39
دانش نامه عقايد اسلامي ج7

۶۲ / ۱

ويژگى فرمان روايى و مالكيت خدا

۵۱۸۷.امام على عليه السلام:هر مالكى جز او ، مملوك است.

۵۱۸۸.امام على عليه السلامـ در مورد ، نام هاى خداى متعال ـ: امّا وضع نام ها اين گونه بود كه خداى والا و بلند مرتبه ، براى خود ، نام هاى نيكو برگزيد و خود را : «فرمان روا، بسيار آشتى جو ، سلام، ايمنى بخش، نگاهبانِ ، شكست ناپذير، چيره، بسيار بزرگ» و جز اينها ناميد؛ و هر نامى كه خدا با آن ناميده مى شود ، دليلى دارد . وقتى مَلِك نام گرفت، مقصودش درست كردن معناى نام بر اساس حكمت و فرزانگى است . پس آفريده ها را آفريد و به آنها امر و نهى كرد تا حقيقت اين نام و معناى فرمان روايى واقعيت يابد. مُلك هم چهار وجه دارد: توانايى، هيبت، سلطه ، و امر و نهى.
امّا در مورد توانايى [ خداوند متعال ] اين سخن اوست : «همانا گفتار ما براى چيزى ، چون آن را بخواهيم ، اين است كه به آن مى گوييم: «باش!» ، پس به وجود مى آيد» . اين ، توانايىِ كاملى است كه دارنده آن نيازى به تماس مستقيم با چيزها ندارد؛ بلكه آنها را همان طور كه مى خواهد ، ايجاد مى كند و براى آفرينش چيزى نيازمند انديشيدن نيست، بلكه هرگاه چيزى را بخواهد، همان طور كه خواسته ، با حكمت تمام پديد مى آيد و با يك سخن و با توانايى چيره ـ كه به واسطه آن از آفريده هايش متفاوت است ـ تدبير براى او استوار مى گردد.
سپس ، امر و نهى را كامل كننده و نهايت پايه هاى فرمان روايى قرار داد؛ چرا كه امر و نهى ، مقتضى پاداش و كيفر و ترس و اميد و هراس است و بقاى انسان ها از راه امر و نهى است و به واسطه اين دو ستايش و نكوهش ايشان ، درست مى شود و فرمان بُردار از نافرمان ، باز شناخته مى شود و اگر امر و نهى نبودند ، فرمان روايى، شُكوه و زيبايى و نظام مندى نداشت، و پاداش و كيفر ، لغو و بى اعتبار مى شد. چنين است تفسير همه نام هايى كه خداى سبحان براى خويش برگزيده است.


دانش نامه عقايد اسلامي ج7
38

۶۲ / ۱

صِفَةُ مُلكِهِ وَمالِكِيَّتِهِ

۵۱۸۷.الإمام عليّ عليه السلام :كُلُّ مالِكٍ غَيرُهُ مَملوكٌ . ۱

۵۱۸۸.عنه عليه السلامـ في أَسمائِهِ تَعالى ـ: أَمّا وَضعُ الأَسماءِ ، فَإِنَّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالَى ـ اختارَ لِنَفسِهِ الأَسماءَ الحُسنى فَسَمّى نَفسَهُ : «الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَـمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ» ۲ وغَيرَ ذلِكَ ، وكُلُّ اسمٍ يُسَمّى بِهِ فَلِعِلَّةٍ ما ، ولَمّا تَسَمّى بِالمَلِكِ : أَرادَ تَصحيحَ مَعنَى الاِسمِ لِمُقتَضَى الحِكمَةِ ، فَخَلَقَ الخَلقَ وأَمَرَهُم ونَهاهُم لِيَتَحَقَّقَ حَقيقَةَ الاِسمِ ومَعنَى المُلكِ . وَالمُلكُ لَهُ وُجوهٌ أَربَعَةٌ : القُدرَةُ وَالهَيبَةُ وَالسَّطوَةُ وَالأَمرُ وَالنَّهيُ .
فَأَمَّا القُدرَةُ فَقَولُهُ تَعالى : «إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَىْ ءٍ إِذَآ أَرَدْنَـهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ » ۳ فَهذِهِ القُدرَةُ التّامَّةُ الَّتي لا يَحتاجُ صاحِبُها إِلى مُباشَرَةِ الأَشياءِ ، بَل يَختَرِعُها كَما يَشاءُ سُبحانَهُ ولا يَحتاجُ إِلَى التَّرَوّي في خَلقِ الشَّيء ، بَل إِذا أَرادَهُ صارَ عَلى ما يُريدُهُ مِن تَمامِ الحِكمَةِ ، وَاستَقامَ التَّدبيرُ لَهُ بِكَلِمَةٍ واحِدَةٍ ، وقُدرَةٍ قاهِرَةٍ بانَ بِها مِن خَلقِهِ .
ثُمَّ جَعَلَ الأَمرَ وَالنَّهيَ تَمامَ دَعائِمِ المُلكِ ونِهايَتَهُ ، وذلِكَ أَنَّ الأَمرَ وَالنَّهيَ يَقتَضِيانِ الثَّوابَ وَالعِقابَ وَالهَيبَةَ وَالرَّجاءَ وَالخَوفَ ، وبِهِما بَقاءُ الخَلقِ ، وبِهِما يَصِحُّ لَهُمُ المَدحُ وَالذَّمُّ ، ويُعرَفُ المُطيعُ مِنَ العاصي ، ولَو لَم يَكُنِ الأَمرُ وَالنَّهيُ لَم يَكُن لِلمُلكِ بَهاءٌ ۴ ولا نِظامٌ ، ولَبَطَلَ الثَّوابُ وَالعِقابُ ، وكَذلِكَ جَميعُ التَّأويلِ فيما اختارَهُ سُبحانَهُ لِنَفسِهِ مِنَ الأَسماءِ. ۵

1.نهج البلاغة : الخطبة ۶۵ ، غرر الحكم : ح ۶۸۸۵ وفيه «غير اللّه سبحانه» ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۳۰۸ ح ۳۷ .

2.الحشر : ۲۳ .

3.النحل : ۴۰ .

4.البَهَاءُ : الحُسْن و الجمال (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۲۰۰)

5.بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۴۱ نقلاً عن رسالة النعماني .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج7
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 23702
صفحه از 507
پرینت  ارسال به