391
دانشنامه قرآن و حديث 8

۶۱۵.امام على عليه السلام :مؤمن هر گاه بنگرد ، عبرت مى گيرد و هر گاه سكوت كند ، مى انديشد و هر گاه سخن گويد ، ذكر مى گويد . هر گاه بى نياز شود ، سپاس مى گويد و هر گاه در سختى افتد ، شكيبايى مى ورزد . پس او به خُرسندى [از قضا و قسمت الهى] ، نزديك و از ناخرسندى ، دور است . [روزىِ] اندك ، او را از خدا خرسند مى سازد و [روزىِ ]بسيار هم ناراحتش نمى گرداند . اراده او در خير ، به پاى نيّتش [در خير ]نمى رسد . نيّت بسيارى از خيرها را دارد ؛ امّا تنها توفيق عمل به بخشى از آنها را مى يابد و بر كارهاى خيرى كه از دستش رفته و نتوانسته آنها را انجام دهد ، افسوس مى خورد .

۶۱۶.امام على عليه السلام :مؤمنان ، كسانى هستند كه آنچه را فراپيش آنان است (معاد و قيامت) ، شناخته اند . پس لب هايشان [از روزه دارى] خشكيده و چشمانشان [از شب زنده دارى] تار شده و رنگ هايشان پريده ، چندان كه گَرد [و نشانه] خاكساران ، در رخسارشان نمايان است . اينان ، همان بندگان خدايند كه بر روى زمين ، نرمْ نرمك (فروتنانه) راه مى روند و آن را فرش خود و خاكش را بستر خويش مى سازند .
دنيا را دور انداخته اند و به آخرت روى آورده اند ، به شيوه مسيح پور مريم عليه السلام . اگر در جمع باشند ، شناخته نمى شوند و اگر غايب باشند ، كسى جوياى آنان نمى شود و اگر بيمار شوند ، عيادت نمى شوند . در روزهاى داغ ، روزه مى گيرند و در شب هاى تار ، به عبادت بر مى خيزند . هيچ فتنه اى ، از آنان بر نمى خيزد و هيچ شبهه اى به ايشان راه نمى يابد . ايشان اند ياران من . پس آنها را در گوشه و كنار زمين بجوييد و اگر فردى از آنان را ديديد ، از او بخواهيد تا برايتان آمرزش طلبد .

