25
حديث پژوهي

آية اللّه خويى ، تفسير را «ايضاح مراد اللّه تعالى من كتابه العزيز» مى داند و در پى بردن به تفسير (يعنى ايضاح مراد اللّه ) ، چنين مى گويد:
ولا بدّ للمفسّر من أن يتّبع الظواهر الّتى يفهمها العربى الصحيح فقد بينا لك حجّية الظواهر أو يتبع ما حكم به العقل الفطرى الصحيح فإنّه حجّة من الداخل كما أنّ النبى حجّة من الخارج، أو يتّبع ما ثبت عن المعصومين عليهم السلام ، فإنّهم المراجع فى الدين، والذين أوصى النبى صلى الله عليه و آله بوجوب التمسّك بهم ؛ ۱
مفسّر بايد از ظواهرى كه عرب زبان ها مى دانند، تبعيت كند ؛ چرا كه ظواهر ، حجّت اند و يا از حكم عقل فطرى صحيح پيروى كند كه حجّت داخلى است، همچنان كه پيامبر ، حجّت بيرونى است و يا از معصومان تبعيت كند ؛ زيرا آنان مرجع دينى اند و پيامبر، مسلمانان را به تمسّك به آنان وصيّت كرده است.
همچنين ايشان درباره نسخ قرآن به سنّت مى فرمايد:
حكمى كه با قرآنْ ثابت شده ، با سنّت متواتر و اجماع قطعى ـ كه كاشف از صدور نَسخ از معصوم باشد ـ ، نسخ مى گردد و هيچ شبهه عقلى و نقلى اى در اين گونه نسخ ، راه ندارد و اگر موردى برايش يافت شود، از آن تبعيت مى گردد، و به نسخْ ملتزم نمى شود. و البته كه نَسخ ، با خبر واحد ، ثابت نمى شود. ۲
گفتنى است كه ايشان دايره نَسخ را تا پس از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز ممتد مى داند. ۳
خلاصه اين كه ، طرفداران اين نظريه چنين عقيده دارند:
۱. برخى از آيات قرآن ـ كه ميزان آن هم كم نيست ـ جز با حديث ، قابل فهم نيست.
۲. آيات قرآن ، با حديث نسخ مى شود.
به نظر مى رسد كه مستند اين رأى ، جمع ميان آيات و اخبار گوناگون است. قرآن از يك سو، بخشى از آيات خود را شبيه هم مى داند و از سوى ديگر ، برخى از روايت ها

1.البيان فى تفسير القرآن، ص ۳۹۷ ـ ۳۹۸.

2.همان ، ص ۲۸۶ .

3.محاضرات فى اصول الفقه، ج ۵، ص ۳۱۹.


حديث پژوهي
24

روايت ها چند دسته از احاديث ، بر مراجعه به قرآن و فهم پذيرى اش دلالت دارند:
۱. حديث ثقلين ؛
۲. احاديث عرضه اخبار به قرآن ؛
۳. احاديث ارجاع به قرآن ؛
۴. احاديث تدبّر در قرآن ؛
۵. احاديث نشان دادن شيوه استنباط از قرآن ؛
۶. احاديثى كه دلالت دارند بر اين كه قرآن را نبايد مبهم انگاشت ؛
۷. احاديثى كه دلالت دارند هر آنچه ما گفتيم ، محلّش را از قرآن بخواهيد.
و... . ۱
در پاسخ به دليل دوم نيز مى گويد:
اولاً وجود تخصيص و نَسخ ، سبب فحص مى شود نه اجمال، ثانياً اين امر ، در روايت ها نيز وجود دارد و اگر سبب اجمال گردد، بايد درباره احاديث نيز اين گونه گفت. ۲

۳. اصالت قرآن و حديث

مشهورِ مسلمانان ـ اعم از شيعه و اهل سنّت ـ ، بدون تصريح، اين رأى را باور دارند. آنان منابع دين شناسى را دو امر مى دانند و جز در موارد تعارض و يا ضعف احاديث، روايات را مقبول و معتبر مى دانند. تخصيص و تقييد عمومات قرآن به حديث و حتّى اعتقاد به نسخ قرآن با سنّت ، از اين حقيقتْ پرده برمى دارد.
به نظر اين گروه ، برخى از آيات قرآن ، جز با سنّت و حديث ، قابل فهم نيستند . پيش از اين گفتيم كه شيخ طوسى ، آيات قرآن را به چهار دسته تقسيم مى كند كه دسته اى از آن را فقط خداوند مى داند ، دسته اى را مردم ، و دو دسته ديگر ، تنها با حديثْ مفهوم مى شوند . اين سخن را شيخ يوسف بحرانى و ديگران نيز تصديق كرده اند.

1.ر . ك : فرائد الاُصول، ج ۱، ص ۵۱ ـ ۶۶.

2.همان جا .

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5490
صفحه از 400
پرینت  ارسال به