279
دانش نامه عقايد اسلامي ج4

۳۵۷۷.جامع الأخبار :از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيده شد : چه دليلى بر سازنده عالم هست؟
فرمود : «قلعه اى صيقلى و نازك ديدم ، بدون سوراخ و خللى در آن ؛ رويه اش از نقره مذاب و درونش از طلاى روان . مى شكافد و طاووس و كلاغ و كركس و گنجشك از آن بيرون مى آيد . پس دانستم كه آفرينش را سازنده اى است .

۳۵۷۸.الكافىـ به نقل از محمّد بن اسحاق ـ: عبد اللّه ديصانى به حضور امام صادق عليه السلام آمد و اجازه ورود خواست . امام عليه السلام اجازه داد . چون نشست ، پرسيد : اى جعفر بن محمّد! مرا به معبودم رهنمون شو ... .
امام صادق عليه السلام به او فرمود : «بنشين» و خطاب به پسر كوچكى كه تخم پرنده اى در دست داشت و با آن بازى مى كرد ، فرمود : «تخم را به من بده» .
پسرك ، تخم را به ايشان داد. امام صادق عليه السلام به او فرمود : «اى ديصانى ! اين ، قلعه اى پوشيده با پوسته اى كُلُفت است كه زير پوسته كلفت ، پوسته اى نازك است و زير پوسته نازك ، طلايى روان و نقره اى مذاب است . نه طلاى روان با نقره مذاب درهم مى آميزد ، نه نقره مذاب با طلاى روان مخلوط مى شود و آن به اين حال است و اصلاحگرى از آن بيرون نمى آيد تا از صَلاح آن خبر دهد و مفسدى هم به آن داخل نمى شود تا از فساد آن خبر دهد . روشن نيست كه نر مى شود يا مادّه . همچون طاووسِ رنگارنگ از آن بيرون مى آيد . آيا براى آن مدبّرى مى بينى؟».
ديصانى ، مدّتْ زمانى به فكر فرو رفت و سپس گفت : گواهى مى دهم كه هيچ معبودى جز خداوند نيست ، يگانه است و شريكى ندارد ، و گواهى مى دهم كه محمّد صلى الله عليه و آله ، بنده و فرستاده اوست ، و گواهى مى دهم كه تو امام و حجّت خدا بر خلق اويى و من ، از آنچه در آن به سر مى بردم ، توبه مى كنم .

۳۵۷۹.امام صادق عليه السلامـ به مفضّل بن عمر ـ: اى مفضّل ! در بدن پرنده و آفرينش او بينديش كه چون تقديرشده كه در هوا بپرد . جسمش سَبُك و لاغر و درهم پيچيده شده و از چهار دست و پا ، به دو تا بسنده شده و از پنج انگشت ، به چهار تا و از دو منفذ مدفوع و ادرار ، به يكى كه كار هر دو را مى كند ، اكتفا شده است و سينه اى تيز و نوك دار برايش آفريده شده تا شكافتن هوا برايش آسان باشد و هر گونه بخواهد ، در آن فرو رود ، همان گونه كه كِشتى هم بدين گونه ساخته مى شود تا آب را بشكافد و در آن نفوذ كند و در بال ها و دُم او ، پَرهايى طويل و محكم قرار داده شده تا به وسيله آنها براى پرواز برخيزد و همه پيكرش از پَر پوشانده شده تا هوا در آن فرو رود و سَبُك شود .
و چون تقدير شد كه خوراكش ، دانه و گوشت باشد كه آن را بدون جويدن مى بلعد ، دندان را از او كم كردند و به جايش ، منقارى محكم و برگيرنده برايش آفريده شد تا بدان ، خوراكش را برچيند و از برچيدن دانه ، سختى خود را از دست ندهد و از گاز زدن گوشت ، نشكند .
و چون دندان ندارد و دانه را صحيح و خُرد نكرده و گوشت را خام فرو مى دهد ، گرماى درونش را بيشتر كردند تا غذا را چنان هضم كند كه از جويدن ، بى نياز باشد ؛ و اين را در هسته انگور بنگر كه از درون آدمى ، صحيح و سالم بيرون مى آيد ، امّا در شكم پرنده ، چنان هضم مى شود كه اثرى از آن نمى مانَد .
سپس ، خلقت او از تخم قرار داده شد و بچّه نمى زايد تا [هنگام حملش، ]براى پريدن، سنگين نشود كه اگر جوجه در دل او مى مانْد تا خلقتش استوار شود ، او را سنگين مى كرد و از برخاستن و پرواز ، باز مى داشت . پس هر مخلوق خدا ، متناسب با تقديرى كه برايش در نظر گرفته شده ، آفريده شده است .


دانش نامه عقايد اسلامي ج4
278

۳۵۷۷.جامع الأخبار :سُئِلَ جَعفَرٌ الصّادِقُ عليه السلام : مَا الدَّليلُ عَلى صانِعِ العالَمِ .
قالَ : لَقيتُ حِصنا مَزلَقا أَملَسَ لا فُرجَةَ فيهِ ولا خِلَلَ ، ظاهِرُهُ مِن فِضَّةٍ مائِعَةٍ ، وباطِنُهُ مِن ذَهَبٍ مائعٍ ، اِنفَلَقَ مِنهُ طاووسٌ وغُرابٌ ونَسرٌ وعُصفورٌ ، فَعَلِمتُ أنَّ لِلخَلقِ صانِعا . ۱

۳۵۷۸.الكافي عن محمّد بن إسحاق :أَتى [ عَبدُ اللّهِ الدَّيصانيُّ ] بابَ أَبي عَبدِ اللّهِ فَاستَأذَنَ عَلَيهِ فَأَذِنَ لَهُ ، فَلَمّا قَعَدَ ، قالَ لَهُ : يا جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ ، دُلَّني عَلى مَعبودي . . .
فَقالَ لَهُ أَبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : اِجلِس ، وإِذا غُلامٌ لَهُ صَغيرٌ في كَفِّهِ بَيضَةٌ يَلعَبُ بِها ، فَقالَ لَهُ أَبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام : ناوِلني ـ يا غُلامُ ـ البَيضَةَ ، فَناوَلَهُ إِيّاها ، فَقالَ لَهُ أَبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام :
يا دَيصانيُّ ، هذا حِصنٌ مَكنونٌ ، لَهُ جِلدٌ غَليظٌ ، وتَحتَ الجِلدِ الغَليظِ جِلدٌ رَقيقٌ ، وتَحتَ الجِلدِ الرَّقيقِ ذَهَبَةٌ مائِعَةٌ وفِضَّةٌ ذائِبَةٌ ، فَلاَ الذَّهَبَةُ المائِعَةُ تَختَلِطُ بِالفِضَّةِ الذّائِبَةِ ، ولاَ الفِضَّةُ الذّائِبَةُ تَختَلِطُ بِالذَّهَبَةِ المائِعَةِ ، فَهِيَ عَلى حالِها لَم يَخرُج مِنها خارِجٌ مُصلِحٌ فَيُخبِرَ عَن صَلاحِها ، ولا دَخَلَ فيها مُفسِدٌ فَيُخبِرَ عَن فَسادِها ، لا يُدرى لِلذَّكَرِ خُلِقَت أم لِلأُنثى ، تَنفَلِقُ عَن مِثلِ أُلوانِ الطَّواويسِ ، أتَرى لَها مُدَبِّرا ؟
قالَ : فَأَطرَقَ مَلِيّا ، ثُمَّ قالَ : أَشهَدُ أن لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ وأنَّ مُحَمَدا عَبدُهُ ورَسولُهُ ، وأنَّكَ إِمامٌ وحُجَّةٌ مِنَ اللّهِ عَلى خَلقِهِ ، وأنَا تائِبٌ مِمّا كُنتُ فيهِ . ۲

