۵ / ۳
حبيب بن مَسلَمه
او از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و از دشمنان امام على عليه السلام و نيز از فرماندهان سپاه معاويه در صِفّين بود كه در دو درگيرىِ ذى حجّه و صفر ، فرماندهى برخى از سپاهيان را بر عهده داشت و نيز فرستاده معاويه به سوى امام على عليه السلام بود . امام عليه السلام او را كوچك شمرد و در قنوت نمازش او را نفرين كرد .
حبيب ، [ سرانجام] در سال ۴۲ هجرى مُرد .
۶۱۸۷.امام على عليه السلام :معاويه ، عمرو بن عاص ، ابن ابى مُعَيط ، حبيب بن مَسلَمه ، ابن ابى سَرْح و ضحّاك بن قيس ، اهل دين و قرآن نيستند . من ، آنان را بهتر از شما مى شناسم ؛ [ زيرا] با آنان ، هم زمانى كه كودك بودند ، و هم زمانى كه مَرد شدند ، مصاحبت داشته ام . آنان بدترينْ كودكان بودند و بدترين مردان .
۶۱۸۸.تاريخ الطبرىـ به نقل از عبد الرحمان بن عُبَيد (ابو كنود) ـ: معاويه ، حبيب بن مَسلَمه فِهْرى و شُرَحبيل بن سِمْط و مَعَن بن يزيد بن اخنس را به سوى على عليه السلام فرستاد . من نزد على عليه السلام بودم كه آنان وارد شدند .
حبيب ، خداوند را حمد و ثنا كرد و گفت : امّا بعد ؛ به درستى كه عثمان بن عفّان ، خليفه اى ره يافته بود كه به كتاب خداوند عز و جل عمل مى كرد و فرمان هاى الهى را پاس مى داشت . زندگانى او بر شما گران آمد و مرگش را ديررس يافتيد . پس بر او شوريديد و وى را به قتل رسانديد .
اگر مى پندارى كه تو قاتل وى نيستى ، قاتلانش را به ما بسپار تا آنان را به قصاص او بكشيم . سپس از زمامدارىِ مردم ، كناره گيرى كن تا اين كار در ميان ايشان به شورا نهاده شود و مردم ، امورشان را به كسى واگذار كنند كه بر او اتّفاق دارند .
على بن ابى طالب عليه السلام به وى فرمود : «اى بى مادر! تو را چه رسد كه عزل و نصب كنى؟ ساكت باش! تو در اين حد نيستى و شايستگى انجام دادن اين كار را ندارى» .
حبيب برخاست وبه على عليه السلام گفت: به خدا مرا به گونه اى كه خوش ندارى خواهى ديد!
على عليه السلام فرمود : «تو اگر همه سواره نظام و پياده نظامت را گرد آورى ، چه هستى؟! خدا برايت نياورد كه به دست من بيفتى ؛ چرا كه خوارى و بدى خواهى ديد . برو و هر چه مى خواهى ، انجام بده» .