آنها در فهرستْ نامه ها ثبت است . بدين ترتيب ، روشن است كه تعريف واضح و فراگيرى نيز از علم حديث يا علوم حديث در اين زمان در دست نباشد .
ويژگى هاى اين دوره را مى توان چنين برشمرد : ۱) تطبيقى بودن آثار در حوزه علم حديث ، ۲) از ميان رفتن بيشترِ اين نوشتارها ، ۳) برابرىِ شيعه و اهل سنّت در توجّه به اين دانش ها .
مرحله دوم : فراگير شدن دانش ها
در مرحله دوم ، نگاه فراگير به دانش هاى حديثى در ميان عالمان حديثْ رواج يافت . نتيجه اين جامع نگرى ها تأليف كتاب هايى با عنوان «علوم حديث» يا تعبيرهاى مُشابه بود . البته اين حركت ، در كنار آثار تطبيقى بود كه تأليف آنها از دوره نخست شروع شده بود و همچنان استمرار داشت .
دكتر محمود طحّان ، مرحله دوم از تطوّرات علوم حديث را كه از قرن چهارم آغاز مى شود ، چنين توصيف مى كند :
در قرن چهارم ، عالمان حديث به اين نكته التفات پيدا كردند كه نوشته هاى قرن سوم ، حاوى قواعد و اصطلاحات ويژه حديث پژوهان است كه راوى و مروى (يعنى سند و متن) در پرتو آنها شناخته مى شوند و در نتيجه ، حديث مقبول يا مردود به دست مى آيد . از اين رو ، همّت گماشتند تا آن قواعد و اصطلاحات را تجريد نموده ، در كتاب هاى مستقل ، با عنوان «علوم حديث» جاى دهند و مُرادشان قواعد و اصطلاحاتى بود كه تمامى شاخه هاى دانش هاى حديثى را فرا مى گرفت . همين نامگذارى ، در دوره هاى بعد ، براى اين رشته (شناخت حديث) ، عَلَم شد . البته گاه به جاى علوم حديث ، مصطلح الحديث ، علم اصول الحديث ، و علم الحديث درايتاً نيز اطلاق مى گردد . ۱
آثار فراگير (جامعِ) اين دوره اختصاص به نوشته هاى عالمان اهل سنّت دارد . در