257
دانش نامه عقايد اسلامي ج5

۴۱۲۷.امام رضا عليه السلامـ آن گاه كه از ايشان درباره آيه : «خدا آنان را ريشخند كرده است» و آيه : «خدا آنان را به مسخره مى گيرد» و آيه : « و نيرنگ زدند و خدا نيرنگ زد » و از آيه : « با خدا خدعه مى كنند و او فريبنده آنان است » پرسيدند ـ: همانا خداوندِ والا و بلندمرتبه ريشخند نمى كند، به مسخره نمى گيرد، نيرنگ نمى زند و نمى فريبد؛ بلكه خدا عز و جل آنان را به خاطر ريشخند كردن و تمسخر و نيرنگ زدن و فريبكارى ، كيفر مى دهد . خدا از آنچه ستمگران مى گويند، بسى والاتر است.

۱ / ۵

وجوه كاربرد نام ها و صفات

۴۱۲۸.الكافىـ به نقل از ابو هاشم جعفرى ـ: نزد امام جواد عليه السلام بودم . مردى از ايشان پرسش كرد و گفت : مرا از خداوندگار ـ كه والا و بلندمرتبه است ـ آگاه كن . آيا براى او در كتابش نام ها و صفاتى هست؟ و آيا نام ها و صفات او ، همان اويند؟
امام جواد عليه السلام فرمود : «همانا براى اين سخن ، [ از نظر معنا ] دو وجه است. اگر مى گويى ، اينها اويند ، به اين معنا كه او داراى شماره و كثرت است ، پس خدا از آن ، برتر و بالاتر است؛ و اگر مى گويى : اين صفات و نام ها ديرينه اند ، ديرينه ، تاب دو معنا دارد :
اگر گفتى : [ صفات و نام ها ] هميشه در نزد او در دانش اويند و او سزاوار آنهاست، آرى [ ، درست است ] . و اگر مى گويى : تصوير آنها و هجاى آنها و تقطيع حروف آنها ازلى است، پس پناه بر خدا كه با او چيزى غير او باشد؛ بلكه خدا بود و هيچ آفريده اى نبود، آن گاه آنها را وسيله اى ميان خود و آفريدگانش آفريد كه با آنها به درگاه او لابه كنند و او را بندگى نمايند ، و اين نام ها و صفات براى يادكرد اوست و خدا بود و يادكردى نبود و ياد شده با يادكرد، همان خداى ديرينه است كه هميشگى است . و نام ها و صفات ، آفريده هستند و معانى و مراد از آنها ، كسى است كه نه ناهماهنگى و نه سازوارى ، شايسته او نيست؛ زيرا [ شى ءِ ]تجزيه پذير، ناهماهنگ مى گردد و سازوارى مى يابد . پس گفته نمى شود : خدا سازوار است و نه خدا اندك است و نه بسيار است ؛ ولى او در ذات خود ، ديرينه است؛ زيرا هر چه جز [خداى ]يگانه ، تجزيه پذير است ، و خدا، يگانه تجزيه ناپذير است و به كمى و زيادى ، تصوّر نمى گردد، و هر تجزيه پذيرى يا آنچه كم و زياد در آن تصوّر شود، آفريده اى است كه بر آفريدگارش دلالت دارد.
پس با گفته ات كه : خدا تواناست ، خبر دادى كه چيزى او را ناتوان نمى سازد، و با اين سخن ، ناتوانى را [از او ]نفى كردى و ناتوانى را براى غير او نهادى . و همين سان است گفتار تو كه : [خدا ]داناست . با اين سخن ، نادانى را نفى كردى و نادانى را براى غير او نهادى . هر گاه خدا اشيا را نابود سازد، صورت و هجا و تقطيع [حروف] را نابود مى سازد، و او ـ كه همواره داناست ـ هميشه دانا مى ماند».
گفت : چگونه خداوندگارمان را شنوا ناميديم؟
فرمود : «زيرا آنچه با گوش ها دريافت مى شود، بر او پنهان نمى ماند، و او را به [داشتن ]گوشى كه در سر مى يابيم، وصف نكرديم . و همين گونه است اگر او را بينا مى ناميم؛ زيرا آنچه با ديدگانْ ادراك مى شود (مانند : رنگ، شخص يا جز آن) ، بر او پنهان نمى ماند، و او را به ديدن از راه نگاه كردنِ چشم ، وصف نكرديم. و همين گونه است اگر او را باريك بين مى ناميم ، به سبب آگاهى او به شى ء ريزى مانند پشه و پنهان تر از آن و جايگاه پديد آمدن پشه و خِرَد (غريزه) و شهوتِ جفتگيرى اش و مهرورزى بر نسلش و برپا داشتن برخى از آنها بر برخى ، و جابه جا شدن خوراك و نوشيدنى به وسيله آن به فرزندانش در كوه ها و بيابان ها و دره ها و دشت ها. پس دانستيم كه آفريدگار او ، باريك نگرِ بدون چگونگى است؛ چرا كه چگونگى ، براى آفريده داراى چگونگى است.
و همين گونه است اگر خداوندگارمان را نيرومند مى ناميم ، [ ولى ] نه به آن نيروى سخت گرفتنى كه از آفريده شناخته شده است و اگر نيروى او، همان نيروى سختگيرىِ شناخته شده از آفريده بود ، تشبيه رخ مى داد و تاب افزايش مى داشت و آنچه تاب افزايش داشته باشد، كاهش [ هم ] مى پذيرد و آنچه كاهش پذير باشد ، ناديرينه است و آنچه ناديرينه باشد، ناتوان است . از اين روى ، خداوندگارِ والا و بلندپايه ما ، نه همانند دارد و نه هماورد و نه همسنگ و نه چگونگى و نه پايان و نه ديدن با چشم . دل ها ناكام از شبيه سازى او ، و خيال ها محروم از تعريف او ، و درون ها درمانده از به تصوير كشيدنِ اويند . ۱ او از ابزار [ شناسايى ]آفريدگان و نشان هاى مخلوقاتش برتر و بالاتر و از آن ، بسى والاتر است».

