239
دانش نامه عقايد اسلامي ج5

۴۰۸۸.امام على عليه السلام :خدا منزّه است! او آن گونه است كه خود ، توصيف كرده است و توصيف كنندگان ، به توصيف او نمى رسند.

۴۰۸۹.امام على عليه السلام :همانا آن كه از توصيف [موجودِ] داراى شكل و اندامْ ناتوان است، از توصيف آفريدگار آن، ناتوان تر و از دستيابى به او با معيارهاى آفريدگان، دورتر است.

۴۰۹۰.امام على عليه السلام :آن كه از توصيف آفريده اى مانند خود ناتوان است، چگونه خداى خود را توصيف كند؟

۴۰۹۱.امام على عليه السلام :[ خداوند ، ] خِردها را به تعيين حد براى صفت خود ، آگاه نساخته و آنها را از شناخت بايسته خود ، محروم نكرده است.

۴۰۹۲.امام على عليه السلام :هر كه خداى را وصف كند، او را محدود كرده است و هر كه او را محدود كند، او را به شمارش آورده است و هر كه او را به شمارش آورد، ديرينگىِ او را باطل ساخته است. هر كه بگويد : «كجاست؟» ، براى او پايانى قرار داده است و هر كه بگويد : «بر روى چيست؟» ، مكانى را از او خالى دانسته است و هر كه بگويد : «در چيست؟» ، او را درون چيز ديگرى نهاده است.

۴۰۹۳.امام على عليه السلام :كمال توحيد خدا، اخلاص براى اوست، و كمال اخلاص براى او ، نفى صفات از اوست؛ زيرا هر صفتى گواهى مى دهد كه غير از موصوف است و هر موصوفى گواه است كه غير از صفت است . از اين رو ، هر كه خدا را وصف كند ، او را [با ديگرى ]قرين ساخته است.

۴۰۹۴.امام على عليه السلام :خداى را نشناخت آن كه خواستار توصيف او شد. و از او فراتر رفت آن كه او را همانند شمرد . و خطا كرد آن كه در پى كُنه او رفت. پس هر كه بگويد : «كجاست؟» ، او را در جايى نشانده است و هر كه بگويد : «در چيست؟» او را درون چيز ديگرى نهاده است و هر كه بگويد : «تا كجاست؟» ، براى او پايانى قرار داده است و هر كه بگويد : «براى چيست؟» ، براى او علّتى تراشيده است و هر كه بگويد : «چگونه است؟» ، او را همانند ساخته است و هر كه بگويد : «از كِى هست» ، براى او زمان نهاده است و هر كه بگويد : «تا كِى هست» ، براى او غايتى گرفته است و هر كه براى او غايت بگيرد، او را جزءدار شمرده است و هر كه او را جزءدار بشمرد، او را به وصف آورده است و هر كه او را به وصف آورد ، به بيراهه رفته است و هر كه او را پاره پاره بداند ، از او منحرف شده است.


دانش نامه عقايد اسلامي ج5
238

۴۰۸۸.الإمام عليّ عليه السلام :سُبحانَهُ! هُوَ كَما وَصَفَ نَفسَهُ، وَالواصِفونَ لا يَبلُغونَ نَعتَهُ. ۱

۴۰۸۹.عنه عليه السلام :إِنَّ مَن يَعجِزُ عَن صِفاتِ ذِي الهَيئَةِ وَالأَدَواتِ فَهُوَ عَن صِفاتِ خالِقِهِ أَعجَزُ ، ومِن تَناوُلِهِ بِحُدودِ المَخلوقينَ أَبعَدُ . ۲

۴۰۹۰.عنه عليه السلام :كَيفَ يَصِفُ إِلهَهُ منَ يَعجِزُ عَن صِفَةِ مَخلوقٍ مِثلِهِ! ۳

۴۰۹۱.عنه عليه السلام :لَم يُطلِع العُقولَ عَلى تَحديدِ صِفَتِهِ ، ولَم يَحجُبها عَن وَاجِبِ مَعرِفَتِهِ . ۴

۴۰۹۲.عنه عليه السلام :مَن وَصَفَ اللّهَ فَقَد حَدَّهُ ، ومَن حَدَّهُ فَقَد عَدَّهُ ، ومَن عَدَّهُ فَقَد أَبطَلَ أَزَلَهُ ، ومَن قالَ : أَينَ ؟ فَقَد غَيّاهُ ، ومَن قالَ : عَلامَ ؟ فَقَد أَخلى مِنهُ ، ومَن قالَ : فيمَ ؟ فَقَد ضَمَّنَهُ . ۵

