189
دانش نامه عقايد اسلامي ج7

فصل هفتاد و ششم : مُفضِل، مُتفَضِّل

واژه شناسى «مُفضِل» و «مُتفضِّل»

«مُفضِل (بيش از استحقاقْ بخشنده) » ، ۱ اسم فاعل از «أَفْضَلَ ، يُفْضِلُ» است و «مُتفضِّل» ، اسم فاعل از «تَفَضَّلَ ، يَتَفَضَّلُ» است . اين هر دو ، از ريشه «فضل» هستند كه به فزونى در چيزى دلالت مى كند و از همين معناست واژه «فضل» ، به معناى فزونى و نيكى ، و «اِفضال» به معناى احسان و نيكى كردن .
مُفضِل، به معناى كسى است كه بيش از استحقاقْ مى بخشد ونيكى مى كند . مُتفضِّل نيز گاه به همان معناى مُفضِل و احسان كننده است و گاه به معناى كسى است كه ادّعاى برترى بر همتايان خود را مى كند ، كه به اين معنا ، در مورد خدا به كار نمى رود.

مُفضِل و مُتفضِّل ، در قرآن و حديث

در قرآن كريم ، برگرفته هاى ريشه «فضل» ، صد و چهار بار در مورد خدا به كار رفته است؛ امّا صفات مُفضِل و مُتفضِّل ، به كار نرفته اند . بر اساس قرآن و احاديث، خداى پاك، بيش از استحقاقْ بخشنده است ؛ بلكه او داراى فزون بخشىِ سترگ است.
در توضيح اين مطلب ، بايد گفت كه فضل ، به معناى فزونى است و مقصود ، بخشيدن چيزى بيش از شايستگى است. از آن جا كه موجودات جهان ، حقّى بر خدا ندارند و هيچ يك از نعمت هايى كه خدا در اين جهان به آنان داده، از سرِ استحقاق نبوده است، پس همه نعمت هاى بخشيده شده كه نعمت هاى سترگى هستند ، از سرِ فضل و بخششِ بيش از استحقاق ، داده مى شوند .
در برخى آيات و احاديث ، خدا نسبت به همه انسان ها داراى فضل دانسته شده و در برخى آيات و احاديث ديگر ، تنها نسبت به انسان هايى خاص ، همچون ايمان آورندگان. اين دو دسته از آيات و احاديث ، به دو نوع فضل و بخشش اشاره دارند: بخشش عمومى، كه همه انسان ها را فرا مى گيرد، و بخشش ويژه، كه تنها شامل برخى انسان ها مى شود ؛ يعنى كسانى كه خدا را اطاعت مى كنند.

1.مقصود از «بيش از استحقاقْ بخشنده» ، اعم از موردى است كه دريافت كننده بخشش ، حقّى داشته ، امّا بيش از آن دريافت كرده ، و موردى كه هيچ حقّى در ميان نباشد . دليلِ آن كه در مورد اخير ، از واژه «بى استحقاقْ بخشنده» استفاده نشد، اين بود كه ريشه «فضل»، بر فزونى دلالت دارد وكلمه «بيش» نيز بيانگر فزونى است.


دانش نامه عقايد اسلامي ج7
188

الفصل السادس والسبعون: المفضل ، المتفضّل

المفضل ، المتفضل لغةً

إِنّ «المُفضل» اسم فاعل من أَفضل ، يُفضل ، و«المتفضّل» اسم فاعل من تفضّل ، يتفضّل ، كلاهما من مادّة «فضل» ، وهو يدلّ على زيادة في شيء . من ذلك الفضل : الزيادة ، والخير . والإفضال : الإحسان ، والمفضل : المُحسن ، والمتفضّل جاء بمعنى المفضل والمحسن ، وجاء بمعنى الذي يدّعي الفضل على أَقرانه ۱ .

المُفضل ، المتفضّل في القرآن والحديث

لقد وردت مشتقّات مادّة «فضل» في القرآن الكريم مئة وأربع مرّات ، لكنّ صفتي «المفضل» و «المتفضل» لم تردا فيه .
إِنّ اللّه سبحانه في القرآن والأَحاديث مفضل ومتفضّل ، بل هو ذوالفضل العظيم ، فينبغي أَن نقول في توضيح هذا المطلب أَنّ الفضل بمعنى الزيادة ، والمقصود إِعطاء شيء أَكثر من الاستحقاق ، ولمّا لم يكن للموجودات حقّ على اللّه ، ولم تكن النعم التي وهبها اللّه لها في هذا العالم من باب الاستحقاق ، فجميع النعم المُعطاة التي هي نعم عظيمة من باب الفضل .
لقد جاءَ في بعض الآيات والأَحاديث أَن اللّه سبحانه ذو فضلٍ على النَّاس كلّهم ، وفي بعضها الآخر ذو فضلٍ على الخاصة منهم كالمؤمنين ، فتشير هاتان الطائفتان من الآيات والأَحاديث إِلى نوعين من الفضل ، أَي : الفضل العامّ الذي يشمل النَّاس بأسرهم ، والفضل الخاصّ الذي يشمل بعض النَّاس الذين يطيعون اللّه تعالى .

1.معجم مقاييس اللغة : ج ۴ ص ۵۰۸ ، الصحاح : ج ۵ ص ۱۷۹۱ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج7
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 23234
صفحه از 507
پرینت  ارسال به