1.با توجّه به آنچه در مرآة العقول (ج ۲ ص ۴۷) در معناى واژه «التكوين» آمده ، معناى عبارت ياد شده چنين خواهد بود : «و بر درون ها نارواست كه بر او وارد شوند».


دانش نامه عقايد اسلامي ج5
256

۴۱۲۷.الإمام الرضا عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَن قَولِ اللّهِ عز و جل : «سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ» ۱ وعَن قَولِهِ : «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» ۲ وعَن قَولِهِ : «وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللَّهُ» ۳ وعَن قَولِهِ : «يُخَـدِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَـدِعُهُمْ» ۴ ـ: إِنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ لا يَسخَرُ ولا يَستَهزِئُ ولا يَمكُرُ ولا يُخادِعُ ، ولكِنَّ اللّهَ عز و جليُجازيهِم جَزاءَ السُّخرِيَةِ ، وجَزاءَ الاِستِهزاءِ ، وجَزاءَ المَكرِ ، وجَزاءَ الخَديعَةِ ، تَعالَى اللّهُ عَمّا يَقولُ الظّالِمونَ عُلُوّا كَبيرا . ۵

۱ / ۵

وُجوهُ إطلاقِ الأَسماءِ وَالصِّفاتِ

۴۱۲۸.الكافي عن أبي هاشم الجعفريّ :كُنتُ عِندَ أَبي جَعفَرٍ الثّاني عليه السلام ، فَسَأَلَهُ رَجُلٌ فَقالَ : أَخبِرني عَنِ الرَّبِّ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ ، لَهُ أَسماءٌ وصِفاتٌ في كِتابِهِ ؟ وأَسماؤُهُ وصِفاتُهُ هِيَ هُوَ ؟
فَقالَ أَبو جَعفَرٍ عليه السلام : إِنَّ لِهذَا الكَلامِ وَجهَينِ : إِن كُنتَ تَقولُ : هِيَ هُوَ ، أي أَنَّهُ ذو عَدَدٍ وكَثرَةٍ ؛ فَتَعالَى اللّهُ عَن ذلِكَ ، وإِن كُنتَ تَقولُ : هذِهِ الصِّفاتُ وَالأَسماءُ لَم تَزَل ؛ فَإِنَّ «لَم تَزَل» مُحتَمِلٌ مَعنَيَينِ :
فَإِن قُلتَ : لَم تَزَل عِندَهُ في عِلمِهِ وهُوَ مُستَحِقُّها ، فَنَعَم ، وإِن كُنتَ تَقولُ : لَم يَزَل تَصويرُها وهِجاؤُها وتَقطيعُ حُروفِها ؛ فَمَعاذَ اللّهِ أَن يَكونَ مَعَهُ شَيءٌ غَيرُهُ ، بَل كانَ اللّهُ ولا خَلقَ ، ثُمَّ خَلَقَها وَسيلَةً بَينَهُ وبَينَ خَلقِهِ ، يَتَضَرَّعونَ بِها إِلَيهِ ويَعبُدونَهُ ، وهِيَ ذِكرُهُ وكانَ اللّهُ ولا ذِكرَ ، وَالمَذكورُ بِالذِّكرِ هُوَ اللّهُ القَديمُ الَّذي لَم يَزَل ، وَالأَسماءُ وَالصِّفاتُ مَخلوقاتٌ ، وَالمَعاني ۶ وَالمَعنِيُّ بِها هُوَ اللّهُ الَّذي لا يَليقُ بِهِ الاِختِلافُ ولا الاِئتِلافُ ، وإِنَّما يَختَلِفُ وتَأتَلِفُ ۷ المُتَجَزِّئُ ، فَلا يُقالُ : اللّهُ مُؤتَلِفُ ولاَ اللّهُ قَليلٌ ولا كَثيرٌ ، ولكِنَّهُ القَديمُ في ذاتِهِ ؛ لِأَنّ ما سِوَى الوَاحِدِ مُتَجَزِّئٌ ، وَاللّهُ واحِدٌ لا مُتَجَزِّئٌ ولا مُتَوَهَّمٌ بِالقِلَّةِ وَالكَثرَةِ ، وكُلُّ مُتَجَزِّىً أَو مُتَوَهَّمٍ بِالقِلَّةِ وَالكَثرَةِ فَهُوَ مَخلوقٌ دالٌّ عَلى خالِقٍ لَهُ .
فَقَولُكَ : إِنَّ اللّهَ قَديرٌ ، خَبَّرتَ أَنَّهُ لا يُعجِزُه شَيءٌ ، فَنَفَيتَ بِالكَلِمَةِ العَجزَ وجَعَلتَ العَجزَ سِواهُ ، وكَذلِكَ قَولُكَ : عالِمٌ ، إِنَّما نَفَيتَ بِالكَلِمَةِ الجَهلَ وَجَعلتَ الجَهلَ سِواهُ ، وإِذا أَفنَى اللّهُ الأَشياءَ أَفنَى الصّورَةَ وَالهِجاءَ وَالتَّقطيعَ ، ولا يَزالُ مَن لَم يَزَل عالِما .
فَقالَ الرَّجُلُ : فَكَيفَ سَمَّينا رَبَّنا سَميعا ؟
فَقالَ : لِأَنَّهُ لا يَخفى عَلَيهِ ما يُدرَكُ بِالأَسماعِ ، ولَم نَصِفهُ بِالسَّمعِ المَعقولِ فِي الرَّأسِ ، وكَذلِكَ سَمَّيناهُ بَصيرا ؛ لِأَنَّهُ لا يَخفى عَلَيهِ ما يُدرَكُ بِالأَبصارِ ، مِن لَونٍ أَو شَخصٍ أَو غَيرِ ذلِكَ ، ولَم نَصِفهُ بِبَصَرِ لَحظَةِ العَينِ ، وكَذلِكَ سَمّيناهُ لَطيفا لِعِلمِهِ بِالشَّيءِ اللَّطيفِ مِثلِ البَعوضَةِ وأَخفى مِن ذلِكَ ، ومَوضِعِ النُّشوءِ مِنها ، وَالعَقلِ وَالشَّهوَةِ لِلسِّفادِ وَالحَدَبِ عَلى نَسلِها ، وإِقامَ بَعضِها عَلى بَعضٍ ، ونَقلِهَا الطَّعامَ وَالشَّرابَ إِلى أَولادِها فِي الجِبالِ وَالمَفاوِزِ ۸ وَالأَودِيَةِ وَالقِفارِ ۹ ، فَعَلِمنا أَنَّ خالِقَها لَطيفٌ بِلا كَيفٍ ، وإِنَّمَا الكَيفِيَّةُ لِلمَخلوقِ المُكَيَّفِ .
وكذلِكَ سَمَّينا رَبَّنا قَوِيّا لا بِقُوَّةِ البَطشِ المَعروفِ مِنَ المَخلوقِ ، ولَو كانَت قُوَّتُهُ قُوَّةَ البَطشِ المَعروفِ مِنَ المَخلوقِ لَوَقَعَ التَّشبيهُ ، ولاَحتَمَلَ الزِّيادَةَ ، ومَا احتَمَلَ الزِّيادَةَ احتَمَلَ النُّقصانَ ، وما كانَ ناقِصا كانَ غَيرَ قَديمٍ ، وما كانَ غَيرَ قَديمٍ كانَ عاجِزا ، فَرَبُّنا ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ لا شِبهَ لَهُ ولا ضِدَّ ولا نِدَّ ولا كَيفَ ولا نِهايةَ ولا تَبصارَ بَصَرٍ ، ومُحَرَّمٌ عَلَى القُلوبِ أَن تُمَثِّلَهُ ، وعَلَى الأَوهامِ أَن تَحُدَّهُ ، وعَلَى الضَّمائِرِ أَن تُكَوِّنَهُ ، جَلَّ وعَزَّ عَن أَداةِ خَلقِهِ وسِماتِ بَرِيَّتِهِ ، وتَعالى عَن ذلِكَ عُلُوّا كَبيرا . ۱۰

