العصمة، ۱ فى تأويل مشكلاته و حلّ مبهماته ؛ ۲ اخباريانى كه سخن آنان را يافتيم ، افراط و تفريط كرده اند. برخى از آنان فهم قرآن را مطلقاً منع كرده اند و گفته اند كه : «قل هو اللّه أحد» را نيز جز با تفسير نمى توان فهميد و برخى ديگر ، تفسير آيات را تا آن جا تجويز كرده اند كه در حلّ مشكلات قرآن ، خود را شريك معصومان قرار داده اند.
او در پايان سخن خود مى گويد :
در اين زمينه ، كلام شيخ طوسى در تبيان فى تفسير القرآن ، قابل قبول است. وى در اين كتاب ، آيات قرآن را به چهار دسته تقسيم مى كند: دسته اوّل را جز خداوند ، كسى نمى داند ، مانند: «إنّ اللّه عنده علم الساعة» .
دسته دوم ، آياتى است كه معناى ظاهرى اش مطابق با مراد است. اين دسته را تمام عرب زبانان مى فهمند ، مانند: «ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللّه إلّا بالحق».
دسته سوم ، آياتى است كه مجمل است و ظاهر آن از مراد تفصيلى خداوند خبر نمى دهد ، مانند: «أقيموا الصلاة» .
دسته چهارم ، آياتى است كه الفاظ آنها مشترك ميان چند معناست و بدون سخن پيامبر و معصوم عليهم السلام نمى توان يكى را تعيين كرد. ۳
عمده ترين دلايل اخباريان ـ چنان كه شيخ انصارى در كتاب رسائل بيان كرده ـ ، دو امر است:
۱. استناد به اخبار منع از تفسير به رأى و اين كه فهم قرآن از عقول بشر برتر است.
۲. وجود تخصيص و نَسخ در آيات قرآنى كه سبب اجمال آن مى گردد.
شيخ انصارى در پاسخ به دليل اوّل مى گويد:
اولاً تفسير قرآن و عمل به ظواهر ، مصداق تفسير به رأى نيست، ثانياً در قبال اين
1.وى در الدرّة النجفية از فيض كاشانى نام مى برد كه چنين ادّعايى دارد (الدرّة النجفية ، ص۱۷۱) .
2.الحدائق الناضرة ، ج ۱ ، ص ۲۷ .
3.التبيان فى تفسير القرآن، ج ۱، ص ۶۰۵.