139
دانش نامه عقايد اسلامي ج2

۱۱۷۳.امام على عليه السلام :[ خداوند،] او را هنگامى به رسالت مبعوث كرد كه مدّت ها بود كه كسى به رسالت برانگيخته نشده بود و مردم در انجام دادن وظيفه ، از راه حق ، منحرف گشته بودند و امّت هاى پيامبران پيشين، در غفلت و نادانى ، سرگردان بودند .

۱۱۷۴.امام على عليه السلام :گواهى مى دهم كه محمّد صلى الله عليه و آله ، بنده و فرستاده اوست . او را هنگامى فرستاد كه نشانه هاى هدايت ، از ميان رفته بود و روش هاى ديندارى، محو گشته بود . او آشكارا به سوى حق فرا خواند و براى بندگان، خيرخواهى نمود .

۱۱۷۵.امام على عليه السلام :[ خداوند،] هنگامى او را برانگيخت كه هيچ نشانه اى بر پا نبود و هيچ نورى نمى درخشيد و هيچ راهِ روشنى وجود نداشت .

۱۱۷۶.امام على عليه السلام :خداوند سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را به راستى و درستى برانگيخت، هنگامى كه پايان دنيا ، نزديك ، و آخرت ، رو آورده بود و جهان ، پس از روشنى و زيبايى، تاريك شده بود و زندگى مردمش ، دشوار و حمل آرام آنان ، ناهموار گرديده و مهارشدنى به دست كِشنده اى سپرده شده بود و [ هنگامى كه] جهان به نيستى ، نزديك و نشانه هاى خرابى آن ، آشكار ، و پيوند مردم با زندگى ، بريده و حلقه هاى پيوند مردم با يكديگر ، از هم دريده و اسباب اين از هم گسيختگى، بر ملا و نشانه هاى رستگارى ، ناپايدار ، و زشتى هاى دنيا ، آشكار ، و رشته عمرش كوتاه گرديده بود.

۱۱۷۷.امام على عليه السلام :خداوند، او را به پيامبرى برگزيد ، هنگامى كه مردم، گم راه شده، سرگردان بودند و در راه فساد، از روى نادانى ، قدم مى نهادند و هوس ها آنان را به سقوط كشانيده بود و كبر و نخوت، آنان را به لغزش وا داشته و نادانى ، آنها را سبُك سر و نفهم نموده بود ، در حالتى كه پريشان حال و در كار خويش، مضطرب و نگران و مبتلا به نادانى بودند . پس ، پيامبر صلى الله عليه و آله در خيرخواهى [ براى آنان ]كوشيد و بر راه راست ، حركت نمود و به سوى حكمت و دانش و پندِ نيكو، دعوت كرد .

۱۱۷۸.امام على عليه السلام :اى مردم ! خداوند متعال ، پيامبر صلى الله عليه و آله را به سوى شما فرستاده و به راستى و درستى، كتاب را بر او فرو فرستاده است ، در حالى كه شما از خواندن كتاب و فرو فرستنده آن ، و از رسول و فرستنده اش ، بيگانه و ناآگاه بوديد ، به هنگام توقّفِ آمدن رسولان ، و خواب طولانى و عميق ملّت ها، و فراگيرى نادانى و بروز آشوب ها ، و شكسته شدن پيمان هاى محكم ، و نابينايى نسبت به حقيقت ، و انحراف بر اثر ستم ، و زير پرده شدن ديندارى ، و شعله ور شدن آتش جنگ ، همزمان با پژمردگى و زردى گل هاى باغ هاى جهان و خشكيدن شاخه هاى درختان آنها، و خزان شدن و ريختن برگ هاى آنها، و نوميدى از ميوه دادن آنها ، و فرو كشيدن آب چشمه سارها ، در حالى كه پرچم هاى هدايت، سرنگون شده بودند و به جاى آنها، پرچم هاى هلاكت ، برافراشته بودند .
دنيا با چهره رو دَر هم كشيده، به آنان پشت كرده بود و روى خوش ، نشان نمى داد ؛ ميوه اش آشوب بود، و خوراكش مردارِ گنديده، و لباس زيرينش هراس، و لباسِ رويين او، همه تيغ .
شما مردم، قطعه قطعه شده بوديد . ديده هاى مردم جهان، همه نابينا و روزگار همه ، سياه بود ؛ از خويشاوندان ، بريده بودند و خون يكديگر را مى ريختند و نوزادان دختر را زنده به گور مى كردند . زندگى خوش ، و آسايش و آرامش ، از ميان آنان رخت بر بسته بود . نه از درگاه حق، اميد ثوابى داشتند و نه از قهر او مى ترسيدند. زنده آنان، كورى پليد بود و مرده شان در لا به لاى آتش غلطان .
پس ، پيامبر صلى الله عليه و آله نسخه اى از كتاب هاى پيشين را برايشان آورد و چيزهاى درستى را كه در دست داشتند، تأييد كرد و حلال و حرام را به خوبى از هم جدا نمود .


