۱۶۷۳.ربيع الأبرار :مردى از على عليه السلام نزد عمر شكايت كرد ، در حالى كه على عليه السلام نشسته بود . عمر به وى رو كرد و گفت : اى ابوالحسن! برخيز و نزد طرف دعوايت بنشين . على عليه السلام برخاست و در كنار طرفِ دعوايش نشست و آن دو با يكديگر ، بحث و گفتگو كردند و آن مرد ، مراجعت كرد و على عليه السلام بر جاى خود بازگشت .
عمر ، چهره او را دگرگون يافت و پرسيد : اى ابوالحسن! چرا تو را دگرگون مى بينم؟ آيا از آنچه اتفاق افتاد ، ناراحتى؟
فرمود : «بلى» .
گفت : چرا؟
فرمود : «مرا در حضور طرف دعوا با كنيه صدا زدى . چرا نگفتى : يا على! برخيز و در كنار طرف دعوايت بنشين ؟» .
عمر ، سر على عليه السلام را گرفت و ميان دو چشمانش را بوسيد . سپس گفت : پدرم فداى تو باد! خداوند به واسطه شما ما را هدايت كرد و به وسيله شما ما را از تاريكى ها به سوى روشنى بُرد .
۷ / ۱۲
جايگاه مصلحت نظام اسلامى در صدور حكم
۱۶۷۴.الغاراتـ به نقل از شريح ـ: على عليه السلام نزد من فرستاد كه همان گونه كه در گذشته قضاوت مى كردى ، قضاوت كن تا وحدت و هماهنگى امور مردم ، حفظ شود .
۱۶۷۵.شرح نهج البلاغةـ در شرح سخن على عليه السلام كه «اگر پاهايم در اين لغزشگاه استوار مانَد ، امورى را دگرگون سازم» گويد ـ: ترديدى نداريم كه او در پاره اى احكام شرعى و رخدادها به سويى مى رفت كه با اقوال صحابيان مخالف بود ، مانند بريدن دست دزد از سرِ انگشت ها و فروش كنيزان فرزنددار و مانند آن ؛ و آنچه او را باز مى داشت كه احكام گذشتگان را دگرگون سازد ، درگيرى اش در جنگ با ياغيان و خوارج بود و به همين مطلب با واژه «مَداحض (لغزشگاه ها)» اشاره مى كند كه آرزو دارد در آنها پايش استوار گردد و از همين رو ، به قاضيانش دستور داد «همان گونه كه در گذشته قضاوت مى كرديد ، قضاوت كنيد تا وحدت مردم ، حفظ گردد» . پس واژه «حتى» اشاره دارد كه به آنان اجازه داد كه از عادات گذشته در داورى و از احكامى كه مردم بدانها خو گرفته اند ، پيروى كنند تا وحدت مردمْ حاصل گردد ، و [ روشن است كه ]جمله هاى پس از واژه «إلى» و «حتّى» با جمله هاى قبلى مغايرت دارند (يعنى وقتى وحدتْ حاصل گشت ، ديگر از عادت و رويه گذشته پيروى نكنيد) .