۱۵ / ۲
سبز شدن درخت خرماى خشكيده
۳۱۷.دلائل الإمامةـ به نقل از محمّد كنانى ، از امام صادق عليه السلام ـ: امام حسين عليه السلام به يكى از سفرهايش رفت و مردى از فرزندان زبير بن عوّام ـ كه به امامت ايشان معتقد بود ـ ، همراه او بود . در ميان راه ، در منزلگاهى ، زير درخت خرماى خشكى ـ كه به علّت بى آبى خشك شده بود ـ فرود آمدند . براى امام حسين عليه السلام زير آن درخت، فرش گسترده شد و درخت روبه روى امام عليه السلام هم، خشك و بى خرما بود . [آن نواده زبير ]مى گويد : امام عليه السلام دستش را بالا برد و دعايى كرد كه نفهميدم . درخت خرما ، سبز شد و به حال اوّلش بازگشت و برگ درآورد و خرما داد .
ساربانى كه شتر از او كرايه كرده بود ، گفت : به خدا سوگند، اين ، سِحر است.
امام حسين عليه السلام فرمود : «واى بر تو! اين، سِحر نيست ؛ بلكه دعاى مستجابِ فرزند پيامبر است» .
سپس ، كاروانيان از درخت ، بالا رفتند و آن قدر خرما چيدند كه همه آنها را كفايت كرد .
۱۵ / ۳
زنده كردن مُرده
۳۱۸.الخرائج والجرائحـ به نقل از يحيى بن اُمّ طويل ـ: نزد امام حسين عليه السلام بوديم كه جوانى گريان بر ايشان وارد شد . امام حسين عليه السلام به او فرمود : «چرا مى گريى؟» .
گفت : مادرم ، همين الان ، مُرده و وصيّت نكرده است و مالى دارد كه به من ، امر كرده كه با آن ، كارى نكن تا آن كه خبرش را به تو بدهم.
امام حسين عليه السلام فرمود : «همراه ما بياييد تا به سوى اين زن آزاده برويم ».
با او برخاستيم تا به در خانه اى (/ اتاقى) كه زنِ پوشيده در آن بود ، رسيديم . امام عليه السلام بر درِ خانه ايستاد و از خدا خواست كه آن زن را زنده كند ، تا بدانچه مى خواهد ، وصيّت كند . خدا هم او را زنده كرد و زن نشست ، در حالى كه «شهادتين» مى گفت . سپس به امام حسين عليه السلام نگريست و گفت: اى مولاى من! به خانه بيا و مرا فرمان ده.
امام عليه السلام داخل شد و بر پشتى اى تكيه كرد . سپس به او فرمود : «وصيّت كن، خدايت بيامرزد!» .
زن گفت : اى فرزند پيامبر خدا! من ، فلان مال و فلان مال را در اين جا و آن جا دارم و اختيارِ يكْ سومش را به تو دادم تا به هر يك از دوستانت كه خواستى ، بدهى و دو سومِ آن هم براى اين پسرم باشد ، اگر دانستى كه از ولايت مَداران و دوستان توست ؛ ولى اگر مخالف بود، آن را براى خود بردار كه مخالفان را حقّى در اموال مؤمنان نيست.
سپس از امام عليه السلام خواست كه بر او نماز بگزارد و كارهاى كفن و دفنش را به عهده بگيرد . آن گاه، زن مُرد ، به همان گونه كه پيش تر مُرده بود.