49
خردگرايي در قرآن و حديث

افزايش مى دهد. بنابراين ، فرسودگى عقل در پيرى، ويژه كسانى است كه در جوانى عوامل تقويت آن را فراهم نكرده باشند.
در پايان، در زمينه تفسير روايات اين باب بر اساس دسته بندى ارائه شده، چند نكته حائز اهميت است:
۱ . توجّه به مفهوم عقل
تأمّل در اين روايات، نشان مى دهد كه مقصود از عقل در همه اين روايات، يكسان نيست؛ بلكه مراد از عقل در بندهاى «الف» و «د» عقل عملى و در بند «ب» و «ج»، مقصود، نخستين معنا از معانى عقل، يعنى استعداد معرفت و آگاهى است.
۲ . اختلاف روايات بند «ب»
مقطع توقّف رشد طبيعى عقل ، در روايات بيست و يكم و بيست و دوم ، ۲۸ سالگى و در روايت بيست و سوم، ۳۵ سالگى تعيين شده است . در صورتى كه بتوانيم صدور هر دو را از معصوم اثبات كنيم، اختلاف روايات، حمل بر اختلاف اشخاص مى شود.
۳ . ضرورت پژوهش ميدانى
با عنايت به اهمّيت موضوع و با توجّه به اينكه روايات باب، از نظر سند داراى اعتبار لازم نيست، براى اثبات صدور آنها از طريق قرائن و تأييد آنچه ذكر شد، پژوهش ميدانى، ضرورى است و اميد است كه مركز تحقيقات دارالحديث، مقدمات اين پژوهش را فراهم سازد. ان شاء اللّه .
۴ . ساير عوامل كاهش يا افزايش رشد عقل
مقاطع مختلف زندگى ، يكى از عوامل افزايش يا كاهش و يا توقّف رشد عقل است. عوامل ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد كه در فصل پنجم، با عنوان «اسباب تقويت عقل» و در فصل ششم، با عنوان «آفات عقل» خواهد آمد.


خردگرايي در قرآن و حديث
48

متوقف مى شود و مطابق روايت بيست و هشتم مقطع توقّف رشد طبيعى عقل ۳۵ سالگى است و پس از آن، تنها از طريق تجربه افزايش نيروى عقل، امكان پذير است.
ج) آغاز فرسودگى عقل
مطابق روايت سى ام افزايش قواى عقلانى در انسانْ تا شصت سالگى امكان پذير است و از اين هنگام، فرسودگى عقل آغاز مى گردد. قرآن كريم نيز بدون مشخّص كردن دقيق هنگام آغاز فرسودگى عقل، در دو آيه به فرسوده شدن نيروى ادراك در هنگام پيرى در انسان، اشاره كرده است. ۱
د : جوان شدن عقل در پيرى
در روايات نوزدهم و بيست و چهارم، امكان جوان شدن و توانمند شدن عقل در پيرى، مورد توجّه قرار گرفته است ؛ با اين توضيح كه شخص عاقل ، نه تنها پيرى از عقل وى نمى كاهد و عقلش فرسوده و پير نمى گردد ؛ بلكه عقلش جوان تر و نيرومندتر مى گردد . لذا در روايتى ديگر از امام على عليه السلام آمده:
رأي الشيخ أحبّ إليّ من جلد الغلام. ۲
نظر پير، نزد من از تيزى جوان ، پسنديده تر است .
و در حديثى ديگر چنين نقل شده :
رأيّ الشيخ أحبّ إليّ من حيلة الشاب. ۳
نظر پير، نزد من از چاره جويى جوان، پسنديده تر است .
امّا جاهل ، نه تنها پيرى از جهلش نمى كاهد ، بلكه به عكس ، جهل وى را

1.سوره نحل، آيه ۷۰ : «وَاللّه ُ خَلَقَكُم ثُمَّ يَتَوفّاكُم وَ مِنكُم مَن يُرَدُّ إلى أَرذَلِ العُمُرِ لِكَي لا يَعْلَمَ بَعَدَ عِلمٍ شَيْئا؛ و خدا شما را آفريد، سپس [جان] شما را مى گيرد و بعضى از شما تا خوارترين [دوره] سالهاى زندگى [= فرتوتى] بازگردانده شود، به طورى كه بعد از [آن همه ]دانستن، [ديگر] چيزى نمى داند» . سوره حج ، آيه ۵ : «وَمِنكُم مَن يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ العُمُرِ لِكَي لا يَعلَمَ مِن بَعدِ عِلمٍ شَيْئا ؛ و برخى از شما به غايت پيرى مى رسند، به گونه اى كه پس از دانستن [بعضى چيزها]، چيزى نمى دانند».

2.نهج البلاغه : حكمت ۸۶ ؛ خصائص الأئمّة عليهم السلام ص ۹۵ ، بحار الأنوار ، ج ۷۴، ص ۱۷۸ .

3.كنزالفوائد ج ۱، ص ۳۶۷ ؛ بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۱۰۵ .

  • نام منبع :
    خردگرايي در قرآن و حديث
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدی ری شهری، با همکاری: رضا برنجکار و عبدالهادی مسعودی، ترجمه: مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1378
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 13091
صفحه از 516
پرینت  ارسال به