41
دانش نامه عقايد اسلامي ج5

۳۹۳۰.امام صادق عليه السلام :نام خدا، غير از خداست و جز خدا، هر چه كه شى ء بر آن اطلاق شود ، مخلوق است ؛ امّا آنچه زبان ها بدان تعبير مى كنند و يا دست ساز [انسان ]است، ۱ مخلوق است و خداوند، غايت سالكان به سوى اوست و غايت [تصوّر شده] غير از خودِ غايت است . غايت، موصوف است و هر موصوفى ، ساخته شده و سازنده اشيا ، حدّى معيّن ندارد تا بدان وصف شود و [خدا] ساخته نشده تا از ساختن سازنده اش به كُنهش پى برده شود و تا هر كجا كه دور بروى ، باز، فراتر از آن است .
هر كس اين حكمت را بفهمد ، هيچ گاه به خوارى [جهل] در نيفتد و اين است توحيد ناب . پس باورش بداريد و تصديقش كنيد و به اذن خدا ، دركش نماييد .
هر كس ادّعا كند كه خدا را به پرده و شكل و نمادى مى شناسد ، مشرك است ؛ چون پرده و نماد و شكل، غير از اوست . او يگانه يگانه شمرده شده است . پس، آن كه ادّعا مى كند او را با غير او شناخته ، چگونه يگانه اش شمرده است ؟ تنها كسى خدا را شناخته كه خدا را به خدا شناخته باشد و هر كس كه او را به او نشناخته باشد ، او را نشناخته است ؛ بلكه غير او را شناخته است .
و خداوند، آفريدگار چيزها از نيستى است . با نام هايش از او نام مى برند ؛ امّا او غير از نام هاى خود است و نام هايش هم غير از اويند و موصوف، غير از وصف كننده است .
پس هر كس ادّعا كند به چيزى كه نمى شناسد ، ايمان دارد ، از [طريق] معرفت، دور افتاده است . مخلوق، چيزى را جز با [يارى] خدا درك نمى كند و به معرفت خدا هم، جز با خدا نمى توان رسيد .
خدا از خلقش مجرّد است و خلقش از او به كنارند . هر گاه خدا اراده كارى را كند ، همان گونه كه خواسته ، واقع مى شود، بى آن كه سخنى بگويد . بندگانش پناهگاهى در برابر قضاى او و حجّتى در برابر آنچه پسنديده ، ندارند ، توان كارى را ندارند و چاره اى براى آنچه در كالبدهاى آفريده شده شان پديد آورده است، نمى توانند كرد ، جز به يارى پروردگارشان .
پس هر كس ادّعا كند كه بر كارى تواناست كه خداى عز و جل نخواسته است ، ادّعاى [باطل ]غلبه اراده اش بر اراده خداوند دارد . والاست خداى جهانيان .

1.يعنى واژه اى كه به عنوان نام خدا بر زبان مى آورند و يا با دست مى نويسند .


دانش نامه عقايد اسلامي ج5
40

۳۹۳۰.عنه عليه السلام :اِسمُ اللّهِ غَيرُ اللّهِ ، وكُلُّ شَيءٍ وَقَعَ عَلَيهِ اِسمُ شَيءٍ فَهُوَ مَخلوقٌ ما خَلا اللّهَ ، فَأَمّا ما عَبَّرَتِ الأَلسُنُ عَنهُ أَو عَمِلَتِ الأَيدي فيهِ فَهُوَ مَخلوقٌ وَاللّهُ غايَةُ مَن غاياهُ ، وَالمُغيّى غَيرُ الغايَةِ ، وَالغايَةُ مَوصوفَةٌ ، وكُلُّ مَوصوفٍ مَصنوعٌ ، وصانِعُ الأَشياءِ غَيرُ مَوصوفٍ بِحَدٍّ مُسَمّىً ، لَم يَتَكَوَّن فَتُعرَفَ كَينونَتُهُ بِصُنعِ غَيرِهِ ، ولَم يَتَناهَ إِلى غايَةٍ إِلاّ كانَت غَيرَهُ ، لا يَذِلُّ مَن فَهِمَ هذَا الحُكمَ أَبَدا ، وهُوَ التَّوحيدُ الخالِصُ ، فَاعتَقِدوهُ وصَدِّقوهُ وتَفَهَّموهُ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل .
ومَن زَعَمَ أَنَّهُ يَعرِفُ اللّهَ بِحِجابٍ أَو بِصورَةٍ أَو بِمِثالٍ فَهُوَ مُشرِكٌ ؛ لِأَنَّ الحِجابَ وَالمِثالَ وَالصّورَةَ غَيرُهُ ، وإِنَّما هُوَ واحِدٌ مُوَحَّدٌ ، فَكَيفَ يُوَحِّدُ مَن زَعَمَ أَنَّهُ عَرَفَهُ بِغَيرِهِ ، إِنَّما عَرَفَ اللّهَ مَن عَرَفَهُ بِاللّهِ فَمَن لَم يَعرِفهُ بِهِ فَلَيسَ يَعرِفُهُ ، إِنَّما يَعرِفُ غَيرَهُ ، وَاللّهُ خالِقُ الأَشياءِ لا مِن شَيءٍ. يُسَمّى بِأَسمائِهِ فَهُوَ غَيرُ أَسمائِهِ وَالأَسماءُ غَيرُهُ ، وَالمَوصوفُ غَيرُ الواصِفِ.
فَمَن زَعَمَ أَنَّهُ يُؤمِنُ بِما لا يَعرِفُ فَهُوَ ضالٌّ عَنِ المَعرِفَةِ. لا يُدرِكُ مَخلوقٌ شَيئا إِلاّ بِاللّهِ ، ولا تُدرَكُ مَعرِفَةُ اللّهِ إِلاّ بِاللّهِ ، وَاللّهُ خِلوٌ مِن خَلقِهِ ، وخَلقُهُ خِلوٌ مِنهُ. إِذا أَرادَ اللّهُ شَيئا كانَ كَما أَرادَ بِأَمرِهِ مِن غَيرِ نُطقٍ ، لا مَلجَأَ لِعِبادِهِ مِمّا قَضى ، ولا حُجَّةَ لَهُم فيمَا ارتَضى ، لَم يَقدِروا عَلى عَمَلٍ ولا مُعالَجَةٍ مِمّا أَحدَثَ في أَبدانِهِمُ المَخلوقَةِ إِلاّ بِرَبِّهِم ، فَمَن زَعَمَ أَنَّهُ يَقوى عَلى عَمَلٍ لَم يُرِدهُ اللّهُ عز و جل ، فَقَد زَعَمَ أَنَّ إِرادَتَهُ تَغلِبُ إِرادَةَ اللّهَ تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ العالَمينَ ۱ . ۲

1.قال الصدوق قدس سره : معنى ذلك أنّ من زعم أنّه يقوى على عملٍ لم يرده اللّه أن يقوّيه عليه ، فقد زعم أنّ إرادته تغلب إرادة اللّه ، تبارك اللّه ربّ العالمين (المصدر) .

2.التوحيد: ص ۱۴۲ ح ۷ وص ۱۹۲ ح ۶ ، الكافي: ج ۱ ص ۱۱۳ ح ۴ وفيهما صدره إلى «والأسماء غيره» وكلّها عن عبدالأعلى ، بحار الأنوار: ج ۴ ص ۱۶۰ ح ۶ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج5
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 41191
صفحه از 511
پرینت  ارسال به