۲۸۰.الأمالى ، صدوقـ به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام صادق عليه السلام ـ: پدرم از پدرش برايم نقل كرد : ... سپس ، امام حسين عليه السلام برجَست و بر شمشيرش تكيه داد و با صدايى بلند ، بانگ زد و فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مرا مى شناسيد ؟».
گفتند : آرى . تو فرزند پيامبر خدا و نوه اويى .
فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه جدّم پيامبر خداست ؟» .
گفتند : به خدا ، آرى !
فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه مادرم فاطمه ، دختر پيامبر صلى الله عليه و آله است ؟» .
گفتند : به خدا ، آرى ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه پدرم على بن ابى طالب است ؟» .
گفتند : به خدا ، آرى ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه جدّه ام خديجه دختر خويلد ، نخستين زن مسلمان اين امّت است ؟» .
گفتند : به خدا ، آرى ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه سيّد الشهدا حمزه ، عموى پدرم است ؟» .
گفتند : به خدا، آرى ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه جعفر ، پرواز كننده در بهشت ، عموى من است ؟» .
گفتند : به خدا، آرى ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه اين شمشيرِ پيامبر خداست كه بر گردنم آويخته ام ؟» .
گفتند : به خدا، آرى ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه اين عمامه پيامبر خداست كه به سر كرده ام ؟» .
گفتند : به خدا ، آرى ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه على ، پيش تر از همه اسلام آورد و علمش از همه بيشتر و بردبارى اش از همه فزون تر است ، و اوست ولىّ هر مرد و زن مسلمانى ؟» .
گفتند : به خدا، آرى . فرمود : «پس به چه علّت ، خونم را حلال مى شِمُريد ، در حالى كه پدرم فردا [ى قيامت ]كسانى را كه چون شترِ تشنه هجوم آورده اند ، از كنار حوض [كوثر ]مى راند و روز قيامت ، پرچم حمد در دست جدّم است؟» .
گفتند : همه اينها را مى دانيم ؛ ولى تو را رها نمى كنيم تا تشنه كام ، مرگ را بچشى .
امام حسين عليه السلام كه آن روز ۵۷ ساله بود ، محاسنش را گرفت و فرمود : «خشم خدا ، آن هنگام بر يهود سخت شد كه گفتند : عُزَير ، پسر خداست . خشم خدا ، آن هنگام بر مسيحيان سخت شد كه گفتند : مسيح ، پسر خداست . خشم خدا ، آن هنگام بر مَجوسيان سخت شد كه آتش را به جاى خدا پرستيدند . خشم خدا ، بر قومى سخت شد كه پيامبرشان را كُشتند . خشم خدا بر اين گروهى كه اراده قتل پسر پيامبرتان را دارند ، سخت شده است» .