الف . نقد از راه سند
بررسى وثاقت راويان و محدّثان ، وجاهت ناقل حديث و . . . از امورى است كه عُقَلا در بررسى اسناد تاريخى بدان توجه مى كنند . همچنين جستجوى قرائن و شواهدى كه درستى يا كذب حديثى را اثبات كند ، منظور نظر عقلاست . برخى از اين راه ها به درستى حديث مى انجامد ؛ يعنى اثبات اعتبار مى كند . و برخى ديگر ، روايت را از اعتبار و ارزش مى اندازد .
در اين جا اين موارد را فهرستوار نقل مى كنيم و فعلاً از شرح و تفصيل اين راه ها چشم مى پوشيم . با علم به اين كه راه هاى عقلايى ، محصور به اين طُرُق نيست .
۱ ـ بررسى وثاقت سلسله راويان
خبرى كه سلسله راويان آن از وثاقت برخوردار باشند ، مورد قبول است ، بجز در دو مورد :
۱ . در احاديث مربوط به «معارف» ، زيرا در اين نوع از احاديث ، اطمينان عقلايى كافى نيست ، بلكه «معرفتْ» مطلوب است .
۲ . آن جا كه قرائنى بر كذب بودن حديث يافت شود ، يا نقد سند با نقد محتوايى تعارض كند ؛ زيرا نقد محتوايى بر نقد سند ـ چنانچه پيشتر گفتيم ـ مقدّم است .
در اين طريق (بررسى وثاقت راويان) ، بايد سند ، متّصل باشد و همه راويان از توثيق برخوردار باشند . ضعف و مجهول بودن راوى و همچنين ارسال خبر ، مضر به اعتبار خبر خواهد بود . اين شيوه اى است كه متأخران ، تأكيد فراوان بر آن داشته اند ، تا آن جا كه غالباً گمان برده اند تنها راه ارزيابى است ؛ ولى عقلا اين شيوه را به عنوان يكى از راه هاى ارزيابى باور دارند .