219
دانش نامه عقايد اسلامي ج4

۳۵۳۹.امام صادق عليه السلامـ در بيان مراحل تكامل كودك ـ: اگر كودك زاده شده ، فهيم و خردمند به دنيا بيايد ، به هنگام تولّد با دنيايى ناشناخته رو به رو مى شود و سرگردان و حيران مى ماند كه هر چه مى بيند ، نمى شناسد و [ترسى] بى نظير بر او وارد مى شد كه در دنيا ، اين همه صورت هاى گوناگون از چارپايان و پرندگان و ديگر چيزها كه پياپى و هر روز مى بيند . [براى درك بهتر اين مسئله] حال اسيرى را در نظر آور كه از شهرى به شهر ديگرش مى برند و با آن كه عاقل است ، به حيرت زده سرگردان مى مانَد و به فراگيرى سخن و پذيرش آداب ، شتاب نمى ورزد ، آن گونه كه كودك اسير شده ، پيش از بارور شدن عقلش ، شتاب مى كند . همچنين ، اگر كودك ، عاقل متولّد شود ، احساس خوارى مى كند ، هنگامى كه خود را محمول و شيرخواره و پيچيده در پارچه و نهاده در گهواره مى بيند ؛ زيرا به سبب لطافت و رطوبت بدنش هنگام تولّد ، از اين همه كار ، بى نياز نيست . همچنين ، آن شيرينى و نفوذى كه كودك در قلب ها مى يابد ، براى او پديد نمى آمد . از اين رو ، كودك ، نادان و غافل از كار دنيا و اهل آن به دنيا مى آيد و با ذهن ضعيف و معرفت ناقص خود با اشيا برخورد مى كند و سپس ، آرام آرام و اندك اندك ، شناختش با برخورد با هر چيز ، در هر حال ، افزايش مى يابد تا با اشيا انس مى يابد و به آنها خو مى گيرد و مسلّط مى شود و از مرز انديشيدن در آنها و حيرت زدگى به مرحله تصرّف و جوش و خروش معاش با عقل و چاره جويى درمى آيد ، و نيز به عبرت گيرى و اطاعت و فراموشى و غفلت و معصيت .
و در اين [تولّد با عقل ناقص ]حكمت هاى ديگرى هم هست . اگر كودك با عقل كامل و مستقل به دنيا مى آمد ، شيرينى تربيت فرزند ، جايگاهى نداشت و نمى شد كه پدر و مادر بر اساس مصلحت فرزند ، بارِ تربيت او را بر دوش گيرند و در جاى نياز به او نيكى و توجّه كنند .
همچنين ، فرزندان با پدران خود الفت نمى گرفتند و پدران هم با فرزندان خود الفت نمى يافتند ؛ زيرا فرزندان از تربيت پدران و مواظبت آنان بى نياز مى شدند و از همان اوان تولّد ، از ايشان جدا مى شدند و ديگر كسى پدر و مادر خود را نمى شناخت و چون مادر و خواهر و محارم خود را نمى شناخت ، با آنان ازدواج مى كرد و كم ترين قباحت تولّدى اين گونه ، بلكه شنيع ترين ، بزرگ ترين ، فجيع ترين ، زشت ترين و ناگوارترينِ آنها اين بود كه كودك به هنگام بيرون آمدن از دل مادرش ، چيزهايى ناروا را مى ديد كه نيكو و شايسته نيست . حال، آيا نمى بينى كه هر چيزى از خلقت ، كوچك و بزرگش ، در نهايت درستى و بدون خطا ، برپا شده است؟!


