۶۳۴۶.تاريخ اليعقوبى :ابو ذر در رَبَذه ماند تا وفات كرد و چون مرگش در رسيد ، دخترش به او گفت : من در اين جا تنهايم و مى ترسم كه درندگان ، پيكرت را از چنگ من بيرون آورند .
گفت : هرگز! گروهى از مؤمنان در كنار من حضور مى يابند . بنگر كسى را مى بينى؟
گفت : هيچ كس را نمى بينم .
گفت : پس وقتش نرسيده است . پس از مدّتى گفت : خوب بنگر . آيا كسى را مى بينى؟
گفت : آرى . سوارانى را مى بينم كه پيش مى آيند .
گفت : اللّه اكبر! خدا و پيامبرش راست گفتند . صورتم را رو به قبله كن و چون اين گروهْ حاضر شدند ، سلام مرا به ايشان برسان و چون از كار من فارغ گشتند ، اين گوسفند را برايشان ذبح كن و به آنان بگو : شما را سوگند مى دهم كه از آن ناخورده ، مرويد . سپس درگذشت .
آن سواران آمدند . دختر ابو ذر به ايشان گفت : اين ابو ذر ، صحابى پيامبر خداست كه وفات كرده است . پس فرود آمدند و هفت نفر بودند كه حُذَيفة بن يمان و [ مالك ]اشتر هم در ميان آنان بودند . سخت گريستند و او را غسل دادند و كفن كردند و بر او نماز خواندند و به خاكش سپردند .
سپس دختر به آنان گفت : او شما را سوگند داده كه تا غذا نخورده ايد ، نرويد .
پس گوسفند را ذبح كردند و خوردند و سپس دخترِ ابو ذر را سوار كردند و به مدينه آوردند .
ر . ك : ج ۳ ص ۱۶۱ (تبعيد ابو ذر) .
۵
ابو رافع ، آزاد شده پيامبر خدا
از او با كُنيه نام برده مى شود و در نام او اختلاف است . بيشتر اهل علم ، نام او را اسلم دانسته اند و برخى ابراهيم و برخى نام هاى ديگر . وى از چهره هاى برجسته تشيّع و از پيشتازان در تأليف و تدوين و دانش و از همراهان ارجمند امام نيكان است .
ابورافع ، از غلامان عبّاس (عموى پيامبر صلى الله عليه و آله ) بود كه او را به پيامبر صلى الله عليه و آله بخشيد . چون عبّاس ، اسلام آورد و ابو رافع ، خبر اسلام آوردن او را به پيامبر خدا داد ، پيامبر صلى الله عليه و آله او را آزاد كرد .
ابو رافع در همه جنگ هاى پيامبر صلى الله عليه و آله بجز بدر ، شركت كرد و پس از ايشان با استوارى تمام در كنار امير مؤمنان ايستاد و از او جدا نشد .
ابو رافع از جمله راويان حديث غدير است . او را از نيكْ نهادان و شايستگان شيعه بر شمرده اند كه در نبردهاى على عليه السلام نيز همراه او بوده است .
ابو رافع ، مسئول بيت المال امام عليه السلام در كوفه بود و دو فرزند او ، عبيد اللّه و على ، ۱ از كاتبان مولا عليه السلام بودند .
ابو رافع ، كتابى بزرگ با عنوان السنن و القضايا و الأحكام دارد كه مشتمل بر ابواب مختلف فقه است و جمعى از محدّثان بزرگ و از جمله فرزندان ارجمند وى آن را روايت كرده اند .
وى ، كتاب هاى ديگرى با عناوين أقضية أمير المؤمنين ، كتاب الديات و جز آن دارد كه عالمانى بر اين باورند كه همه اينها ابواب و فصول همان كتاب بزرگ بوده است .
ابو رافع ، پس از شهادت مولا عليه السلام همراه امام حسن مجتبى عليه السلام به مدينه رفت و امام حسن عليه السلام نيمى از خانه على عليه السلام را در اختيار وى نهاد . وى ، از پيامبر خدا نيز احاديثى را گزارش كرده است . برخى فوت او را در سال ۴۰ هجرى ذكر كرده اند . ۲