۶۱۷.امام على عليه السلام :مؤمن به آنچه مى ماند (آخرت و عمل اخروى) ، راغب است و به آنچه از ميان مى رود (دنيا و عمل دنيوى) ، بى رغبت . بردبارى را با دانايى مى آميزد و دانش را با كردار . از كاهلى به دور است . پيوسته شاداب است و آرزويش نزديك است [و آرزوهاى دور و دراز ندارد] . دلش زنده است و زبانش به ياد خدا گوياست . رازى را كه به او سپرده شده ، به دوستانش نمى گويد و از شهادت دادن به نفع دشمنان [خويش] هم خوددارى نمى كند . هيچ كار خيرى را رياكارانه انجام نمى دهد و از سرِ خجالت هم آن را ترك
نمى كند . به خيرش اميد مى رود و شرّش به كسى نمى رسد . اگر در جمع ذاكران باشد ، از غافلانش نمى نويسند و اگر در ميان غافلان باشد ، از شمار ذاكرانش مى نويسند .
كسى را كه به او ستم كرده است ، مى بخشد و به كسى كه از او مضايقه كرده است ، عطا مى كند . با كسى كه از او بريده است ، پيوند برقرار مى نمايد و به آن كه به او بدى كرده است ، خوبى مى كند . بردبارى اش را از دست نمى دهد و در آنچه ترديد دارد ، شتاب نمى ورزد . از نادانى به دور است . سخنش نرم است و نيكى اش نزديك . زشتى از او سر نمى زند و راست گفتار و نيك كردار است . خيرش مى آيد و شرّش مى رود .
در حوادث تكان دهنده ، استوار است و در ناملايمات ، شكيبا و در هنگام برخوردارى ، سپاس گزار . به كسى كه دشمن مى دارد ، ستم نمى كند و براى كسى كه دوست مى دارد ، مرتكب گناه نمى شود . آنچه را از آنِ او نيست ، ادّعا نمى كند و حقّى را كه بر گردن اوست ، انكار نمى كند . به حق ، پيش از آن كه بر ضدّ او گواهى داده شود ، اعتراف مى كند . آنچه را نگهدارى اش از او خواسته شده ، تلف نمى گرداند و به آنچه برايش ضرورتى ندارد ، رغبت نمى ورزد .
از ديگران با لقب زشت ، ياد نمى كند ، به كسى تعدّى نمى نمايد و هيچ مخلوقى را مسخره نمى كند . به همسايه زيان نمى زند و از گرفتارى كسى ، شادمان نمى شود . امانت پرداز است و به طاعت ها مى شتابد . نمازها را پاس مى دارد و در منكرات ، كندى مى كند .
ندانسته ، وارد كارى نمى شود و از سرِ ناتوانى ، حق را كنار نمى گذارد . اگر خاموش بماند ، خاموش ماندنش او را غمگين نمى سازد و اگر سخن بگويد ، نادرست نمى گويد و اگر بخندد ، صدايش از گوشش فراتر نمى رود . خشم ، او را سركش نمى كند و هوس بر او چيره نمى آيد و بخل و آزمندى ، او را مقهور خود نمى گردانند و بنده شهوت نمى شود . با مردم مى آميزد تا بياموزد . سكوت مى كند تا [از گناه و خطا] به سلامت ماند . مى پرسد براى اين كه بفهمد و به خوبى ها گوش مى دهد براى اين كه آنها را به كار بندد . از خوبى ها براى آن سخن نمى گويد كه بر ديگران فخر بفروشد .
نفسش از او در رنج است و مردم از او در آسايش اند . خويشتن را براى آخرتش به زحمت مى اندازد و براى فرمانبرى از پروردگارش ، از هوس خود ، نافرمانى مى كند . اگر از كسى دورى مى كند ، براى اين است كه پاك بماند و اگر به كسى نزديك مى شود ، از سرِ نرمى و مهربانى است . نه دورى كردنش از روى تكبّر است و نه نزديك شدنش براى فريب دادن . به
مؤمنانِ پيش از خود ، اقتدا مى كند و براى نيكان و پرهيزگارانِ پس از خويش ، پيشوا [و الگو]ست .


دانشنامه قرآن و حديث 8
390

۶۱۵.عنه عليه السلام :إنَّ المُؤمِنَ إذا نَظَرَ اعتَبَرَ ، وإذا سَكَتَ تَفَكَّرَ ، وإذا تَكَلَّمَ ذَكَرَ ، وإذَا استَغنى شَكَرَ ، وإذا أصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَرَ ، فَهُوَ قَريبُ الرِّضا ، بَعيدُ السَّخَطِ ، يُرضيهِ عَنِ اللّهِ اليَسيرُ ، ولا يُسخِطُهُ الكَثيرُ ، ولا يَبلُغُ بِنِيَّتِهِ إرادَتُهُ فِي الخَيرِ ، يَنوي كَثيرا مِنَ الخَيرِ ، ويَعمَلُ بِطائِفَةٍ مِنهُ ويَتَلَهَّفُ عَلى ما فاتَهُ مِنَ الخَيرِ كَيفَ لَم يَعمَل بِهِ! . ۱

