451
دانش نامه عقايد اسلامي ج7

۵۵۴۷.امام مهدى عليه السلامـ در دست نوشته اش به محمّد بن عثمان عَمرى ـ: خداى متعال، همان است كه جسم ها را آفريد و روزى ها را تقسيم كرد؛ زيرا خدا، نه جسم است و نه در جسم وارد شده است، چيزى همانند او نيست، و او شنوا و داناست؛ امّا امامان عليه السلام اين گونه اند كه از خداى متعال، چيزى را مى خواهند و خدا، آن را مى آفريند، و از خدا مى خواهند و او روزى مى دهد، به خاطر اين كه به خواستِ آنها پاسخ دهد و مقام آنان را ارج بگزارد.

ر . ك : ج ۴ ص ۴۹۵ (آفاق معرفت خدا)،
ج ۵ ص ۹ (بخش دوم : آشنايى با يگانگى خدا)
و ۲۶۳ (فصل دوم : احد، واحد) .

ياداشت

حَشويّه، كه گروهى از اهل سنّت اند، به تشبيه اعتقاد دارند و بر آن اند كه خداى پاك، همانند آفريدگانش است. اشعرى، از محمّد بن عيسى، از مُضَر و اَحمس و احمد هجيمى گزارش مى كند كه آنان، لمس كردن خدا و دست دادن با خدا را ممكن مى دانند و برآن اند كه مسلمانان خالص، در دنيا و آخرت، آن گاه كه در رياضت و تلاش به درجه اخلاص و يگانگى كامل با خدا رسيده اند، خدا را در آغوش مى گيرند.
كعبى از يكى از حشويه نقل مى كند كه وى، ديدن خدا و ديدار با او و ديدار او با آنها را در دنيا ممكن مى داند.
از داوود جوارى نقل شده است كه گفت: مرا معاف بداريد از اين كه براى خدا، فرج و محاسن در نظر بگيرم؛ امّا درباره غير از اين دو ، از من پرسش كنيد. نيز گفته است كه خداى مورد پرستش او، جسم و گوشت و خون است و داراى اندام ها و اعضايى چون دست و پا و سر و زبان و دو چشم و دو گوش است و با وجود اين، خدا جسمى است نه همچون اجسام ديگر؛ گوشتى است نه همچون گوشت هاى ديگر؛ خونى است نه همچون خون هاى ديگر، و همين طور است ديگر صفات خدا، و خدا، همانند هيچ يك از آفريدگان نيست و چيزى همانند او نيست.
و از او نقل شده كه گفت: خدا، از بالا تا سينه، توخالى است و مابقى او به هم فشرده و محكم است و گيسوى مشكى و موى فِرفِرى دارد.
و صفاتى همچون استوا، صورت، دو دست، جنب، آمدن، رسيدن، بالا بودن و جز آن را كه در قرآن آمده است، بايد بر طبق ظواهرشان تفسير كرد؛ يعنى به همان معنايى كه در مورد اجسام به كار مى رود.
اشعرى نيز ويژگى هاى آفريدگان خدا را به او نسبت مى دهد و بر آن است كه خدا، پا و دست و چشم دارد؛ امّا او به اين صفات، قيد «بدون چگونگى» را اضافه كرده است.
در برابر اين نظريات، اماميه برآن اند كه خدا در هيچ يك از صفاتش همانند آفريدگانش نيست. بر اين اساس، آنها با مراجعه به شيوه هاى سخن در زبان عربى و احاديث اهل بيت عليهم السلام، آيات و احاديثى را كه ظاهرشان تشبيه است، به معناى درست و حقيقى تفسير مى كنند.
براى مثال، دست در زبان عربى به معناى توانايى به كار مى رود و اهل بيت عليهم السلام«دست خدا» را به معناى نيرو و توانايى خدا تفسير مى كنند.


