511
دانش نامه عقايد اسلامي ج4

۳۷۸۰.الكافىـ به نقل از احمد بن اسحاق ـ: به امام هادى عليه السلامنامه نوشتم و سؤالم را درباره ديدن [خدا] و اختلاف نظر مردم ، طرح كردم .
امام عليه السلام نوشت: «آن جا كه ميان بيننده و ديده شده ، هوايى نباشد كه [نور ]ديده از آن بگذرد ، ديدن، ممكن نيست و چون هوايى ميان بيننده و ديده شده نباشد ، ديدن درست نيست ۱ و [ اگر هوا باشد و ديده شود] ، موجب شباهت خالق و مخلوق مى شود . چون هواىِ سبب ديدن ، ميان بيننده و ديده شونده ، سببى مشترك مى شود و آن دو را در دو سوى يك واقعه قرار مى دهد ؛ زيرا سبب ها به مسبّب هاى خود متّصل اند و اين، موجب شباهت بيننده (مخلوق) به ديده شونده (خالق) مى شود .

۳۷۸۱.الكافىـ به نقل از محمّد بن عبيد ـ: به امام رضا عليه السلامنامه نوشتم و از او درباره ديدن خدا [ در قيامت] و آنچه غيرشيعه و شيعه روايت مى كنند، پرسيدم و از ايشان خواستم كه آن را برايم شرح دهد .
پس به خطّ خود نوشت: «همگان، بدون هيچ اختلافى ، اتّفاق دارند كه چون چيزى ديده شد، شناختِ به آن هم واقع مى شود . پس اگر ممكن باشد كه خدا به چشم ديده شود ، شناختى چنان حاصل آيد كه از دو حال خارج نيست : يا ايمان است و يا ايمان نيست . پس اگر آن شناخت (حسّى و بديهى) حاصل از ديدن [در قيامت، ]ايمان باشد ، شناخت [نظرى ]دنيايى ما كه حاصل استدلال و دستاورد فكر ماست ، ايمان نيست ؛ چون شناخت [بديهى و حسّى] حاصل از ديدن [در قيامت،] با شناخت [نظرى و اكتسابى] فعلى ما در دنيا متضاد است . پس در دنيا ايمان ندارند ، چون خداى عز و جل را نديده اند و اگر شناخت حاصل از ديدن [در قيامت] ايمان نباشد ، به هر حال شناخت نظرى و اين دنيايىِ ما را زايل مى كند ؛ [چون ما خدا را مجرّد و ناديدنى مى دانستيم و در قيامت، خلاف آن را مى يابيم ،] در حالى كه شناخت ما در قيامت از ميان نمى رود . پس اين، دليل بر عدم رؤيت خدا با چشم است ؛ زيرا قبول مشاهده خدا به چشم ، به اين نتيجه هاى باطل مى انجامد» .

1.چه بر اساس نظريه گذشتگان كه خروج نور از چشم و رسيدن آن به جسم را موجب ديدن مى دانستند و چه عكس آن ـ كه نظريه امروزين است ـ ما به هوا ، يعنى مادّه انتقال دهنده امواج نورى و يا ذرّه هاى آن ، نياز داريم ؛ زيرا حركت موج و يا ذرّه ها، جز بر دوش مادّه و سيّال ممكن نيست . گفتنى است هوا به معناى خلأ و فضاى خالى هم هست كه در اين صورت، منظور امام عليه السلاممى تواند اين باشد كه تحقق ديدن نيازمند فاصله خالى ميان بيننده و ديده شده است كه چنين امرى درباره خدا كه با هيچ چيز فاصله ندارد ، محال است . (م)


