155
دانش نامه عقايد اسلامي ج3

۲۴۱۳.امام رضا عليه السلام :مردى از بنى اسرائيل ، يكى از خويشان خود را كُشت و جسدش را بر سرِ راه برترينِ خاندان بنى اسرائيل افكند . سپس به خونخواهى اش آمد . به موسى عليه السلام گفتند : فلان خاندان ، فلانى را كشته اند . ما را از قاتلش آگاه كن .
فرمود : «ماده گاوى برايم بياوريد» . «گفتند : آيا ما را به ريشخند مى گيرى؟ فرمود : به خدا پناه مى برم از اين كه از نادانان باشم» . اگر آنان هر گاوى را قصد مى كردند ، كفايتشان مى كرد؛ ولى سخت گرفتند . خدا هم بر آنان سخت گرفت .
«گفتند : پروردگار خود را بخوان تا براى ما روشن كند كه آن چگونه است . گفت : خداوند مى فرمايد : «آن ، ماده گاوى است نه پير و از كار افتاده و نه تازه سال ، ميان اين دو» يعنى نه كوچك و نه بزرگ . اگر آنان هر گاوى را قصد مى كردند ، كفايتشان مى كرد؛ ولى سخت گرفتند . خدا هم بر آنان سخت گرفت .
«گفتند : پروردگارت را بخوان تا براى ما روشن كند كه رنگش چگونه است؟ گفت : خداوند مى فرمايد: «آن ، ماده گاوى است زرد روشن كه رنگش مايه سرور بينندگان مى گردد»» . اگر آنها هر گاوى را قصد مى كردند ، كفايتشان مى كرد؛ ولى سخت گرفتند . خدا هم بر آنها سخت گرفت .
«گفتند : پروردگارت را بخوان تا براى ما روشن كند كه آن چگونه است؟ ماده گاو بر ما مشتبه شده است و بى گمان ، اگر خدا بخواهد ، ما ره يافتگانيم . گفت : خداوند مى فرمايد : «آن ، ماده گاوى است كه نه رام است تا زمين را شخم زند ، و نه كشتزار را آبيارى كند . سالم است و هيچ لكّه اى در آن نيست» . گفتند : اكنون ، حقّ مطلب را آوردى» .
پس به جستجويش پرداختند و آن را نزد جوانى از بنى اسرائيل يافتند . جوان گفت : آن را نمى فروشم ، جز در برابر آن كه پوستش را پُر از طلا كنيد .
پس نزد موسى عليه السلام آمدند و مطلب را برايش گفتند . فرمود : «آن را بخريد» .
پس آن را خريدند و آوردند . وى به ذبحش فرمان داد . سپس دستور داد كه با دُم آن به جسد مرده بزنند . چون چنين كردند ، مقتول زنده شد و گفت : اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است ، نه كسى كه متّهم به قتل من شده است .
بدين وسيله ، قاتلش را شناختند .
سپس پيامبر خدا ، موسى بن عمران عليه السلام ، به يكى از يارانش فرمود : «اين ماده گاو ، داستانى دارد» .
وى گفت : آن چيست؟
فرمود : «جوانى از بنى اسرائيل نسبت به پدرش مهربان و نيكوكار بود . روزى گوساله اى يك ساله خريد و نزد پدرش آمد [تا بهاى آن را بپردازد] ؛ ولى كليدها[ى گاوصندوق] را زير سرِ پدرش ديد و چون بيدار كردنش را ناخوش داشت ، از خريد آن منصرف شد . پس پدرش بيدار شد و پسر ، او را آگاه كرد . پدرش گفت : آفرين ! اين ماده گاو را به جاى آنچه از دستت رفته است ، بگير».
سپس پيامبر خدا ، موسى بن عمران عليه السلام ، به صحابى اش فرمود : «بنگر كه نيكى با اهلش چه مى كند» .


