435
دانش نامه عقايد اسلامي ج5

حافظ و حفيظ ، در قرآن و حديث

لفظ «حافظ» و «حفيظ» ، هر يك، پنج بار در قرآن كريم به كار رفته و آيات و احاديث، ويژگى هاى متنوّعى را براى حافظ و حفيظ به عنوان دو نام از نام هاى خداى متعال، ذكر كرده اند كه مهم ترينِ آنها دو نكته است :
۱ . برخى احاديث، صفت حافظ (بودن) را منحصر در خدا دانسته اند : «هيچ نگاهبانى جز تو نيست».
در توجيه اين امر، دو نكته در خور توجّه است: نخست آن كه پيدايش و بقاى آفريده ها، از خداوند سبحان تحقّق مى يابد و اگر فيض و اراده او لحظه اى به موجودات تعلّق نگيرد، نابود مى شوند. بر اين پايه، نگاهدار حقيقى و مطلق تمام موجودات، فقط خداست. دوم آن كه هر گاه صفت كمالىِ حافظ بودن، در موجودات يافت شود، اين كمال، مانند ديگر كمالات، از سوى خداست و به او باز مى گردد.
۲ . در آيات و احاديث، صفت حافظ براى خداوند والا، گاه به معناى حفظ از نابودى در خارج است: «كرسى او، آسمان ها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها، بر او گران نمى آيد ، و اوست بلند پايه سترگ» .
و گاه به معناى حفظ چيزى در علم است : «پاك است آن كه نگاهبانى است كه از ياد نمى برد».
همچنان كه در معناى واژگانى آمد، حفظ ، در اصل به معناى «نگهدارى چيزى و باز داشتن آن از گم شدن و تلف شدن» است و اين نگهدارى ، گاه وجودى و خارجى است و گاه ذهنى و علمى، و اين دو، در لغت و در آيات و احاديث، يكسان لحاظ شده اند.


دانش نامه عقايد اسلامي ج5
434

الحافظ والحفيظ في القرآن والحديث

ورد اسم «الحافظ» و«الحفيظ» خمس مرّات في القرآن الكريم ۱ ، وقد ذكرت الآيات والأَحاديث خصائص متنوّعة للحافظ والحفيظ كاسمين من أَسماء اللّه تعالى ، أَهمّها اثنتان هما:
۱ . ذهبت بعض الأَحاديث إِلى أَنّ صفة الحافظ هي للّه وحدَه: «لا حافظ إِلاّ أَنت» ۲ . وفي تبرير هذا الأَمر نقطتان جديرتان بالاهتمام :
الأُولى: إِنّ حدوث المخلوقات وبقاءها يتحقّقان باللّه سبحانه ، ولو لم يتعلّق فيضه وإِرادته بالكائنات لحظة واحدة ، لفنيت ، بناءً على ذلك فالحافظ الحقيقيّ والمطلق لجميع الموجودات هو اللّه وحده ، والثانية : إِذا وُجد كمال الحفظ في الموجودات فهو كغيره من الكمالات يترشّح من اللّه تعالى ويعود إِليه .
۲ . إِنّ صفة الحافظ للّه تعالى في الآيات والأَحاديث تأَتي تارةً بمعنى الحفظ من الفناء في الخارج :
«وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضَ وَلاَ يَـؤدُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ» ۳ .
وتارةً أَخرى بمعنى حفظ الشيء في العلم: «سُبحانَ مَن هُوَ حافِظٌ لا يَنسى» ۴ .
وكما جاء في المعنى اللغويّ فإنّ الحفظ في الأَصل يعني «مراعاة الشيء ومنعه من الضياع والتلف» ، ويلاحظ هذا الحفظ أَحيانا وجوديّا وخارجيّا ، وأَحيانا معرفيّا وعلميّا ، وهما ملحوظان في اللغة ، وفي الآيات والأَحاديث على حدّ سواء .

1.يوسف : ۶۴ ، هود : ۵۷ ، سبأ : ۲۱ ، الشورى : ۶ ، الحجر : ۹ .

2.راجع : ص ۴۷۶ ح ۴۳۸۳ .

3.البقرة : ۲۵۵ .

4.راجع : ص ۴۴۰ ح ۴۳۸۹ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج5
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 41121
صفحه از 511
پرینت  ارسال به