دانش نامه عقايد اسلامي ج4
510

۳۷۸۰.الكافي عن أحمد بن إسحاق :كَتَبتُ إِلى أَبِي الحَسَنِ الثّالِثِ عليه السلام أَسأَلُهُ عَنِ الرُّؤيَةِ ومَا اختَلَفَ فيهِ النّاسُ ، فَكَتَبَ : لا تَجوزُ الرُّؤيَةُ ما لَم يَكُن بَينَ الرّائي وَالمَرئِيِّ هَواءٌ يَنفُذُهُ البَصَرُ ، فَإِذَا انقَطَعَ الهَواءُ ۱ عَنِ الرّائي وَالمَرئِيِّ لَم تَصِحَّ الرُّؤيَةُ وكانَ في ذلِكَ الاِشتِباهُ ؛ لِأَنَّ الرّائِيَ مَتى ساوَى المَرئِيَّ فِي السَّبَبِ الموجِبِ بَينَهُما فِي الرُّؤيَةِ وَجَبَ الاِشتباهُ وكانَ ذلِكَ التَّشبيهُ ؛ لِأَنَّ الأَسبابَ لابُدَّ مِن اتِّصالِها بِالمُسَبَّباتِ . ۲

۳۷۸۱.الكافي عن محمّد بن عبيد :كَتَبتُ إِلى أَبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام أَسأَلُهُ عَنِ الرُّؤيَةِ وما تَرويهِ العامَّةُ وَالخاصَّةُ وسَأَلتُهُ أَن يَشرَحَ لي ذلِكَ ، فَكَتَبَ بِخَطِّهِ : اِتَّفَقَ الجَميعُ لا تَمانُعَ بَينَهُم أَنَّ المَعرِفَةَ مِن جِهَةِ الرُّؤيَةِ ضَرورَةٌ ، فَإِذا جازَ أَن يُرَى اللّهُ بِالعَينِ وَقَعَتِ المَعرِفَةُ ضَرورَةً ، ثُمَّ لَم تَخلُ تِلكَ المَعرِفَةُ مِن أَن تَكونَ إِيمانا أَو لَيسَت بِإِيمانٍ ؛ فَإِن كانَت تِلكَ المَعرِفَةُ مِن جِهَةِ الرُّؤيَةِ إِيمانا ، فَالمَعرِفَةُ الَّتي في دارِ الدُّنيا مِن جِهَةِ الاِكتِسابِ لَيسَت بِإيِمانٍ؛ لِأَنَّها ضِدُّهُ ، فَلا يَكونُ فِي الدُّنيا مُؤمِنٌ؛ لِأَنَّهُم لَم يَرَوُا اللّهَ عَزَّ ذِكرُهُ ، وإِن لَم تَكُن تِلكَ المَعرِفَةُ الَّتي مِن جِهَةِ الرُّؤيَةِ إِيمانا ، لَم تَخلُ هذِهِ المَعرِفَةُ الَّتي مِن جِهَةِ الاِكتِسابِ أَن تَزولَ ، ولا تَزولَ فِي المَعادِ . فَهذا دَليلٌ عَلى أَنَّ اللّهَ عز و جل لا يُرى بِالعَينِ؛ إِذِ العَينُ تُؤَدّي إِلى ما وَصَفناهُ . ۳

1.في التوحيد : «فإذا انقطع الهواء وعُدِمَ الضياءُ بين الرائي والمرئي لم تصحّ الرؤية» .

2.الكافي : ج ۱ ص ۹۷ ح ۴ ، التوحيد : ص ۱۰۹ ح ۷ بزيادة «عُدِم الضياء» بعد «انقطع الهواء» وراجع الاحتجاج : ج ۲ ص ۴۸۶ .

3.الكافي : ج ۱ ص ۹۶ ح ۳ ، التوحيد : ص ۱۰۹ ح ۸ عن محمّد بن عبيدة ، بحار الأنوار : ج ۴ ص ۵۶ ح ۳۴ و راجع في معنى الحديث والأقوال فيه : بحار الأنوار : ج ۴ ص ۵۶ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج4
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 66435
صفحه از 604
پرینت  ارسال به