33
حديث پژوهي

هى معناها و تبيّنها بياناً، فتصير الآية المتشابهة عند ذلك محكمة بواسطة الآية المحكمة ؛ ۱
اين همه ، دلالت دارد كه مراد از متشابه در آيات ، اين است كه به صِرف شنيدن آيه توسّط مخاطب ، مراد خداوند ، روشن نشود، بلكه ميان چند معنا مردّد شود تا به محكمات كتاب خداوند رجوع كند و آيات محكمِ آن را روشن سازد . با اين رجوع ، آيه متشابه ، محكم خواهد شد.
چنان كه از سخن علّامه آشكار است، وى مدّعى نيست كه هر آيه قرآنْ به تنهايى ، قابل درك است ؛ بلكه معتقد است كه فهم آيات و پى بردن به مراد آيات ، از مجموع قرآن بيرون نيست و اين ، يك قاعده عُقلايى است . اگر سخنرانى در يك مراسم ، سخن بگويد يا در يك كتاب ، مطلبى بنويسد، فصاحت و بلاغت ، اقتضا مى كند كه براى فهم مراد ، به مجموع سخنرانى و كتاب ، نظر افكنده شود، وگرنه ، احتمال لغزش و خطا طبيعى خواهد بود.
برخى از محقّقان ، سخنان علّامه را مورد نقّادى قرار داده ، به سه دليل ، اوّل از كلام علّامه پاسخ داده اند . در پاسخ به دليل اوّل كه مى گويد : «قرآن ، نور و تبيان است و نيازمند به غير نيست»، مى نويسد:
اولاً ، علّامه ، خود ، تفاصيل احكام را استثنا كرده و آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله ارجاع داده است و اگر نور است، استثنا برنمى دارد.
ثانياً ، نور بودن ، وصف كلّى قرآن است و اين مسئله ، با آن كه آيات متشابه ، در فهم و تفسير ، نيازمند روايات معصومان عليهم السلام باشد ، منافاتى ندارد .
در پاسخ به دليل دوم علّامه ـ كه تدبّر در قرآن باشد ـ مى فرمايد:
اگر بخش مهمّى از آيات ، قابل فهم و تفسير باشد، دستور به تدبّر و تأمّل در آيات ، صحيح است. معناى ارجاع و امر به تدبّر، تفسيرپذيرى مستقلِ تمامى آيات نيست .

1.همان، ص ۲۱.


حديث پژوهي
32

معنوى و مادى ، مردّد باشد) ، تنها با خود آيات امكان پذير است.
علّامه طباطبايى مى گويد:
على أن كلّ من يرعى نظره فى آيات القرآن من أوّله إلى آخره لا يشك فى أن ليس بينها آية لها مدلول و هى لا تنطق بمعناها و تضل فى مرادها، بل ما من آية إلّا و فيها دلالة على المدلول: أما مدلول واحد لايرتاب فيه العارف بالكلام، أو مداليل يلتبس بعضها ببعض و هذه المعانى الملتبسة لا تخلو عن حق المراد بالضرورة و إلّا بطلت الدلالة كما عرفت، و هذا المعنى الواحد الّذى هو حقّ المراد لامحالة لايكون أجنبياً عن الاُصول المسلّمة فى القرآن كوجود الصانع و توحيده و بعثة الأنبياء و تشريع الأحكام والمعاد و نحو ذلك، بل هو موافق لها و هى تستلزمه و تنتجه و تعيّن المراد الحق من بين المداليل المتعدّدة المحتملة، فالقرآن بعضه يبيّن بعضاً و بعضه أصل يرجع إليه البعض الآخر ؛ ۱
هر آن كس كه در تمامى آيات قرآن ، از اوّل تا آخر بنگرد، ترديد نخواهد كرد كه در ميان قرآن ، آيه اى نيست كه معنا و مرادش را بازگو نكند، بلكه هر آيه اى ، بر مدلولى دلالت دارد. گاه يك مدلول است كه سخن شناس در آن ترديد نكند و گاه چند مدلول است كه با هم اشتباه شود. در ميان اين مدلول ها مراد واقعى وجود دارد و گرنه ، دلالت ، معنا نداشت . آن معنا كه مراد خداوند است ، از اصول مسلّم قرآن در باب توحيد، نبوّت، معاد و احكام ، بيرون نيست ؛ بلكه با آن سازگار است و همان اصول مسلّم ، مراد واقعى را از ميان معانى گونه گون آن ، آشكار مى سازد. پس برخى از آيات قرآن ، برخى ديگر را تفسير مى كنند و برخى از آن ، اصلى اند كه بعضى ديگر بدان رجوع مى كنند .
وى در تعريف آيات متشابه مى گويد:
كلّ ذلك يدلّ على أنّ المراد بالتشابه كون الآية بحيث لا يتعيّن مرادها لفهم السامع بمجرّد إستماعها، بل يتردّد بين معنى و معنى حتّى يرجع إلى محكمات الكتاب فتعيّن

1.همان، ص ۲۲.

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5738
صفحه از 400
پرینت  ارسال به