دانش نامه عقايد اسلامي ج4
218

۳۵۳۹.الإمام الصادق عليه السلامـ في بَيانِ مَراحِلِ كَمالِ الطِّفلِ ـ: لَو كانَ المَولودُ يُولَدُ فَهِما عاقِلاً لَأَنكَرَ العالَمَ عِنَد وِلادَتِهِ، ولَبَقِيَ حَيرانَ تائِهَ العَقلِ إِذا رَأى ما لَم يَعرِف ووَرَدَ عَلَيهِ ما لَم يَرَ مِثلَهُ مِنِ اختِلافِ صُوَرِ العالَمِ مِنَ البَهائِمِ وَالطَّيرِ إِلى غَيرِ ذلِكَ مِمّا يُشاهِدُهُ ساعَةً بَعدَ ساعَةٍ ويَوما بَعدَ يَومٍ، وَاعتَبَرَ ذلِكَ بِأَنَّ مَن سُبِيَ مِن بَلَدٍ إِلى بَلَدٍ وهُوَ عاقِلٌ يَكونُ كَالوالِهِ الحَيرانِ، فَلا يُسرِعُ في تَعَلُّمِ الكَلامِ وقَبولِ الأَدَبِ كَما يُسرِعُ الَّذي يُسبى صَغيرا غَيرَ عاقِلٍ .
ثُمَّ لَو وُلِدَ عاقِلاً كانَ يَجِدُ غَضاضَةً ۱ إِذا رَأىنَفسَهُ مَحمولاً مُرضَعا مُعَصَّبا بِالخِرَقِ مُسَجّىً فِي المَهدِ ؛ لِأَ نَّهُ لا يَستَغني عَن هذا كُلِّهِ لِرِقَّةِ بَدَنِهِ ورُطوبَتِهِ حينَ يولَدُ، ثُمَّ كانَ لا يوجَدُ لَهُ مِنَ الحَلاوَةِ وَالوَقعِ مِنَ القُلوبِ ما يوجَدُ لِلطِّفلِ، فَصارَ يَخرُجُ إِلَى الدُّنيا غَبِيّا غافِلاً عَمّا فيهِ أهلُهُ فَيَلقَى الأَشياءَ بِذِهنٍ ضَعيفٍ ومَعرِفَةٍ ناقِصَةٍ، ثُمَّ لا يَزالُ يَتَزايَدُ فِي المَعرِفَةِ قَليلاً قَليلاً وشَيئا بَعدَ شَيءٍ وحالاً بَعدَ حالٍ حَتّى يَألَفَ الأَشياءَ ويَتَمَرَّنَ ويَستَمِرَّ عَلَيها، فَيَخرُجَ مِن حَدِّ التَّأَمُّلِ لَها وَالحَيرَةِ فيها إِلَى التَّصَرُّفِ وَالاِضطِرابِ إِلَى المَعاشِ بِعَقلِهِ وحيلَتِهِ، وإِلَى الاِعتِبارِ وَالطَّاعَةِ وَالسَّهوِ وَالغَفلَةِ وَالمَعصِيَةِ.
وفي هذا أَيضا وُجوهٌ أُخَرُ ؛ فَإِنَّهُ لَو كانَ يولَدُ تامَّ العَقلِ مُستَقِلاًّ بِنَفسِهِ لَذَهَبَ مَوضِعُ حَلاوَةِ تَربِيَةِ الأَولادِ ، وما قَدَرَ أن يَكونَ لِلوالِدَينِ فِي الاِشتِغالِ بِالوَلَدِ مِنَ المَصلَحَةِ وما يوجِبُ التَّربِيَةَ لِلآباءِ عَلَى الأَبناءِ مِنَ المُكَلَّفاتِ بِالبِرِّ وَالعَطفِ عَلَيهِم عِندَ حاجَتِهِم إِلى ذلِكَ مِنهُم، ثُمَّ كانَ الأَولادُ لا يَألَفونَ آباءَهُم ، ولا يَألَفُ الآباءُ أَبناءَهُم ؛ لِأَنَّ الأَولادَ كانوا يَستَغنونَ عَن تَربِيَةِ الآباءِ وحِياطَتِهِم فَيَتَفَرَّقونَ عَنهُم حينَ يولَدونَ، فَلا يَعرِفُ الرَّجُلُ أَباهُ وأُمَّهُ ولا يَمتَنِعُ مِن نِكاحِ أُمِّهِ وأُختِهِ وذَواتِ المَحارِمِ مِنهُ إِذا كانَ لا يَعرِفُهُنَّ، وأَقَلُّ ما في ذلِكَ مِنَ القَباحَةِ ، بَل هُوَ أَشنَعُ وأَعظَمُ وأَفظَعُ وأَقبَحُ وأَبشَعُ لَو خَرَجَ المَولودُ مِن بَطنِ أُمِّهِ وهُوَ يَعقِلُ أن يَرى مِنها ما لا يَحِلُّ لَهُ ولا يَحسُنُ بِهِ أن يَراهُ. أفَلا تَرى كَيفَ أُقيمَ كُلُّ شَيءٍ مِنَ الخِلقَةِ عَلى غايَةِ الصَّوابِ وخَلا مِنَ الخَطَاَءدَقيقُهُ وجَليلُهُ. ۲

1.الغَضَاضَةُ : الذِلّةُ والمَنقصة (الصحاح: ج ۳ ص ۱۰۹۵ «غضض»).

2.بحار الأنوار : ج ۳ ص ۶۳ عن المفضّل بن عمر في الخبر المشتهر بتوحيد المفضّل.

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج4
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 66635
صفحه از 604
پرینت  ارسال به