روايت ها چند دسته از احاديث ، بر مراجعه به قرآن و فهم پذيرى اش دلالت دارند:
۱. حديث ثقلين ؛
۲. احاديث عرضه اخبار به قرآن ؛
۳. احاديث ارجاع به قرآن ؛
۴. احاديث تدبّر در قرآن ؛
۵. احاديث نشان دادن شيوه استنباط از قرآن ؛
۶. احاديثى كه دلالت دارند بر اين كه قرآن را نبايد مبهم انگاشت ؛
۷. احاديثى كه دلالت دارند هر آنچه ما گفتيم ، محلّش را از قرآن بخواهيد.
و... . ۱
در پاسخ به دليل دوم نيز مى گويد:
اولاً وجود تخصيص و نَسخ ، سبب فحص مى شود نه اجمال، ثانياً اين امر ، در روايت ها نيز وجود دارد و اگر سبب اجمال گردد، بايد درباره احاديث نيز اين گونه گفت. ۲
۳. اصالت قرآن و حديث
مشهورِ مسلمانان ـ اعم از شيعه و اهل سنّت ـ ، بدون تصريح، اين رأى را باور دارند. آنان منابع دين شناسى را دو امر مى دانند و جز در موارد تعارض و يا ضعف احاديث، روايات را مقبول و معتبر مى دانند. تخصيص و تقييد عمومات قرآن به حديث و حتّى اعتقاد به نسخ قرآن با سنّت ، از اين حقيقتْ پرده برمى دارد.
به نظر اين گروه ، برخى از آيات قرآن ، جز با سنّت و حديث ، قابل فهم نيستند . پيش از اين گفتيم كه شيخ طوسى ، آيات قرآن را به چهار دسته تقسيم مى كند كه دسته اى از آن را فقط خداوند مى داند ، دسته اى را مردم ، و دو دسته ديگر ، تنها با حديثْ مفهوم مى شوند . اين سخن را شيخ يوسف بحرانى و ديگران نيز تصديق كرده اند.