۶۱۶.عنه عليه السلام :المُؤمِنونَ هُمُ الَّذينَ عَرَفوا ما أمامَهُم ۲ ، فَذَبَلَت شِفاهُهُم ، وغَشِيَت عُيونُهُم ، وشَحَبَت ۳ ألوانُهُم حَتّى عُرِفَت في وُجوهِهِم غَبرَةُ الخاشِعينَ . فَهُم عِبادُ اللّهِ الَّذينَ مَشَوا عَلَى الأَرضِ هَونا ، وَاتَّخَذوها بِساطا ، وتُرابَها فِراشا .
رَفَضُوا الدُّنيا وأقبَلوا عَلَى الآخِرَةِ عَلى مِنهاجِ المَسيحِ ابنِ مَريَمَ ، إن شَهِدوا لَم يُعرَفوا ، وإن غابوا لَم يُفتَقَدوا ، وإن مَرِضوا لَم يُعادوا ، صُوّامُ الهَواجِرِ ، قُوّامُ الدَّياجِرِ تَضمَحِلُّ عَنهُم كُلُّ فِتنَةٍ ، ويَنجَلي عَنهُم كُلُّ شُبهَةٍ ، اُولئِكَ أصحابي فَاطلُبوهم في أطرافِ الأَرَضينَ ، فَإِن لَقيتُم مِنهُم أحَدا فَاسأَلوهُ يَستَغفِرلَكُم. ۴

۶۱۷.عنه عليه السلام :المُؤمِنُ يَرغَبُ فيما يَبقى ، ويَزهَدُ فيما يَفنى ، يَمزُجُ الحِلمَ بِالعِلمِ ، وَالعِلمَ بِالعَمَلِ ، بَعيدٌ كَسَلُهُ ، دائِمٌ نَشاطُهُ ، قَريبٌ أمَلُهُ، حَيٌّ قَلبُهُ، ذاكِرٌ لِسانُهُ، لا يُحَدِّثُ بِما يُؤتَمَنُ ۵ عَلَيهِ الأَصدِقاءُ ، ولا يَكتُمُ شَهادَةَ الأَعداءِ ، لا يَعمَلُ شَيئا مِنَ الخَيرِ رِياءً ، ولا يَترُكُهُ حَياءً ، الخَيرُ مِنهُ مَأمولٌ ، وَالشَّرُّ مِنهُ مَأمونٌ ، إن كانَ فِي الذّاكِرينَ لَم يُكتَب
مِنَ الغافِلينَ ، وإن كانَ في الغافِلينَ كُتِبَ فِي الذّاكِرينَ .
يَعفو عَمَّن ظَلَمَهُ ، ويُعطي مَن حَرَمَهُ ، ويَصِلُ مَن قَطَعَهُ ، ويُحسِنُ إلى مَن أساءَ إلَيهِ ، لا يَعزُبُ حِلمُهُ ، ولا يَعجَلُ فيما يُريبُهُ ، بَعيدٌ جَهلُهُ ، لَيِّنٌ قَولُهُ ، قَريبٌ مَعروفُهُ ، غائِبٌ مُنكَرُهُ ، صادِقٌ كَلامُهُ ، حَسَنٌ فِعلُهُ ، مُقبِلٌ خَيرُهُ ، مُدبِرٌ شَرُّهُ .
فِي الزَّلازِلِ وَقورٌ ، وفِي المَكارِهِ صَبورٌ وفِي الرَّخاءِ شَكورٌ ، لا يَحيفُ عَلى مَن يُبغِضُ ، ولا يَأثَمُ فيمَن يُحِبُّ ، ولا يَدَّعي ما لَيسَ لَهُ ، ولا يَجحَدُ حَقّا عَلَيهِ ، يَعتَرِفُ بِالحَقِّ قَبلَ أن يُشهَدَ عَلَيهِ ، لا يُضيعُ مَا استُحفِظَ ، ولا يَرغَبُ فيما لا تَدعوهُ الضَّرورَةُ إلَيهِ .
لا يُنابِزُ بِالأَلقابِ ، ولا يَبغي عَلى أحَدٍ ، ولا يَهزَأُ بِمَخلوقٍ ، ولا يُضارُّ بِالجارِ ، ولا يَشمَتُ بِالمَصائِبِ مُؤَدَّبٌ بِأَداءِ الأَماناتِ ۶ ، مُسارِعٌ إلَى الطّاعاتِ ، مُحافِظٌ عَلَى الصَّلَواتِ ، بَطيءٌ عَنِ المُنكَراتِ .
لا يَدخُلُ عَلَى الاُمورِ بِجَهلٍ ، ولا يَخرُجُ عَنِ الحَقِّ بِعَجزٍ ، إن صَمَتَ فَلا يَغُمُّهُ الصَّمتُ ، وإن نَطَقَ لا يَقولُ الخَطَأَ ، وإن ضَحِكَ فَلا يَعلو صَوتُهُ سَمعَهُ ، ولا يَجمَحُ بِهِ الغَضَبُ ۷ ، ولا يَغلِبُهُ الهَوى ، ولا يَقهَرُهُ الشُّحُّ ، ولا تَملِكُهُ الشَّهوَةُ ، يُخالِطُ النّاسَ لِيَعلَمَ ، ويَصمُتُ لِيَسلَمَ ، ويَسأَلُ لِيَفهَمَ، يُنصِتُ لِلخَيرِ لِيَعمَلَ بِهِ ، ولا يَتَكَلَّمُ بِهِ لِيَفخَرَ عَلى ما سِواهُ ، نَفسُهُ مِنهُ في عَناءٍ وَالنّاسُ مِنهُ في راحَةٍ ، يُتعِبُ نَفسَهُ لِاخِرَتِهِ ، ويَعصي هَواهُ لِطاعَةِ رَبِّهِ ، بُعدُهُ عَمَّن تَباعَدَ مِنهُ نَزاهَةٌ ، ودُنُوُّهُ مِمَّن دَنا مِنهُ لينٌ ورَحمَةٌ ، لَيسَ بُعدُهُ تَكَبُّرا ، ولا قُربُهُ خَديعَةً ، مُقتَدٍ بِمَن كانَ قَبلَهُ مِن أهلِ الإِيمانِ ،
إمامٌ لِمَن بَعدَهُ مِنَ البَرَرَةِ المُتَّقينَ . ۸

