173
حديث پژوهي

سو ، دين را غير قابل پياده شدن جلوه مى دهد .
شهيد مطهرى معتقد است گرچه خوارج در برهه اى از تاريخ اسلام طلوع و غروب داشتند ، اما روح خارجيگرى ـ كه همان جمود و بسته ذهنى است ـ ، بر جاى مانده است و هميشه انديشه ناب دينى را آزار مى دهد :
طرز تفكر خوارج و شيوه انديشه آنان (جمود فكرى و انفكاك تعقل از تدين) ، در طول تاريخ اسلام ، به صورت هاى گوناگونى در بنيان جامعه اسلامى رخنه كرده است . هرچند ساير فِرَقْ خود را مخالف با آنان مى پندارند ، اما باز روح خارجيگرى را در طرز انديشه بسيارى از آنان مى يابيم . ۱

۴ . تبعيت از اَهوا و آرا

اميرمومنان در « نهج البلاغه» فرمود :
إنّما بَدْءُ وُقُوعِ الفِتَنِ اَهْواءٌ تُتّبَع ؛ ۲
همانا پيدايش فتنه ، از«هوس هاى پيروى شده» سرچشمه مى گيرد .
و نيز از جريان خطرناك بد فهمى دينى ، با اين تعبير ياد كرده است :
يَعْطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى اِذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى ؛ ۳
از پسِ دورانى كه هدايت وحى ، تابع هوس هاى اين و آن است ، او هوس ها را تابع هدايت وحى مى كند .
آن كس كه انديشه و رأى خود را بر سفره حديث مى چيند ، خود را عرضه داشته است ، نه حديث را ؛ بلكه از حديث ، نقابى براى پنهان كردن خويش ساخته است .
چه بسيار انديشه هاى ناصواب و آراى تاريك و مجهول كه در پس نقاب حديث ، خود را عرضه داشتند! و چه بسيار نِحله هاى فكرى كه افكار غير مُبَرهَن خود

1.جاذبه و دافعه على عليه السلام ، ص۱۶۶ .

2.نهج البلاغة ، خطبه ۵۰ .

3.همان ، خطبه ۱۳۸ .


حديث پژوهي
172

۲ . تعصّب

دومين آفتى كه مسير درايت حديث را آلوده مى سازد ، «تعصب» است . تعصب و عصبيت ، هم خانواده اند ؛ ولى عصبيتْ بيشتر در ناهنجارى هاى رفتارى كاربرد دارد و تعصب ، در ناهنجارى انديشه و فكر . آن كه بر رأيى براى هميشه پا مى فشارد و گمان مى كند ايستادگى بر يك سخنْ كمال است ، دچار تعصب شده است . اصرار و پافشارى بر آنچه حق است ، پسنديده است ؛ ولى بايد دانست كه چنين نيست كه هر فهم كننده اى همه حقيقت را به يكباره به دست آورد و يا اين كه مصون از هر خطا و لغزشى در فهم و برداشت باشد .
اگر كسى از حديثى مطلبى فهميد ، ولى با تأمل بيشتر و شواهد و قرائن ، خلاف آن برايش محرز شد ، اصرار ورزيدن وى بر فهم نخست ، تعصبى نادرست است ؛ و بسا چنين اتفاقى در فهم روايت ها صورت مى گيرد ! نمونه ديگر اين تعصب ـ كه بيشتر مشاهده مى شود ـ آن است كه فهم كننده حاضر نشود برداشت هاى ديگران (از حديث و روايت) را ببيند ، كه مبادا گرفتار تغيير رأى گردد!

۳ . بسته ذهنى

آفتى بزرگ كه تاريخ اسلام هميشه از آن آسيب ديده ، «بسته ذهنى» و «جُمود» است . آنچه به نام ظاهريه ، اخباريه ، سلفيه و . . . و امروزه انديشه وهّابيگرى بروز يافته ، همه برخاسته از اين آفت است . با ذهن بسته به سراغ فهم حديث رفتن ، به اين مى انجامد كه سجده بر مهر و توسل به امامان معصوم عليهم السلام شرك تلقى شود ، يا بركفن هر مرده اى بنويسند : «إسْماعيلُ يَشْهَدُ اَنْ لا إله اِلاّ اللّهُ» (زيرا كه امام صادق عليه السلام بر كفن فرزندشان اسماعيل ، اين جمله را نوشتند) . ۱
بسته ذهنى ، از يك سو دينى خشن و غير قابل انعطاف عرضه مى دارد و از دگر

1.بحارالأنوار ، ج۴۷ ، ص۲۴۸ ، ح۱۱ .

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1381
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5917
صفحه از 462
پرینت  ارسال به