ج ـ بى خبرى از عيب هاى خويش
۱۰۳۶.امام على عليه السلام :براى نادانى آدمى، همين بس كه از عيب هاى خويش بى خبر باشد و در آنچه نمى تواند خود را از آن جدا سازد ، بر مردم طعنه زند .
۱۰۳۷.امام على عليه السلام :براى نادانى آدمى، همين بس كه از عيب هاى خود ، بى خبر باشد .
د ـ نشناختن حدّ خويش
۱۰۳۸.امام على عليه السلام :آگاه، كسى است كه حدّ خود را بشناسد و براى نادانى، همين بس كه آدمى ، حدّ خود را نشناسد .
۱۰۳۹.امام على عليه السلام :آگاه، كسى است كه حدّ خود را بشناسد و نادان، كسى است كه از خويش بى خبر باشد .
۱۰۴۰.امام على عليه السلام :خردمند، كسى است كه جايگاه خود را بشناسد و نادان، كسى است كه حدّ خويش را نشناسد .
۱۰۴۱.امام على عليه السلام :براى نادانى، همين بس كه آدمى ، حدّ خود را نشناسد .
۱۰۴۲.امام على عليه السلامـ در بيان ويژگى هاى مُنشى حاكم ـ: از جايگاه خويش در كارها بى خبر نباشد ؛ زيرا كسى كه حدّ خود را نمى شناسد، از منزلت ديگران بى خبرتر است .
۱۰۴۳.امام على عليه السلام :آن كه حدّ خود را نشناسد ، از مرز خود مى گذرد .
ر . ك : ص ۸۳ (نادان ترين مردم ).