1.تحف العقول : ص ۲۱۲ ، بحارالأنوار : ج ۷۸ ص ۵۰ ح ۷۹ .

2.في المصدر : «عرفوا إمامهم» ، وما في المتن أثبتناه من بحار الأنوار .

3.في المصدر : «نهجت» وما أثبتناه من بحار الأنوار .

4.مطالب السؤول : ص ۲۲۳ ؛ بحارالأنوار : ج ۷۸ ص ۲۵ ح ۹۰ .

5.في المصدر : «بما لا يؤتمن»، وما في المتن أثبتناه من التمحيص . ويؤيّده ما أورده الطريحي في مجمع البحرين حيث قال: في حديث صفات المؤمن «لا يحدّث أمانته الأصدقاء، ولا يكتم شهادته الأعداء» ؛ كأنّ المراد بتحديث أمانتهم إفشاء سِرِّهم الّذي لا يحبّون أن يظهر عليه عدوّ ولا مبغض (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۳۷۱ «حدث») .

6.في المصدر : «مؤذن بأداء الأمانات» ، والتصويب من بحار الأنوار . وفي التمحيص : «مُؤَدٍّ للأمانات» .

7.في المصدر : «للغضب» ، والتصويب من بحار الأنوار .

8.مطالب السؤول : ص ۲۲۴ ؛ التمحيص : ص ۷۲ نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۸ ص ۲۶ ح ۹۲ .

  • نام منبع :
    دانشنامه قرآن و حديث 8
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدی ری‌شهری، با همکاری: جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    22
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 103446
صفحه از 545
پرینت  ارسال به