123
حديث پژوهي

اصطلاح «اصحاب اجماع» ، نخستين بار در كلام كَشّى آمده است . وى هيجده راوى را در سه طبقه ذكر مى كند كه شيعه بر تصديق گفته آنان اجماع دارد . ۱
تعبير «لا يروون ولا يرسلون إلا عن ثقة» ، اولين بار در «عُدّة الأصول » شيخ طوسى ذكر شد و در آن ، سه تن از اصحاب اجماع ، نام برده شدند :
اگر يكى از دو راوى با سند نقل كند و ديگرى با ارسالْ نقل حديث كند ، در شخصيت ارسال كننده تأمل مى شود ، اگر از كسانى است كه جز از افراد ثقه نقل نمى كند ، رجحانى در روايت ديگران بر او نيست . از اين رو عالمان شيعى بين ارسال محمد بن ابى عمير ، صفوان بن يحيى و احمد بن ابى نصر (كه دانسته شده جز از ثقه نقل نمى كنند) ، و اسناد ديگران ، فرقى نمى گذارند . ۲
بحث «اصحاب اجماع» ، بسيار ارزشمند است و آثار فراوان به دنبال دارد ؛ چنان كه ميرزا حسين نورى بدان تأكيد كرده است . ۳
درباره اصطلاح «اصحاب اجماع» ، بسيار نوشته شده ۴ و از آن ، تفسيرهاى متعددى صورت گرفته است . برخى مى گويند مراد ، توثيق اين افراد است . برخى مى گويند اگر سند تا اينها صحيح بود ، واسطه بين آنها و معصوم ، مورد بررسى قرار نمى گيرد ؛ از آن جهت كه خبر ، همراه قرائن است و يا بدان جهت كه اينها جز از ثقه نقل حديث نمى كنند .
به نظر ما اگر روايتى تا به اينها از سند صحيح برخوردار باشد ، سند بعد از آنها قابل قبول است ، مگر آن كه «مروىّ عنه» مشهور به كذب باشد ، يا قرائن خارجى بر

1.رجال الكشى ، ص ۲۳۸ ، ش ۴۳۱ و ص ۳۷۵ ، ش ۷۰۵ و ص ۵۵۶ ، ش ۱۰۵۰ .

2.عدة الأصول ، ج ۱ ، ص ۳۸۶ .

3.مستدرك الوسائل ، ج ۳ ، ص ۷۵۷ .

4.رجوع شود به : معجم رجال الحديث ، ج ۱ ، ص ۵۹ ـ ۶۳ ؛ وسائل الشيعة ، ج ۲۰ ، ص ۷۹ ـ ۹۲ ؛ مستدرك الوسائل ، ج ۳ ، ص ۷۵۷ ـ ۷۷۰ ؛ قواعد الحديث ، غريفى ، ص ۳۷ ـ ۷۶ ؛ كتاب الطهارة ، امام خمينى ـ ره ـ ، ج ۳ ، ص ۲۴۵ ـ ۲۵۸ ؛ بحوث في علم الرجال ، ص ۷۷ ـ ۸۸ ؛ كليات في علم الرجال ، ص ۱۶۳ ـ ۱۷۸ .


حديث پژوهي
122

۲ ـ قبول از راويان برجسته

اگر حضرت امام خمينى رحمه الله مطلبى را از اوايل دوره قاجار نقل مى كردند ، عقلا نمى پرسيدند «مروىّ عنه» ايشان چه كسى است و آيا در كتب رجال ، توثيق شده است يا نه . هيچ يك از اين سوال ها به ذهن شنوندگان نمى رسيد و خبر را قبول مى كردند . همين مطلب ، درباره يك مرجع تقليد برجسته نيز صادق است . يك رهبر سياسى مورد قبول مردم و يك مصلح اجتماعى نيز از چنين حيثيتى برخوردار است .
سبب اين امر ، عبارت است از اين كه نزد عقلا چنين ناقل برجسته اى كه از قدرت تميز بين اخبار درست و نادرست برخوردار است ، و در نقل قول ها به هر سخنى تكيه نمى كند ، خود ، معيار ارزيابى است كه راويان قبل از او مورد مداقّه قرار نگيرند .
بلى ؛ اگر محرز شد كه منبع نقل چنين راوى ، غير قابل اعتماد است و اين راوى برجسته در اين نقل خاصْ دچار اشتباه شده است ، از اين قاعده عُقلايى مستثنى خواهد بود . به تعبير ديگر ، معناى عقلايى بودن در اين جا ، اين است كه اصل اوّلى ، قبول خبر آنهاست ، مگر خلافش ثابت شود ، يا اشتباه بيش از اندازه متعارف داشته باشند ، كه در اين دو مورد ، قابل قبول نيست . و اين خود ، امرى عقلايى است .
اما اشتباه اندك ، مثل اين كه راوى برجسته در دو يا چند مورد از راوى كذّابى نقل حديث كند ، به اعتبار و ارزش او لطمه نمى زند ؛ مثلاً صفوان كه چند هزار حديث نقل كرده ، اگر در دو مورد از راوى كاذبى نقل كرد ، ديگر نقل هايش را از ارزش نمى اندازد . در اين باره در پايان بحث ، سخن خواهيم گفت .
با اين مقدمه ، به نظر ما «اصحاب اجماع» در كتب رجال ، يا همان رواتى كه «لايَروون ولا يُرسلون إلاّ عن ثِقة» ، مصداق همين قاعده عقلايى اند .

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1381
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5976
صفحه از 462
پرینت  ارسال به