ادلّه ديگرى كه بر بى نيازى از علم رجال اقامه شده ، در حقيقت ، مويّدهايى است كه ديگران اقامه كرده اند و نقد شده است . از اين رو ، اين كه عمل مشهور ، ما را بى نياز از علم رجال مى سازد ، يا اين كه علم رجال به مفتضح ساختن راويان مى انجامد و يا اين كه شرائط شهادت ، در عالمان رجال جمع نيست ۱ و . . . همه اينها ادله فرعى است ؛ دليل عمده و اصلى اين گروه ، همان اعتقاد به مصونيت احاديث مورد نظر است .
ملاّ امين استرآبادى در «فوائد المدنية » ، فصل نهم را به تصحيح احاديث كتب ، اختصاص داده و دوازده دليل كه آنها را توفيق مَلِك علاّم و دلالت اهل ذكر ـ عليهم السلام ـ مى داند ، بر آن اقامه نموده است . ۲
پس از وى حسين بن شهاب الدين عاملى (م ۱۰۷۶ ق) همين راه را دنبال كرده است. ۳
ملاّ محسن فيض كاشانى (م ۱۰۹۱ ق) به استناد مقدمه كتاب « الوافى» به صحت احاديث كتب اربعه اعتقاد دارد . ۴ شيخ حُرّ عاملى (م ۱۱۰۴ ق) نيز ۲۲ دليل بر صحت مآخذ «وسائل الشيعة» ـ كه بيش از هفتاد كتاب است ـ ۵ اقامه نموده ، ۶
و شهادت مولفان را بر صحت آن كتب ياد كرده ۷ و قرائن رجالى بر وثاقت راويان را ضميمه آن نموده است . ۸
شيخ يوسف بَحرانى (م ۱۱۸۶ ق) از سويى استدلال بر اعتبار كتب حديث نموده ۹ و
1.معجم رجال الحديث ، ج ۱ ، ص ۲۱ ؛ تنقيح المقال ، ج ۱ ، ص ۱۷۵ ـ ۱۷۸ .
2.الفوائد المدنية ، ص ۱۸۱ .
3.هداية الأبرار ، ص ۸۲ .
4.الوافى ، ج ۱ ، ص ۱۱ .
5.وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۳۶ ـ ۴۷ .
6.همان ، ص ۹۶ ـ ۱۰۴ .
7.همان ، ص ۶۱ ـ ۷۹ .
8.همان ، ص ۱۱۳ ـ ۱۱۵ .
9.الحدائق الناضرة ، ج ۱ ، ص ۲۳ و ۲۴ .