149
دانش نامه عقايد اسلامي ج5

۴۰۰۶.امام صادق عليه السلام :هر كس خدا را به خيال بپرستد ، كافر شده است و هر كس اسم و نه معنا را بپرستد، كافر شده است و هر كس اسم و معنا را با هم بپرستد ، مشرك شده است ؛ امّا كسانى كه معنا را بپرستند و اسم ها را به همان گونه صفاتى كه خدا خود را بدانها توصيف كرده است، بر او اطلاق كنند و دل خود را بدان گره بزنند و در نهان و آشكار ، زبانشان بدان گويا شود ، اينان ياران حقيقىِ امير مؤمنان عليه السلامهستند . [ و در نقلى ديگر : ] آنان ، مؤمنان حقيقى هستند .

۴۰۰۷.امام صادق عليه السلامـ به زِنديقى كه از ايشان پرسيد : چگونه مردم اجازه دارند كه خود را به اسم هاى خداى متعال بنامند ـ: خداوند ـ كه ستايشش بشكوه و نام هايش پاك است ـ نام ها را براى مردم روا داشته و به آنها بخشيده است و گوينده اى از مردم، به چيزى مى گويد : «يگانه» و به خدا هم مى گويد : «يگانه» و مى گويد : «نيرومند» و به خداى يگانه متعال هم مى گويد : «نيرومند» و مى گويد : «سازنده» و خدا هم سازنده است و مى گويد : «روزى رسان» و خدا هم روزى رسان است و مى گويد : «شنوا و بينا» و خدا هم شنوا و بيناست، و شبيه اينها . پس كسى كه به انسان مى گويد : «يگانه» ، اين نامى براى اوست و شبيه هم دارد ؛ اما خداوند، يگانه است و اين هم براى او اسم است، ولى شبيهى ندارد و مفهوم هر دو [توصيف] ، يكسان نيست .
و امّا اسم ها ، رهنمونىِ ما به مسمّا هستند ؛ چون ما انسانى يگانه را مى بينيم و تنها وقتى خبر از يگانگىِ او مى دهيم كه تنها باشد . پس دانسته مى شود كه در واقعْ انسان ، يگانه نيست ؛ چون اندام او گوناگون است و اجزايش يكسان نيست و گوشتش غير از خون او و استخوانش غير از رگش و مويش غير از ناخنش و سياهى اش غير از سفيدى اش است و مخلوقات ديگر هم اين گونه اند . انسان، فقط به اسم ، يگانه است و نه هم در اسم و هم معنا و خلقت . پس وقتى خدا، يگانه خوانده مى شود، يگانه اى است كه يگانه اى جز او نيست ؛ چون گوناگونى در او نيست و او ـ تبارك و تعالى ـ شنوا و بينا و نيرومند و عزيز و حكيم و داناست . والا باد خداوند ، بهترين آفريدگار !


دانش نامه عقايد اسلامي ج5
148

۴۰۰۶.الإمام الصادق عليه السلام :مَن عَبَدَ اللّهَ بِالتَّوَهُّمِ فَقَد كَفَرَ ، ومَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنى فَقَد كَفَرَ ، ومَن عَبَدَ الاِسمَ وَالمَعنى فَقَد أَشرَكَ ، ومَن عَبَدَ المَعنى بِإِيقاعِ الأَسماءِ عَلَيهِ بِصِفاتِهِ الَّتي وَصَفَ بِها نَفسَهُ فَعَقَدَ عَلَيهِ قَلبُهُ ، ونَطَقَ بِهِ لِسانُهُ في سَرائِرِهِ وعَلانِيَتِهِ فَأُولئِكَ أَصحابُ أَميرِ المُؤمِنينَ عليه السلامحَقّا ـ وفي حَديثٍ آخَرَ ـ : أُولئِكَ هُمُ المُؤمِنونَ حَقّا ـ . ۱

۴۰۰۷.عنه عليه السلامـ لِزِنديقٍ سَأَلَهُ : كَيفَ جازَ لِلخَلقِ أَن يَتَسَمَّوا بِأَسماءِ اللّهِ تَعالى ؟ ـ: إِنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ وتَقَدَّسَت أَسماؤُهُ أَباحَ لِلنّاسِ الأَسماءَ ، ووَهَبَها لَهُم ، وقَد قالَ القائِلُ مِنَ النّاسِ لِلواحِدِ : واحِدٌ ، ويَقولُ للّهِِ : واحِدٌ ، ويَقولُ : قَوِيٌّ ، وَاللّهُ تَعالى قَوِيٌّ ، ويَقولُ : صانِعٌ ، وَاللّهُ صانِعٌ ، ويَقولُ : رازِقٌ ، وَاللّهُ رازِقٌ ، ويَقولُ : سَميعٌ بَصيرٌ ، وَاللّهُ سَميعٌ بَصيرٌ ، وما أَشبَهَ ذلِكَ . فَمَن قالَ لِلإِنسانِ : واحِدٌ فَهذا لَهُ اسمٌ ولَهُ شَبيهٌ ، وَاللّهُ واحِدٌ وهُوَ لَهُ اسمٌ ولا شَيءَ لَهُ شَبيهٌ ، ولَيسَ المَعنى واحِدا .
وأَمَّا الأَسماءُ فَهِيَ دَلالَتُنا عَلَى المُسَمّى ؛ لِأَنّا قَد نَرَى الإِنسانَ واحِدا وإِنَّما نُخبِرُ واحِدا إِذا كانَ مُفرَدا ، فَعُلِمَ أَنَّ الإِنسانَ في نَفسِهِ لَيسَ بِواحِدٍ فِي المَعنى ؛ لِأَنَّ أَعضاءَهُ مُختَلِفَةٌ ، وأَجزاءَهُ لَيسَت سَواءً ، ولَحمَهُ غَيرُ دَمِهِ ، وعَظمَهُ غَيرُ عَصَبِهِ ، وشَعرَهُ غَيرُ ظُفرِهِ ، وسَوادَهُ غَيرُ بَياضِهِ ، وكَذلِكَ سائِرُ الخَلقِ ، وَالإِنسانُ واحِدٌ في الاِسمِ ، ولَيسَ بِواحِدٍ فِي الاِسمِ وَالمَعنى وَالخَلقِ ، فَإِذا قيلَ للّهِِ فَهُوَ الواحِدُ الَّذي لا واحِدَ غَيرُهُ ؛ لِأَنَّهُ لاَ اختِلافَ فيهِ ، وهُوَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ سَميعٌ وبَصيرٌ وقَوِيٌّ وعَزيزٌ وحَكيمٌ وعَليمٌ ، فَتَعالَى اللّهُ أَحسَنُ الخالِقينَ . ۲

1.الكافي : ج ۱ ص ۸۷ ح ۱ ، التوحيد : ص ۲۲۰ ح ۱۲ وراجع : مرآة العقول : ج ۱ ص ۳۰۳ .

2.بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۹۵ عن المفضل بن عمر .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج5
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 40915
صفحه از 511
پرینت  ارسال به