۳۵۷۹.الإمام الصادق عليه السلامـ لِلمُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ ـ: تَأمَّل ـ يامُفَضَّلُ ـ جِسمَ الطّائِرِ وخِلقَتَهُ ؛ فَإنَّهُ حينَ قُدِّرَ أن يَكونَ طائِرا فِي الجَوِّ خُفِّفَ جِسمُهُ وأُدمِجَ خَلقُهُ، فَاقتُصِرَ بِهِ مِنَ القَوائِمِ الأَربَعِ عَلَى اثنَتَينِ، ومِنَ الأَصابِعِ الخَمسِ عَلى أَربَعٍ ، ومِن مَنفَذَينِ لِلزِّبلِ وَالبَولِ عَلى واحِدٍ يَجمَعُهُما ، ثُمَّ خُلِقَ ذا جُؤجُؤٍ مُحَدَّدٍ لِيَسهُلَ عَلَيهِ أن يَخرِقَ الهَواءَ كَيفَ ما أَخَذَ فيهِ ، كَما جُعِلَ السَّفينَةُ بِهذِهِ الهَيئَةِ لَتَشُقَّ الماءَ وتَنفذَ فيهِ ، وجُعِلَ في جَناحَيهِ وذَنَبِهِ ريشاتٌ طُولٌ مِتانٌ لِيَنهَضَ بِها لِلطَّيَرانِ ، وكُسِيَ كُلُّهُ الرّيشَ لِيُداخِلَهُ الهَواءُ فَيُقِلَّهُ .
ولَمّا قُدِّرَ أن يَكونَ طُعمُهُ الحَبَّ وَاللَّحمَ يَبلَعُهُ بَلعا بِلا مَضغٍ ؛ نُقِصَ مِن خَلقِهِ الأسنانُ ، وخُلِقَ لَهُ مِنقارٌ صُلبٌ جاسٍ يَتَناولَ بِهِ طُعمَهُ فَلا يَنسَجِحُ مِن لَقطِ الحَبِّ ، ولا يَتَقَصَّفُ مِن نَهشِ اللَّحمِ .
ولَمّا عُدِمَ الأَسنانَ وصارَ يَزدَرِدُ الحَبَّ صَحيحا وَاللَّحمَ غَريضا ، أُعينَ بِفَضلِ حَرارَةٍ فِي الجَوفِ تَطحَنُ لَهُ الطُّعمَ طَحنا يَستَغني بِهِ عَن المَضغِ ؛ وَاعتَبِر ذلِكَ بِأنَّ عَجَمَ العِنَبِ وغَيرِهِ يَخرُجُ مِن أَجوافِ الإنسِ صَحيحا ، ويُطحَنُ في أَجوافِ الطَّيرِ لا يُرى لَهُ أثَرٌ !
ثُمَّ جُعِلَ مِمّا يَبيضُ بَيضا ولا يَلِدُ وِلادَةً ؛ لِكَيلا يَثقُلَ عِنِ الطَّيَرانِ ، فَإنَّهُ لَو كانَتِ الفِراخُ في جَوفِهِ تَمكُثُ حَتّى تَستَحكِمَ لَأَثقَلَتهُ وعاقَتهُ عَن النُّهوضِ وَالطَّيَرانِ . فَجَعَلَ كُلَّ شَيءٍ مِن خَلقِهِ مُشاكِلاً لِلأَمرِ الَّذي قَدَّر أن يَكونَ عَلَيهِ ۳ .

1.جامع الأخبار : ص ۳۵ ح ۱۵ ، روضة الواعظين : ص ۳۹ وفيه «بم عرفت ربّك» بدل «ما الدليل على صانع العالم» .

2.الكافي : ج ۱ ص ۸۰ ح ۴ ، التوحيد : ص ۱۲۴ ح ۱ ، الاحتجاج : ج ۲ ص ۲۰۱ ح ۲۱۵ ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۳۱ ح ۵ .

3.بحار الأنوار : ج ۳ ص ۱۰۳ عن المفضّل بن عمر في الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج4
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 66350
صفحه از 604
پرینت  ارسال به