۵ / ۱۵ ـ ۴
عبد اللّه بن جعفر
۱۵۵۳.الغاراتـ به نقل از حبيب بن ابى ثابت ـ: عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب ، به على عليه السلام گفت : اى امير مؤمنان! كاش دستور مى دادى به من كمك شود ، يا خرجى دهند . به خدا سوگند ، چيزى ندارم ، مگر آن كه برخى از حيواناتى را كه در خانه نگهدارى مى كنم ، بفروشم .
به او فرمود : «نه ؛ به خدا سوگند ، چيزى (سهمى) برايت [ در بيت المال] نمى بينم ، مگر آن كه دستور دهى عمويت دزدى كند و به تو ببخشد!» .
۵ / ۱۵ ـ ۵
نوه امام
۱۵۵۴.أنساب الأشرافـ به نقل از مسلم صاحب الحناء ـ: وقتى على بن ابى طالب عليه السلام از جنگ جمل فارغ شد ، به كوفه آمد و وارد بيت المال شد ... آن گاه ، دختر حسن يا حسين عليهماالسلام آمد . پس چيزى از آن جا برداشت . [ على عليه السلام ] به دنبالش رفت ، دستش را باز كرد و آن را از او گرفت .
گفتيم:اى امير مؤمنان! او را در بيت المال، حقّى است!
فرمود : «وقتى پدرش سهمش را گرفت . هرچه قدر خواست ، به او ببخشد» .