153
دانش نامه عقايد اسلامي ج2

صلح و صفايى در بين آنان نبود . در آن شرايط ، كسى پيش مى افتاد كه چنگالى تيزتر مى داشت و رياست، از آنِ كسى بود كه مى توانست با زور ، ناحيه اى را تسخير كند.
در بين مردان، فضيلت ، اين بود كه : خونريزى كنند ، تعصّب جاهلى داشته باشند ، متكبّر و مغرور باشند، از ستمكاران پيروى نمايند، حقوق ستم ديدگان را پايمال كنند، ظلم و تجاوز نمايند قمار ببازند، شراب بنوشند ، زنا كنند ، و مردار و خون و خُرماى پَست بخورند.
زنان آنان هم از مزاياى انسانى ، محروم بودند و به هيچ وجه ، مالك اراده و اعمال خود نبودند و به آنها ارث نمى رسيد . مردان ، بى حساب ، زن مى گرفتند، همان طور كه يهود و بعضى از بت پرستان عادت داشتند. در عين حال، زنها خود را مى آراستند و هر كه را دوست مى داشتند ، به خود مى خواندند. زنا و بى ناموسى، در بين آنان رايج بود و حتّى زن هاى شوهردار هم آلوده بودند و بسا كه در مراسم حج هم با بدن برهنه شركت مى كردند.
فرزندان آنها به پدران ، منتسب مى شدند؛ ولى به هنگام كودكى، از ارث محروم بودند و تنها فرزندان بزرگ، ميراث را تصرّف مى كردند و از جمله چيزهايى كه آنان به ارث مى بردند، زنِ شخص متوفّا بود . به طور كلّى، دختران، چه كوچك و چه بزرگ، و همچنين پسران كوچك، از ارث ، حقّى نداشتند . آرى، اگر كسى مى مرد و تنها فرزند نابالغى از خود باقى مى گذارد، او ارث مى بُرد؛ ليكن اشخاص زورمند ، سرپرستى اموال يتيم را به عهده گرفته، اموال وى را مى خوردند، و اگر اين فرزند يتيم، دختر مى بود، با او ازدواج كرده، اموالش را تصرّف مى كردند و سپس او را طلاق مى دادند و رهايش مى نمودند. در اين


دانش نامه عقايد اسلامي ج2
152

«وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَـهِلِيَّةِ الْأُولَى . ۱ و مانند روزگار جاهليّت نخست، زينت هاى خود را آشكار مكنيد» .
جامعه عرب در آن روزگار ، از طرف جنوب، به حبشه ـ كه مردمش نصرانى بودند ـ و از طرف مغرب ، به امپراتورى روم ـ كه آنان نيز نصرانى بودند ـ و از طرف شمال به ايران ـ كه زردشتى بودند ـ محدود مى گشت و با سرزمين هاى هند و مصر ـ كه اكثر مردمشان بت پرست بودند ـ ارتباط داشت. در ميان خود عرب ها ، طوايفى از يهود زندگى مى كردند و خود عرب ها نيز داراى آيين بت پرستى بودند و اغلب ، زندگى قبيلگى داشتند.
اين اوضاع و شرايط، براى آنان جامعه اى بى قانون و دور از تمدّن و باورهايى بى اساس ـ كه مخلوطى از آداب و رسوم يهود و نصارا و مجوس بود ـ ، به وجود آورده بود و مردم در نادانى و بى خبرى كامل به سر مى بردند ، كه خداوند [درباره آنها ]چنين فرموده است:
«وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِى الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ . ۲ و اگر از بيشتر كسانى كه در [اين سر]زمين اند، پيروى كنى، تو را از راه خدا گم راه مى كنند. آنان جز از گمانِ [خود،] پيروى نمى كنند و جز به حدس زدن نمى پردازند» .
اين قبايل بيابانگرد، زندگى پستى داشتند و پيوسته گرفتار جنگ و غارت و چپاول اموال و تجاوز به نواميس يكديگر بودند و هيچ گونه امنيت ، امانتدارى و

1.احزاب : آيه ۳۳ .

2.انعام : آيه ۱۱۶ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 70391
صفحه از 618
پرینت  ارسال به