۳۰
حُلْو بن عَوف
۶۴۲۸.تاريخ اليعقوبى :على عليه السلام حُلْو بن عَوف اَزْدى را به كارگزارى عمّان فرستاد . پس [ قبيله ]بنى ناجيه بر او يورش بردند و وى را كشتند .
۳۱
خالد بن مُعمَّر
خالد بن مُعَمَّر بن سليمان سدوسى از ياران امام على عليه السلام و از بزرگان قبيله ربيعه بود . او در جنگ جمل شركت داشت . او از اوّلين رؤساى بصره است كه به درخواست على عليه السلام در جنگ با معاويه پاسخ مثبت داد و به يارى ايشان شتافت . قبيله ربيعه از بزرگ ترين قبايل حاضر در نبرد بودند و نقشى اساسى در جنگ صِفّين داشتند .
معاويه به تطميع او پرداخت و نامه هايى بدو نوشت و قول حكومت خراسان را بدو داد . اگر چه اين مطلب نزد امام على عليه السلام به اثبات نرسيد و خالد همچنان فرمانده ربيعه باقى ماند ، ليكن تزلزل او در حوادث بعدى جنگ ، مشهود است .
هنگامى كه [در صفين] قرآن ها بر سرِ نيزه شد ، خالد به على عليه السلام گفت : [ به سلامت] ماندن ، در پيشنهادى است كه اين قوم بدان فرا مى خوانند ، اگر موافقت كنى ؛ و اگر نه ، هر چه تو فرمايى ، بهتر است .
خالد در زمان امام حسن عليه السلام به ايشان خيانت كرد و به سوى معاويه رفت و با او بيعت كرد . معاويه نيز او را گرامى داشت و او را فرماندار ارمنستان كرد . در اين باره گفته شده است :
معاويه! خالد بن معمّر را احترام (يا حاكم) كن
كه اگر خالد نبود ، تو حاكم نمى شدى .
خالد ، قبل از رسيدن به منطقه فرماندارى اش ، درگذشت .
در بعضى منابع آمده است كه او در حضور معاويه به ستايش امام على عليه السلام پرداخته و در باره علاقه خود به على عليه السلام گفته است : به خدا سوگند ، او را به خاطر بردبارى اش به هنگام خشم و وفايش به عهد و راستى اش به گاه پافشارى و دادگرى اش در داورى ، دوست مى داشتم .