23
حديث پژوهي

العصمة، ۱ فى تأويل مشكلاته و حلّ مبهماته ؛ ۲ اخباريانى كه سخن آنان را يافتيم ، افراط و تفريط كرده اند. برخى از آنان فهم قرآن را مطلقاً منع كرده اند و گفته اند كه : «قل هو اللّه أحد» را نيز جز با تفسير نمى توان فهميد و برخى ديگر ، تفسير آيات را تا آن جا تجويز كرده اند كه در حلّ مشكلات قرآن ، خود را شريك معصومان قرار داده اند.
او در پايان سخن خود مى گويد :
در اين زمينه ، كلام شيخ طوسى در تبيان فى تفسير القرآن ، قابل قبول است. وى در اين كتاب ، آيات قرآن را به چهار دسته تقسيم مى كند: دسته اوّل را جز خداوند ، كسى نمى داند ، مانند: «إنّ اللّه عنده علم الساعة» .
دسته دوم ، آياتى است كه معناى ظاهرى اش مطابق با مراد است. اين دسته را تمام عرب زبانان مى فهمند ، مانند: «ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللّه إلّا بالحق».
دسته سوم ، آياتى است كه مجمل است و ظاهر آن از مراد تفصيلى خداوند خبر نمى دهد ، مانند: «أقيموا الصلاة» .
دسته چهارم ، آياتى است كه الفاظ آنها مشترك ميان چند معناست و بدون سخن پيامبر و معصوم عليهم السلام نمى توان يكى را تعيين كرد. ۳
عمده ترين دلايل اخباريان ـ چنان كه شيخ انصارى در كتاب رسائل بيان كرده ـ ، دو امر است:
۱. استناد به اخبار منع از تفسير به رأى و اين كه فهم قرآن از عقول بشر برتر است.
۲. وجود تخصيص و نَسخ در آيات قرآنى كه سبب اجمال آن مى گردد.
شيخ انصارى در پاسخ به دليل اوّل مى گويد:
اولاً تفسير قرآن و عمل به ظواهر ، مصداق تفسير به رأى نيست، ثانياً در قبال اين

1.وى در الدرّة النجفية از فيض كاشانى نام مى برد كه چنين ادّعايى دارد (الدرّة النجفية ، ص۱۷۱) .

2.الحدائق الناضرة ، ج ۱ ، ص ۲۷ .

3.التبيان فى تفسير القرآن، ج ۱، ص ۶۰۵.


حديث پژوهي
22

محدّث استرآبادى مى نويسد:
الصواب عندى مذهب قدمائنا الأخباريين و طريقتهم، أما مذهبهم فهو أن كلّ ما تحتاج إليه الأمة إلى يوم القيامة عليه دلالة قطعية من قبله تعالى حتّى أرش الخدش و إن كثيراً مما جاء به صلى الله عليه و آله من الأحكام و مما يتعلّق بكتاب اللّه أو سنّة نبيه صلى الله عليه و آله من نسخ و تقييد و تخصيص و تأويل مخزون عند العترة الطاهرة عليه السلام ، و أن القرآن فى الأكثر ورد على وجه التعمية إلى أذهان الرعيّة و كذلك كثير من السنن النبويّة صلى الله عليه و آله ، و إنّه لا سبيل لنا فيما لا نعلمه من الأحكام النظرية الشرعية أصلية كانت أو فرعية إلّا السماع من الصادقين عليهم السلام ؛ و أنه لا يجوز إستنباط الأحكام النظرية من ظواهر كتاب اللّه و لا ظواهر السنن النبويّة ما لم يعلم أحوالهما من جهة أهل الذكر عليه السلام ، بل يجب التوقّف والإحتياط فيها ؛ ۱
به عقيده من روش اخباريان و پيشينيان درست است. آنان عقيده داشتند كه هر آنچه امّت ، تا روز قيامت بدان نيازمند است، حتّى اَرْش خدش با دليل قطعى از سوى خداوند بيان شده و تمامى احكامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آورده و در قرآن و سنّت پيامبر است، نزد عترت طاهر مخزون است ؛ چرا كه قرآن و سنّت پيامبر ، در بيشتر موارد ، با ابهام همراه اند و براى دستيابى به احكام نظرى شرعى ، جز شنيدن از ائمه صادقين عليهم السلام راهى نيست و نمى توان احكام نظرى را از قرآن و سنّت پيامبر ، جز با احاديث ائمّه استنباط كرد، بلكه بايد در آن ، توقّف و احتياط نمود.
شيخ يوسف بحرانى مى گويد:
و أمّا الأخباريون فالذى وقفنا عليه من كلام متأخّريهم، ما بين إفراط و تفريط، فمنهم من منع فهم شى ء منه مطلقاً حتّى مثل «قل هو اللّه أحد» إلّا بتفسير من أصحاب العصمة عليهم السلام ، ۲ و منهم من جوّز ذلك حتّى كاد يدعى المشاركة لأهل

1.الفوائد المدنية ، ص ۴۷.

2.اين رأى ، به شيخ احمد احسايى ، نسبت داده شده است. وقتى سؤال شد : آيا در معناى اين آيه به حديث نيازمنديم؟ گفت: «نعم، لا نعرف معنى الأحدية، ولا الفرق بين الأحد و الواحد و نحو ذلك إلّا بذلك» (مصادر الاستنباط بين الاُصوليين و الأخباريين ، ص ۸۲).

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5681
صفحه از 400
پرینت  ارسال به