دانش نامه عقايد اسلامي ج3
154

۲۴۱۳.الإمام الرضا عليه السلام :إنَّ رَجُلاً مِن بَني إسرائيلَ قَتَلَ قَرابَةً لَهُ ثُمَّ أخَذَهُ وطَرَحَهُ عَلى طَريقِ أفضَلِ سِبطٍ مِن أسباطِ بَني إسرائيلَ ، ثُمَّ جاءَ يَطلُبُ بِدَمِهِ ، فَقالوا لِموسى عليه السلام : إنَّ سِبطَ آلِ فُلانٍ قَتَلوا فُلاناً ، فَأَخبِرنا مَن قَتَلَهُ ؟ قالَ : اِيتوني بِبَقَرَةٍ ، «قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَـهِلِينَ» ۱ ، ولَو أنَّهُم عَمَدوا إلى أيِّ بَقَرَةٍ أجزَأَتهُم ولكِن شَدَّدوا فَشَدَّدَ اللّهُ عَلَيهِم .
«قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِىَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَ لاَ بِكْرٌ» ۲ ـ يعني لا صَغيرَةٌ ولا كَبيرَةٌ ـ «عَوَانُم بَيْنَ ذَ لِكَ» ۳ ، ولَو أنَّهُم عَمَدوا إلى أيِّ بَقَرَةٍ أجزَأَتهُم ، ولكِن شَدَّدوا فَشَدَّدَ اللّهُ عَلَيهِم .
«قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَآءُ فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّـظِرِينَ» ۴ ، ولَو أنَّهُم عَمَدوا إلى أيِّ بَقَرَةٍ لَأَجزَأَتهُم ، ولكِن شَدَّدوا فَشَدَّدَ اللّهُ عَلَيهِم .
«قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِىَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَـبَهَ عَلَيْنَا وَ إِنَّـآ إِن شَآءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ * قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لاَ تَسْقِى الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الْـئـنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ» ۵ .
فَطَلَبوها ، فَوَجَدوها عِندَ فَتًى مِن بَني إسرائيلَ ، فَقالَ : لا أبيعُها إلاّ بِمِل ءِ مَسكِها ۶ ذَهَباً .
فَجاؤوا إلى موسى عليه السلام فَقالوا لَهُ ذلِكَ .
فَقالَ : اِشتَروها .
فَاشتَرَوها وجاؤوا بِها ، فَأَمَرَ بِذَبحِها ، ثُمَّ أمَرَ أن يُضرَبَ المَيِّتُ بِذَنَبِها ، فَلَمّا فَعَلوا ذلِكَ حَيِيَ المَقتولُ ، وقالَ : يا رَسولَ اللّهِ ، إنَّ ابنَ عَمّي قَتَلَني دونَ مَن يُدَّعى عَلَيهِ قَتلي .
فَعَلِموا بِذلِكَ قاتِلَهُ .
فَقالَ رَسولُ اللّهِ موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام لِبَعضِ أصحابِهِ : إنَّ هذِهِ البَقَرَةَ لَها نَبَأٌ .
فَقالَ : وما هُوَ ؟
قالَ : إنَّ فَتَىً مِن بَني إسرائيلَ كانَ بارًّا بِأَبيهِ وإنَّهُ اشتَرى تَبيعاً فَجاءَ إلى أبيهِ ورَأى أنَّ المَقاليدَ تَحتَ رَأسِهِ ، فَكَرِهَ أن يوقِظَهُ فَتَرَكَ ذلِكَ البَيعَ ، فَاستَيقَظَ أبوهُ ، فَأَخبَرَهُ ، فَقالَ لَهُ : أحسَنتَ ، خُذ هذِهِ البَقَرَةَ فَهِيَ لَكَ عِوَضاً لِما فاتَكَ .
قالَ : فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام : اُنظُروا إلَى البِرِّ ما بَلَغَ بِأَهلِهِ ؟ ! ۷

1.البقرة : ۶۷ .

2.البقرة : ۶۸ .

3.البقرة : ۶۹ .

4.البقرة : ۷۰ .

5.البقرة : ۷۱ .

6.المَسْكَ بسكون السينَ : الجِلْد (النهاية : ج ۴ ص ۳۳۱) .

7.عيون أخبار الرضا : ج ۲ ص ۱۳ ح ۳۱ ، تفسير العيّاشى¨ : ج ۱ ص ۴۶ ح ۵۷ وفيه «فَقالَ لِرَسولِ اللّه ِ موسَى عليه السلام بَعضُأصحابِهِ» بدل «فَقالَ رَسولُ اللّه ِ موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام لِبَعضِ أصحابِهِ» وكلاهما عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر البزنطي ، بحارالأنوار : ج ۱۳ ص ۲۶۳ ح ۲ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج3
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 96193
صفحه از 551
پرینت  ارسال به