471
دانش نامه عقايد اسلامي ج7

۵۵۷۳.الكافىـ به نقل از صفوان بن يحيى ـ: ابو قُرّه محدّث از من خواست تا او را خدمت امام رضا عليه السلامببرم. من نيز از امام عليه السلاماجازه گرفتم و ايشان اجازه داد. ابو قرّه، خدمت امام عليه السلام رسيد و پرسش هايى در مورد حلال و حرام كرد تا اين كه پرسيد: آيا مى پذيرى كه خدا حمل مى شود؟
امام رضا عليه السلام فرمود: «هر حمل شده اى، فعلى در موردش انجام مى شود و [اين فعل، يعنى حمل كردن] به غير خود، نسبت داده مى شود و [به او ]نيازمند است، و حمل شده در لفظ، اسمى است كه كمبود را مى رساند، و حمل كننده، اسم فاعل است و در لفظ، ستايش را مى رساند. همچنين است اين واژه ها: زِبَر و زير، و بالا و پايين، در حالى كه خدا فرموده است: «نيكوترينِ نام ها از آنِ خداست. پس او را بدانها بخوانيد» و در كتاب هاى [آسمانى ]خود نگفته كه او حمل شده است، بلكه گفته: او حمل كننده است، در خشكى و دريا، و آسمان ها و زمين را از افتادن، نگه مى دارد، و حمل شده، غير خداست و هرگز شنيده نشده كسى كه به خدا و سترگى او ايمان آورده، در دعايش بگويد: اى حمل شده!
ابو قرّه گفت: خود خدا فرموده است: «و عرش پروردگارت را در آن روز، هشت [حمل كننده ]بر فراز سرشان حمل مى كنند» و فرموده: «كسانى كه عرش را حمل مى كنند» .
امام رضا عليه السلام فرمود: «عرش، همان خدا نيست؛ بلكه عرش، نام دانش و توانايى است، و همه چيز در عرش است. آن گاه حمل كردن [ ـِ عرش] را به غير خود كه آفريده هايى از آفريدگانش است، نسبت داده است؛ چرا كه از آن آفريده ها به سبب حمل عرشش بندگى خواسته است و آنها، حاملان علم خدا هستند، و آفريدگانى پيرامون عرش خدا [او را] تنزيه مى كنند و با علم خدا عمل مى كنند، و فرشتگانى هستند كه اعمال بندگان خدا را مى نويسند و خدا از اهل زمين با طواف پيرامون خانه اش بندگى خواسته است و خدا، همان طور كه خود گفته، بر عرش، استقرار يافته است و خدا، عرش و حامل آن را حمل مى كند، و كسانى را كه پيرامون عرش هستند، حمل و نگهدارى مى كند، و اوست نگه دارنده و اداره كننده هر نفس، و فوق هر چيزى است و بر همه چيز برترى دارد، و عبارت هاى: «خداوند، حمل شده است»، و «او پايين تر است» را به تنهايى و بدون قرينه نبايد به كار برد، كه در اين صورت، لفظ و معناى لفظ، هر دو نادرست خواهند شد».
ابو قرّه گفت: آيا اين روايت را دروغ مى انگارى كه مى گويد: «چون خدا خشم كند، خشمش معلوم مى شود؛ زيرا فرشتگانى كه عرش را حمل مى كنند، سنگينى خشم خدا را بر دوش خود احساس مى كنند و به سجده مى افتند، و چون خشم خدا از ميان مى رود و بار دوش آنها سبك مى شود، به جايگاه [و حالت قبلى ]خود باز مى گردند»؟
امام رضا عليه السلام فرمود: «بگو ببينم از وقتى كه خداى والا و بلند مرتبه، ابليس را نفرين كرد تا امروز كه خدا بر او خشمگين است، كِى از او خشنود شده است، در حالى كه بر اساس بيان تو، خدا هميشه بر ابليس و دوستان و پيروانش خشمگين بوده است؟ ۱ چگونه جرئت مى كنى پروردگارت را با دگرگون شدن از حالتى به حالت ديگر و داشتن ويژگى هاى آفريدگان، وصف كنى؟!
او پاك و بلند مرتبه است، با نابودشوندگان نابود نمى شود، و همراه دگرگون شوندگان، ثابت است و همراه عوض شوندگان، عوض نشدنى است. غير از او در چنگ توانايى و تدبير اوست، و همه آفريدگان، نيازمند اويند و او، از غير خود، بى نياز است.

1.يعنى. بر اساس نظر تو كه خدا هميشه خشمگين است، بايد حاملان عرش، هميشه در حال سجده باشند و عرش را حمل نكنند، در حالى كه چنين نيست.


