383
دانش نامه عقايد اسلامي ج6

«او به خداوندگار سترگ ، ايمان نمى آورد» .

حديث

۴۹۱۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خدا عز و جل مى فرمايد : «سترگى و بزرگى و فخر ، تنها از آنِ من است و قدر ، راز من است . پس هر كس در يكى از آنها با من بستيزد، او را در آتش ، سرنگون مى كنم».

۴۹۱۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديث معراج كه خداى سبحان به او فرمود : به عرشم بنگر ـ: پس به سترگى اى نگريستم كه جانم براى آن رفت و بيهوش شدم. پس به سبب سترگى آنچه ديدم ، به من الهام شد . گفتم : منزّه است خداوندگار سترگم و من به ستايش او مى پردازم. پس چون آن را گفتم، بيهوشى از من برطرف شد، تا اين كه آن را هفت بار گفتم.

۴۹۱۶.امام على عليه السلامـ به يهودى اى كه از معجزه هاى پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد ـ: او را شبانه در راه يك ماهه مسجد الحرام تا مسجد الأقصى سير دادند و در ملكوت آسمان ها ، به اندازه پنجاه هزار سال راه را در كمتر از يكْ سومِ شب ، بالايش بردند تا اين كه به ساق عرش رسيد . پس به دانش ، نزديك و نزديك تر شد . پس ، از بهشت [ براى ايشان ]جامه اى سبز فرستاده شد و نور، ديده اش را فرو پوشانْد و سترگى خداوندگارش عز و جل را به دل خود ديد و با ديده خود نديد.

۴۹۱۷.التوحيدـ به نقل از يونس بن عبد الرحمان ـ: به امام كاظم عليه السلام گفتم : به چه علّتى خدا پيامبر خود را به آسمان و از آن جا به سِدرة المنتهى و از آن جا به حجاب هاى نور ، بالا برد و آن جا او را مخاطب ساخت و با او نجوا كرد، حال آن كه خدا به مكان ، وصف نمى شود؟
فرمود : «خداى والا و بلند پايه ، به مكانى وصف نمى گردد و زمانى بر او جارى نمى شود؛ ولى خداوند عز و جل خواست با او (پيامبر صلى الله عليه و آله) ، فرشتگان و ساكنان آسمان هايش را شرافت ببخشد و ايشان را با مشاهده وى گرامى بدارد و از شگفتى هاى سترگى خود ، چيزى را به او نشان دهد كه پس از فرود آمدنش از آن خبر دهد، نه آن گونه كه مشبّهه (همسان انگاران) ۱ مى گويند. خداوند ، پاك و بر كنار است از آنچه شرك مى ورزند.

1.مُشَبِّهه : گروهى كه به شباهت خداوند به مخلوقات ، اعتقاد دارند .


دانش نامه عقايد اسلامي ج6
382

«إِنَّهُ كَانَ لاَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ » . ۱

الحديث

۴۹۱۴.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :يَقولُ اللّهُ عز و جل : لِيَ العَظَمَةُ وَالكِبرِياءُ وَالفَخرُ ، وَالقَدرُ سِرّي ، فَمَن نازَعَني في واحِدَةٍ مِنهُنَّ كَبَبتُهُ فِي النّارِ . ۲

۴۹۱۵.عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثِ المِعراجِ وقَد قالَ لَهُ سُبحانَهُ : أُنظُر إِلى عَرشي ـ: فَنَظَرتُ إِلى عَظَمَةٍ ذَهَبَت لَها نَفسي وغُشِيَ عَلَيَّ ، فَاُلهِمتُ أَن قُلتُ : سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ لِعِظَمِ ما رَأَيتُ ، فَلَمّا قُلتُ ذلِكَ تَجَلَّى الغَشيُ عَنّي حَتّى قُلتُها سَبعا . ۳

۴۹۱۶.الإمام عليّ عليه السلامـ لِليَهودِيِّ الَّذي سَأَلَ عَن مُعجِزاتِ الرَّسولِ صلى الله عليه و آلهـ: إِنَّهُ أُسرِيَ بِهِ مِن المَسجِدِ الحَرامِ إِلَى المَسجِدِ الأَقصى مَسيرَةَ شَهرٍ ، وعُرِجَ بِهِ في مَلَكوتِ السَّماواتِ مَسيرَةَ خَمسينَ أَلفَ عامٍ في أَقَلَّ مِن ثُلثِ لَيلَةٍ ، حَتّى انتَهى إِلى ساقِ العَرشِ فَدَنا بِالعِلمِ فَتَدَلّى ، فَدُلِّيَ لَهُ مِنَ الجَنَّةِ رَفرَفٌ أَخضَرُ ، وغَشِيَ النّورُ بَصَرَهُ ، فَرَأَى عَظَمَةَ رَبِّهِ عز و جل بِفُؤادِهِ ولَم يَرَها بِعَينِهِ . ۴

۴۹۱۷.التوحيد عن يونس بن عبد الرحمن :قُلتُ لِأَبِي الحَسَنِ موسَى بنِ جَعفَرٍ عليه السلام : لِأَيِّ عِلَّةٍ عَرَجَ اللّهُ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله إِلَى السَّماءِ ، ومِنها إِلى سِدرَةِ المُنتَهى ، ومِنها إِلى حُجُبِ النُّورِ ، وخاطَبَهُ وناجاهُ هُناكَ وَاللّهُ لا يوصَفُ بِمَكانٍ ؟
فَقالَ عليه السلام : إِنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ لا يُوصَفُ بِمَكانٍ ، ولا يَجري عَلَيهِ زَمانٌ ، ولكِنَّهُ عز و جل أَرادَ أَن يُشَرِّفَ بِهِ مَلائِكَتَهُ وسُكّانَ سَماواتِهِ ، ويُكرِمَهُم بِمُشاهَدِتِهِ ، ويُرِيَهُ مِن عَجائِبِ عَظَمَتِهِ ما يُخبِرُ بِهِ بَعدَ هُبوطِهِ ، ولَيسَ ذلِكَ عَلى ما يَقولُ المُشَبِّهونَ ، سُبحانَ اللّهِ وتَعالى عَمّا يُشرِكونَ . ۵

1.الحاقّة : ۳۳ .

2.نوادر الاُصول : ج ۱ ص ۳۴ عن أنس ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۵۳۵ ح ۷۷۸۰ .

3.علل الشرائع : ص ۳۱۵ ح ۱ عن محمّد بن النعمان الأحول وعمر بن اُذينة عن الإمام الصادق عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۳۵۸ ح ۶۶ .

4.الاحتجاج : ج ۱ ص ۵۲۱ ح ۱۲۷ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۳۲۰ ح ۱۶ .

5.التوحيد : ص ۱۷۵ ح ۵ ، علل الشرائع : ص ۱۳۲ ح ۲ وفيه «يصفون» بدل «يشركون» ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۳۱۵ ح ۱۰ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج6
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 44375
صفحه از 593
پرینت  ارسال به