیرمعزی در کتاب زیر بررسی مبسوطی انجام داده است:
Le Coran Silencieux et le Coran parlant (Paris, ۲۰۱۱), ۲۷–۶۲.
که خلاصه‌ای از آن به انگلیسی در مقالۀ زیر آمده است:
"The silent Quran and the speaking Quran: history and scriptures through the study of some ancient texts”, Studia Islamica ۱۰۸, ۲۰۱۳, ۱۴۳–۷۴
(بحث از کتاب سُلَیم در صفحات ۱۴۶-۱۴۹ مقالۀ فوق آمده است).

4.. Modarressi, Tradition and Survival, ۸۶ [[ب.ت: مدرسی، میراث]].

5.. Amir-Moezzi, "Note bibliographique”, ۴۰.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 19016
صفحه از 416
پرینت  ارسال به