فصل يازدهم : سخنان امام در كربلا
۱۱ / ۱
سخنان امام با يارانش در شب عاشورا
۲۶۸.تاريخ الطبرى ـبه نقل از عبد اللّه بن شريك عامرى ، از امام زين العابدين عليه السلام ـ :پس از آن كه عمر بن سعد بازگشت ، امام حسين عليه السلام ياران خود را در نزديكى غروب [شب عاشورا] گِرد آورد . من ، بيمار بودم . خودم را به او نزديك كردم تا بشنوم . شنيدم كه پدرم به يارانش مى فرمايد : «خداى ـ تبارك و تعالى ـ را به بهترين گونه مى ستايم و او را در خوشى و ناخوشى ستايش مى كنم . خدايا! تو را مى ستايم كه به نبوّت ، گرامى مان داشتى و قرآن را به ما آموختى و ما را در دين ، فهيم كردى و گوش و ديده و دل برايمان قرار دادى و ما را از مشركان ، قرار ندادى .
امّا بعد ، من ، نه يارانى نزديك تر و بهتر از يارانِ خود سراغ دارم و نه خانواده اى نيكوكارتر و برقرار كننده پيوند از خانواده خود . خداوند از جانب من به همه شما جزاى خير دهد ! هان كه گمان دارم از دست اين دشمنان ، فقط فردا را داريم . هان ! به شما اجازه رفتن دادم . همگى مى توانيد برويد كه تعهّدى به من نداريد . اين شب است و تاريكى ، شما را فرا گرفته است . آن را مَركب خود كنيد» .