۷ . نامه حضرت على عليه السلام به كميل ، هنگامى كه فرماندار هيت بود (نهج البلاغة ، نامه ۶۱ ؛ الغدير، ج۱۱، ص۱۹).
۸ . حديثى در فضيلت لاحول ولا قوّة إلّا باللّه ، از رسول خدا كه از ابوهريره نقل كرده است (تاريخ الإسلام، ج۲ ، ص۳ ؛ المستدرك ، ج۱ ، ص۵۱۷ ؛ مسند أحمد ، ج۲ ، ص۳۰۹ و ۵۲۰ و ۵۳۷ .
۹ . حديثى در حقيقت توبه و استغفار (تحف العقول، ص۱۳۸ ـ ۱۳۹؛ وسائل الشيعة، ج۱۱، ص۳۶۱ ـ ۳۶۲).
۱۰ . حديثى در تبيين گره گشايى از كار ديگران (البداية والنهاية ، ج۲ ، ص۲۷۱ ؛ الدلائل ، ج۵ ، ص۳۴۱ ؛ كنز العمّال، ج۳، ص۶۶۳، ح۸۳۹۹) .
۱۱ . نقل اِخبار حضرت امير از غيب كه در آن ، مردى با صداى حزين ، قرآن مى خواند و امام عليه السلام ، او را از اهل آتش مى داند (إرشاد القلوب، ج۲، ص۲۰۱ ، مؤسسة الأعلمى و ج۲، ص۲۲۶ ، منشورات الرضى) .
۱۲ . ناقل تبعيد ابوذر ، به شام ، توسط عثمان (الغدير، ج۸ ، ص۲۹۴ و ۳۲۵).
۱۳ . ناقل روايت : أخوك دينك فاحتط لدينك (الأمالى ، مفيد، ص۲۸۳).
۱۴ . روايتى را از على عليه السلام نقل مى كند كه از شهر خارج شديم و حضرت فرمود: يا أهل القبور (كنز العمّال، ج۳، ص۶۹۷، ح ۸۴۹۵) .
۱۵ . ناقل روايت : إنّ حسبى حسب النبىّ صلى الله عليه و آله و عرضى عرضه (شرح الأخبار، ج۲، ص۲۰۹) .
۱۶ . ناقل روايتى از امير مؤمنان عليه السلام كه با پيامبر صلى الله عليه و آله و ابوبكر بود و عبداللّه بن مسعود نماز مى خواند (المستدرك، ج۳، ص۳۱۷؛ كنزالعمّال، ج۱۳، ص۴۶۳، ح۳۷۲۰۴).
از تأمّل در نقل هاى كميل ، دو نكته ، آشكار مى شود ؛ يكى اين كه بيشتر احاديث نقل شده توسط او ، داراى مضامين اخلاقى و عرفانى است و ديگر اين كه وى ، حديثى را مستقيم از پيامبر روايت نكرده است؛ بلكه اين احاديث ، يا منقول از امام على عليه السلام است و يا با واسطه ، از رسول خدا نقل شده است.