۴۰۹۳.عنه عليه السلام :كَمالُ تَوحيدِهِ الإِخلاصُ لَهُ ، وكَمالُ الإِخلاصِ لَهُ نَفيُ الصِّفاتِ عَنهُ ؛ لِشَهادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّها غَيرُ المَوصوفِ ، وشَهادَةِ كُلِّ مَوصوفٍ أَنَّهُ غَيرُ الصِّفَةِ ؛ فَمَن وَصَفَ اللّهَ فَقَد قَرَنَهُ ... . ۶

۴۰۹۴.عنه عليه السلام :قَد جَهِلَ اللّهَ مَنِ استَوصَفَهُ ، وتَعَدّاهُ مَن مَثَّلَهُ ، وأَخطَأَهُ مَنِ اكتَنَهَهُ ۷ ، فَمَن قالَ : أَينَ ؟ فَقَد بَوَّأَهُ ، ومَن قالَ : فيمَ ؟ فَقَد ضَمَّنَهُ ، ومَن قالَ : إِلامَ ؟ فَقَد نَهّاهُ ، ومَن قالَ : لِمَ؟ فَقَد عَلَّلَهُ ، ومَن قالَ : كَيفَ ؟ فَقَد شَبَّهَهُ ، ومَن قالَ : إِذ ؛ فَقَد وَقَّتَهُ ، ومَن قالَ : حَتّى ؛ فَقَد غَيّاهُ ، ومَن غَيّاهُ فَقَد جَزَّأَهُ ، ومَن جَزَّأَهُ فَقَد وَصَفَهُ ، ومَن وَصَفَهُ فَقَد أَلحَدَ فيهِ ، ومَن بَعَّضَهُ فَقَد عَدَلَ عَنهُ . ۸

1.الكافي : ج ۱ ص ۱۳۵ ح ۱ عن الإمام الصادق عليه السلام ، التوحيد : ص ۴۲ ح ۳ عن الحصين بن عبد الرحمن عن أبيه عن الإمام الصادق عن آبائه عنه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۳۰۴ .

2.نهج البلاغة : الخطبة ۱۶۳ ، بحار الأنوار : ج ۶۰ ص ۳۴۸ ح ۳۴ .

3.نهج البلاغة : الخطبة ۱۱۲ ، بحار الأنوار : ج ۶ ص ۱۴۳ ح ۹ .

4.نهج البلاغة : الخطبة ۴۹ ، شرح الأخبار : ج ۲ ص ۳۱۲ ح ۶۴۰ عن جعفر بن سليمان عنه عليه السلام وفيه «السواتر عن يقين» بدل «عن واجب» ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۳۰۸ ح ۳۶ .

5.الكافي : ج ۱ ص ۱۴۰ ح ۵ عن إسماعيل بن قتيبة عن الإمام الصادق عليه السلام ، نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۲ وفيه صدره إلى «أزله» ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۲۸۵ ح ۱۷ .

6.نهج البلاغة : الخطبة ۱ ، الاحتجاج : ج ۱ ص ۴۷۳ ح ۱۱۳ ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۲۴۷ ح ۵ .

7.كُنْه الشيء : نهايته ، وكُنْه المعرفة : حقيقتها . وقولهم : لا يكتنهه الوصف ، بمعنى لا يبلغ كُنْهه ، أي قدره وغايته (مجمع البحرين : ج ۳ ص ۱۶۰۰) .

8.تحف العقول : ص ۶۳ ، التوحيد : ص ۳۶ ح ۲ ، عيون أخبار الرضا : ج ۱ ص ۱۵۱ ح ۵۱ كلاهما عن القاسم بن أيّوب العلوي عن الإمام الرضا عليه السلام ، الأمالي للمفيد : ص ۲۵۵ ح ۴ عن محمّد بن زيد الطبري عن الإمام الرضا عليه السلام ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۳۶۱ ح ۲۸۳ عن الإمام الرضا عليه السلام وكلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۲۲۹ ح ۳ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج5
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 41164
صفحه از 511
پرینت  ارسال به