اصولى ، نقل اينان مورد ترديد و خدشه است .
به عقيده ما (همان طور كه برخى اساتيد معظّم و بزرگوار مطرح كرده اند) ، . استاد بزرگوار حضرت آية اللّه ميرزا جواد تبريزى . چنين افرادى نياز به توثيق ندارند . همين كه در كتب رجال ، قَدْحى بر ايشان ثبت نشده ، كافى است . زيرا اشتهار و معروفيت آنان به حدّى است كه اگر قَدْحى داشتند ، از نظر عالمان رجال ، دور نمى مانْد . اين مطلب ، امرى عقلايى است . در ميان عقلا اگر نويسنده اى شناخته شده باشد ، در صورتى كه مذمّتى آشكار از او در كار نباشد ، او را محترم مى شمرند و به نقل هايش توجه مى شود . مشايخ اجازه ، صاحبان اصل و كتاب ، راويان كثيرالروايه و . . . از اين قبيل اند .
برخى عالمان رجال ، نسبت به عده اى از روات مانند : صندل ، ۱ مُعَلَّى بن محمّد ، موسى بن بكر واسطى و . . . اين تعبير (بى نياز بودن ايشان از توثيق) را به كار برده اند . ۲
۴ ـ تحقيق در قرائن و شواهد
در كتب رجال و درايه ، قرائن و شواهدى آمده كه نزد قدما سبب اعتبار حديث بوده اند . صاحب «وسائل» ، ۲۱ قرينه ياد كرده است . ۳
و در «تنقيح المقال» ، ۱۲ قرينه ياد شده است . ۴ اين قرائن ، مورد نقد و جرح قرار گرفته اند و در اعتبار آنها تشكيك شده است . ۵ به نظر مى رسد برخى از اين قرائن ، مانند موافقت با دليل قطعى يا اجماع مسلمين و . . . به نقد محتوايى باز مى گردد كه پس
1.معجم رجال الحديث ، ج ۹ ، ص ۱۴۰ .
2.استفاده شفاهى نويسنده ، از محضر آية اللّه استاد ميرزا جواد تبريزى .
3.وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۹۳ ـ ۹۵ .
4.تنقيح المقال ، ج ۱ ، ص ۲۱۰ ـ ۲۱۱ .
5.رجوع شود به : معجم رجال الحديث ، ج ۱ ، ص ۶۷ ـ ۹۶ ؛ كليات علم الرجال ، ص ۱۶۱ ـ ۳۵۱ .