دانش نامه عقايد اسلامي ج7
470

۵۵۷۳.الكافي عن صفوان بن يحيى :سَأَلَني أَبو قُرَّةَ المُحَدِّثُ أن أُدخِلَهُ عَلى أَبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام ، فَاستَأذَنتُهُ فَأَذِنَ لِي ، فَدَخَلَ فَسَأَلَهُ عَنِ الحَلالِ وَالحَرامِ ثُمَّ قالَ لَهُ : أَفَتُقِرُّ أَنَّ اللّهَ مَحمولٌ ؟
فَقالَ أَبُو الحَسَنِ عليه السلام : كُلُّ مَحمولٍ مَفعولٌ بِهِ مُضافٌ إِلى غَيرِهِ مُحتاجٌ ، وَالمَحمولُ اسمُ نَقصٍ فِي اللَّفظ ، وَالحامِلُ فاعِلٌ وهُوَ فِي اللَّفظِ مِدحَةٌ وكَذلِكَ قَولُ القائِلِ : فَوقَ وتَحتَ وأَعلى وأَسفَلَ . وقَد قالَ اللّهُ : «وَلِلَّهِ الأَْسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا» ۱ ولَم يَقُل في كُتُبِهِ : إِنَّهُ المَحمولُ ، بَل قالَ : إِنَّهُ الحامِلُ فِي البَرِّ والبَحرِ ، وَالمُمسِكُ السَّماواتِ وَالأَرضَ أَن تَزولا ، وَالمَحمولُ ما سِوَى اللّهِ ولَم يُسمَع أَحَدٌ آمَنَ بِاللّهِ وعَظَمَتِهِ قَطُّ قالَ في دُعائِهِ : يا محَمولُ .
قالَ أَبو قُرَّةَ : فَإنَّهُ قالَ : «وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِِذٍ ثَمَـنِيَةٌ » ۲ وقالَ : «الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ» ۳ ؟
فَقالَ أَبُو الَحَسنِ عليه السلام : العَرشُ لَيسَ هُوَ اللّهُ ، وَالعَرشُ اسمُ عِلمٍ وقُدرَةٍ وعَرشٍ فيهِ كُلُّ شَيءٍ ، ثُمَّ أَضافَ الحَملَ إِلى غَيرِهِ : خَلقٍ مِن خَلقِهِ ؛ لِأَنَّهُ استَعبَدَ خَلقَهُ بِحَملِ عَرشِهِ وهُم حَمَلَةُ عِلمِهِ ، وخَلقا يُسَبِّحونَ حَولَ عَرشِهِ وهُم يَعمَلونَ بِعِلمِهِ ، ومَلائِكَةً يَكتُبونَ أَعمالَ عِبادِهِ . وَاستَعبَدَ أَهلَ الأَرضِ بِالطَّوافِ حَولَ بَيتِهِ ، وَاللّهُ عَلَى العَرشِ استَوى ، كَما قالَ : وَالعَرشُ ومَن يَحمِلُهُ ومَن حَولَ العَرشِ وَاللّهُ الحامِلُ لَهُم ، الحافِظُ لَهُم ، المُمسِكُ القائِمُ عَلى كُلِّ نَفسٍ ، وفَوقَ كُلِّ شَيءٍ ، وعَلى كُلِّ شَيءٍ ، ولا يُقالُ : مَحمولٌ ولا أَسفَلُ ، قَولاً مُفرَدا لا يُوصَلُ بِشَيءٍ فَيَفسُدُ اللَّفظُ وَالمَعنى .
قالَ أَبو قُرَّةَ : فَتُكَذِّبُ بِالرِّوايَةِ الَّتي جاءَت : أنَّ اللّهَ إِذا غَضِبَ إِنَّما ، يُعرَفُ غَضَبُهُ ؛ أَنَّ المَلائِكَةَ الَّذين يَحمِلونَ العَرشَ يَجِدونَ ثِقلَهُ عَلى كَواهِلِهِم ، فَيَخِرّونُ سُجَّدا ، فَإِذا ذَهَبَ الغَضَبُ خَفَّ ورَجَعوا إِلى مَواقِفِهِم ؟
فَقالَ أَبُو الحسن عليه السلام : أَخبِرني عَنِ اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ مُنذُ لَعَنَ إِبليسَ إِلى يَومِكَ هذا هُوَ غَضبانُ عَلَيهِ ، فَمَتى رَضِيَ ؟ وهُوَ في صِفَتِكَ لَم يَزَل غَضبانَ عَلَيهِ وعَلى أَولِيائِهِ وعَلى أَتباعِهِ ، كَيفَ تَجتَرِئُ أَن تَصِفَ رَبَّكَ بِالتَّغييرِ مِن حالٍ إِلى حالٍ وأَنَّهُ يَجري عَلَيهِ ما يَجري عَلَى المَخلوقينَ ؟! سُبحانَهُ وتَعالى ، لَم يَزُل مَعَ الزّائِلينَ ، ولَم يَتَغَيَّر مَعَ المُتَغَيِّرينَ ، ولَم يَتَبَدَّل مَعَ المُتَبَدِّلينَ ، ومَن دونَهُ في يَدِهِ وتَدبيرِهِ ، وكُلُّهُم إِلَيهِ مُحتاجٌ وهُوَ غَنِيٌّ عَمَّن سِواهُ . ۴

1.الأعراف : ۱۸۰ .

2.الحاقّة : ۱۷ .

3.غافر : ۷ .

4.الكافي : ج ۱ ص ۱۳۰ ح ۲ ، بحار الأنوار : ج ۵۸ ص ۱۴ ح ۹ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج7
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 23868
صفحه از 507
پرینت  ارسال به