۷. ابوهريره را يكى از جاعلان حديث مى شمرد؛ ۱
۸. به نقد محتوايى متن احاديثْ تأكيد مى ورزد؛ ۲
۹. درباره خبر واحد، بحث انتقادى مطرح مى سازد. ۳
اين دو كتاب ، سبب شد كه وى را به فسق و خدمت گزارى خاورشناسان و برخى نسبت هاى عقيدتى ، متّهم سازند.
بر كتاب هاى وى ، نقدهاى فراوانى نوشته شده كه مى توان از اينها ياد كرد:
ـ دفاع عن السنّة المحمّدية، محمّد محمّد أبو شهبه، ۱۹۶۰م؛
ـ السنّة فى مكانتها وفى تاريخها، عبدالحليم محمود، ۱۹۶۷م؛ ۴
ـ السنّة ومكانتها فى التشريع الإسلامى، مصطفى السباعى، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م؛
ـ الأنوار الكاشفة، لما فى كتاب أضواء على السنّة من الزلل والتضليل والمجازفة ، عبدالرحمن المعلّمى، ۱۳۷۸ق.
چهار . محمّد غزالى (۱۳۳۷ ـ ۱۴۱۶ق / ۱۹۱۷ ـ ۱۹۹۶م)
وى در دو اثر خود ، به مباحث حديثى پرداخته است : يكى كتاب السنّة النبويّة بين أهل الفقه و أهل الحديث (۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۹م) و ديگرى كتاب السيرة النبويّة .
وى در كتاب اوّل خود ، از اين نظريه دفاع مى كند كه احاديث را بايد مجتهدان و فقيهان تفسير كنند و تفسيرهاى جمودگرايانه اهل حديث ، مورد قبول نيست. نويسنده در اين اثر ، تلاش مى كند تا به نقد تفكّر سلفى گرى معاصر ـ كه همگان را به صورت مستقيم، به كتاب و سنّت ارجاع مى دهد ـ بپردازد. ۵
1.ر . ك : همان، ص ۱۶۷ ـ ۱۹۷.
2.ر . ك : همان، ۳۵۹ ـ ۳۸۲.
3.ر . ك : همان، ص ۳۳۶ ـ ۳۵۸.
4.اين رساله ، در سال ۱۹۹۰م، در كتاب القرآن والنبى ، از سوى دارالمعارف قاهره نيز به چاپ رسيده است.
5.ر . ك : السنّة النبويّة، ص ۱۵ ـ ۱۶ و ۲۴ ـ ۲۵.