دانش نامه عقايد اسلامي ج7
450

۵۵۴۷.الإمام المهدي عليه السلامـ في تَوقيعِهِ لِمُحَمَّدِ بنِ عُثمانَ العَمرِيِّ ـ: إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذي خَلَقَ الأَجسامَ ، وقَسَّمَ الأَرزاقَ ؛ لِأنَّهُ لَيسَ بِجِسمٍ ولا حالٍّ في جِسمٍ ، لَيسَ كَمِثلِهِ شَيءٌ وهُوَ السَّميعُ العَليمُ ، وأَمَّا الأَئِمَّةُ عليهم السلام فَإِنَّهُم يَسأَلونَ اللّهَ تَعالى فَيَخلُقُ ، ويَسأَلونَهُ فَيَرزُقُ ، إِيجابا لِمَسأَلَتِهِم ، وإِعظاما لِحَقِّهِم . ۱

راجع: ج ۴ ص ۴۹۴ (الفصل الثامن : آفاق معرفة اللّه )،
ج ۵ ص ۸ (القسم الثاني : التعرّف على توحيد اللّه
و ۲۶۲ (الفصل الثاني : الأحد ، الواحد) .

تعليق

الحشويّة من أَهل السنّة يقولون بالتشبيه و يعتقدون أنّ اللّه سبحانه شبيه بمخلوقاته . حكى الأَشعريّ عَن محمّد بن عيسى أَنّه حكى عَن مضر وأَحمس وأَحمد الهجيمي : أَنّهم أَجازوا على ربّهم الملامسة والمصافحة ، وأَنّ المسلمين المخلصين يعانقونه في الدنيا والآخرة إِذا بلغوا في الرياضة والاجتهاد إِلى حدّ الإخلاص والاتّحاد المحض .
وحكى الكعبي عَن بعضهم : أَنّه كان يجوّز الرؤية في دار الدنيا وأَن يزور ويزورهم .
وحُكي عَن داوود الجواري أَنّه قالَ : اعفوني عَن الفرج واللحية واسألوني عمّا وراء ذلِكَ . وقالَ : إِنّ معبوده جسم ولحم ودم ، وله جوارح وأَعضاء من يد ورجل ورأَس ولسان وعينين وأُذنين ، ومع ذلِكَ جسم لا كالأَجسام ، ولحم لا كاللحوم ، ودم لا كالدماء ، وكذلِكَ سائر الصفات وهو لا يشبه شيئا من المخلوقات ولا يشبهه شيء .
وحُكي عنه أَنّه قالَ : هو أَجوف من أَعلاه إِلى صدره ، مصمت ما سوى ذلِكَ ، وأَنّ له وفرة سوداء ، وله شعرٌ قَطَط . ۲
وأَمّا ما ورد في التنزيل من الاستواء والوجه واليدين والجنب والمجيء والإتيان والفوقيّة وغير ذلِكَ فأجروها على ظواهرها . أَعني ما يفهم عند الإطلاق على الأَجسام . ۳
والأَشعري أَيضا ينسب إِلى اللّه صفات مخلوقاته وأنّ له رجلاً ويدا و عينا ، ولكنّه يضيف إِليها قيد «بلا كيف» . ۴
وفي مقابل هذه الأَقوال يعتقد الإماميّة أَنّ اللّه لا يشبه مخلوقاته في أَيّ صفة من الصفات. وعلى هذا الأَساس فإنّهم يتعاملون مع الآيات والأَحاديث التي يستفاد من ظاهرها التشبيه ، بالرجوع إِلى أَساليب البيان في اللغة العربيّة ، وإِلى أَحاديث أَهل البيت عليهم السلام في تفسيرها بمعناها الحقيقي . نشير على سبيل المثال إِلى أَنّ اليد تُستخدم في اللغة العربيّة بمعنى القدرة ، وأَهل البيت عليهم السلاميفسّرون «يد اللّه » بمعنى استطاعته وقدرته .

1.الغيبة للطوسي : ص ۲۹۴ ح ۲۴۸ عن محمّد بن عليّ بن الحسين بن موسى بن بابويه أو أبي الحسن عليّ بن أحمد الدلاّل القمّي ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۵۴۶ ح ۳۴۵ وفيه «البصير» بدل «العليم» ، بحار الأنوار : ج ۲۵ ص ۳۲۹ ح ۴ .

2.القَطَط : الشديد الجعودة ، وقيل : الحَسَن الجعودة (النهاية : ج ۴ ص ۸۱) .

3.الملل والنحل للشهرستاني : ج ۱ ص ۱۰۵ .

4.الإبانة للأشعري : ص ۱۸ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج7
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 23183
صفحه از 507
پرینت  ارسال به