به نظر مى رسد مجموعه اين آرا و ايرادها در جهان اسلام ، دو بازتاب داشته است :
يك . اين حركت، جنبشى را در ميان محقّقان مسلمان ايجاد كرده كه طى پنجاه سال گذشته ، نزديك به صدها كتاب در موضوعات مختلف حديث پژوهى تأليف كردند. از ميان آن موضوعات مى توان به اين موارد اشاره كرد : تدوين و كتابت حديث، نقد متن، پاسخ به خاورشناسان و ... .
از اين گذشته، بارزترين اثر ديگرش اين بود كه محقّقان اهل سنّت ، به كتابت حديث در زمان پيامبر و صحابه اعتقاد پيدا كردند . با اين كه پيشينيان اهل سنّت ، بر عدم كتابت و ممنوعيت آن در قرن اوّل تأكيد مى ورزيدند، امّا آن گاه كه كلّيت حديث را در مخاطره ديدند، از پاره اى تعصّب هايشان دست كشيدند و برخى از حقايق را پذيرفتند .
البته روشن است كه اين مقدار جنبش و حركت ، كافى نيست ؛ بلكه تلاش هاى جدى ترى بويژه در حوزه حديث شيعه ، لازم است كه اميد داريم پژهشگران ، به صورت جدى بدان بپردازند.
دو . دومين بازتاب آن، تأثير منفى و انفعالى اى است كه دامنگير برخى محققان شده و در حد افراطى اش به انكار حديثْ منجر شده است. گفته مى شود كه ديدگاه هاى برخى از پژوهشگران مسلمان در زمينه حديث ، چون : احمد امين، رشيد رضا ، توفيق صدقى و ابو رَيه، تحت تأثير اين فضا شكل گرفته اند ؛ چنان كه شكل گيرى گروه هايى مانند «القرآنيون» را نيز بايد ناشى از نظريه هاى خاورشناسان دانست.
اينك با گذشت بيش از يك قرن از طرح اين مسائل از سوى خاورشناسان و ورود پژوهشگران مسلمان ، به وادى تحقيق و پژوهش هاى اين چنينى، سرعت، گستردگى و تعميق مسائل ريشه اى در حوزه حديث ، بيشتر احساس مى شود و بى شك بايد به رشته «فلسفه علوم حديث» ـ كه به بنيادى ترين مسائل حديث مى پردازد ـ ، به شكل جدّى ترى روى آورد.
فهرست