1.التوبة : ۷۹ .

2.البقرة : ۱۵ .

3.آل عمران : ۵۴ .

4.النساء : ۱۴۲ .

5.معاني الأخبار : ص ۱۳ ح ۳ عن الحسن بن فضّال ، عيون أخبار الرضا : ج ۱ ص ۱۲۶ ح ۱۹ ، التوحيد : ص ۱۶۳ ح ۱ كلاهما عن الحسن بن عليّ بن فضّال عن أبيه ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۳۹۰ ح ۲۹۹ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۳۱۸ ح ۱۵ .

6.في التوحيد والاحتجاج : «مخلوقات المعاني» .

7.كذا ، والظاهر : «يأتلف» .

8.المَفاوِز : جمع المفازة ؛ وهي البريّة القَفْر . سمّيت بذلك ؛ لأنّها مُهلِكة ، من فوَّز : إذا مات . وقيل : سُمّيت تفاؤلاً من الفوز : النجاة (النهاية : ج ۳ ص ۴۷۸) .

9.القَفْر : مَفازة لا ماء فيها ولا نبات ، والجمع قِفار (الصحاح : ج ۲ ص ۷۹۷) .

10.الكافي : ج ۱ ص ۱۱۶ ح ۷ ، التوحيد : ص ۱۹۳ ح ۷ ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۴۶۷ ح ۳۲۱ كلاهما نحوه .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج5
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 40717
صفحه از 511
پرینت  ارسال به