دانش نامه عقايد اسلامي ج2
138

۱۱۷۳.عنه عليه السلام :أرسَلَهُ عَلى حينِ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ، وهَفوَةٍ عَنِ العَمَلِ ، وغَباوَةٍ مِنَ الاُمَمِ. ۱

۱۱۷۴.عنه عليه السلام :أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ ورَسولُهُ ، أرسَلَهُ وأعلامُ الهُدى دارِسَةٌ ، ومَناهِجُ الدّينِ طامِسَةٌ ، فَصَدَعَ بِالحَقِّ ، ونَصَحَ لِلخَلقِ. ۲

۱۱۷۵.عنه عليه السلام :بَعَثَهُ حينَ لا عَلَمٌ قائِمٌ ، ولا مَنارٌ ساطِعٌ ، ولا مَنهَجٌ واضِحٌ. ۳

۱۱۷۶.عنه عليه السلام :إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله بِالحَقِّ حينَ دَنا مِنَ الدُّنيا الاِنقِطاعُ ، وأقبَلَ مِنَ الآخِرَةِ الاِطِّلاعُ ، وأظلَمَت بَهجَتُها بَعدَ إشراقٍ ، وقامَت بِأَهلِها عَلى ساقٍ ، وخَشُنَ مِنها مِهادٌ ، وأزِفَ ۴ مِنها قِيادٌ ، فِي انقِطاعٍ مِن مُدَّتِها ، وَاقتِرابٍ مِن أشراطِها ، وتَصَرُّمٍ ۵ مِن أهلِها ، وَانفِصامٍ مِن حَلقَتِها ، وَانتِشارٍ مِن سَبَبِها ، وعَفاءٍ ۶ مِن أعلامِها ، وتَكَشُّفٍ مِن عَوراتِها ، وقِصَرٍ مِن طولِها. ۷

۱۱۷۷.عنه عليه السلام :بَعَثَهُ وَالنّاسُ ضُلاّلٌ في حَيرَةٍ ، وحاطِبونَ في فِتنَةٍ ، قَدِ استَهوَتهُمُ الأَهواءُ ، وَاستَزَلَّتهُمُ الكِبرِياءُ ، وَاستَخَفَّتهُمُ الجاهِلِيَّةُ الجَهلاءُ ، حَيارى في زَلزالٍ مِنَ الأَمرِ وبَلاءٍ مِنَ الجَهلِ ، فَبالَغَ صلى الله عليه و آله فِي النَّصيحَةِ ، ومَضى عَلَى الطَّريقَةِ ، ودَعا إلَى الحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ. ۸

۱۱۷۸.عنه عليه السلام :أيُّهَا النّاسُ ! إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أرسَلَ إلَيكُمُ الرَّسولَ صلى الله عليه و آله وأنزَلَ إلَيهِ الكِتابَ بِالحَقِّ وأنتُم اُمِّيّونَ عَنِ الكِتابِ ومَن أنزَلَهُ ، وعَنِ الرَّسولِ ومَن أرسَلَهُ ، عَلى حينِ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ، وطولِ هَجعَةٍ ۹ مِنَ الاُمَمِ ، وَانبِساطٍ مِنَ الجَهلِ ، وَاعتِراضٍ مِنَ الفِتنَةِ ، وَانتِقاضٍ مِنَ المُبرَمِ ۱۰ ، وعَمًى عَنِ الحَقِّ ، وَاعتِسافٍ ۱۱ مِنَ الجَورِ ، وَامتِحاقٍ مِنَ الدّينِ ، وتَلَظٍّ (ي) مِنَ الحُروبِ ، عَلى حينِ اصفِرارٍ مِن رِياضِ جَنّاتِ الدُّنيا ، ويُبسٍ مِن أغصانِها ، وَانتِثارٍ مِن وَرَقِها ، ويَأسٍ مِن ثَمَرِها ، وَاغوِرارٍ مِن مائِها ، قَد دَرَسَت أعلامُ الهُدى ، فَظَهَرت أعلامُ الرَّدى .
فَالدُّنيا مُتَهَجِّمَةٌ في وُجوهِ أهلِها مُكفَهِرَّةٌ ۱۲ ، مُدبِرَةٌ غَيرُ مُقبِلَةٍ ، ثَمَرَتُهَا الفِتنَةُ ، وطَعامُهَا الجيفَةُ ، وشِعارُهَا الخَوفُ ، ودِثارُهَا السَّيفُ ، مُزِّقتُم كُلَّ مُمَزَّقٍ وقَد أعمَت عُيونَ أهلِها ، وأظلَمَت عَلَيها أيّامُها ، قَد قَطَعوا أرحامَهُم ، وسَفَكوا دِماءَهُم ، ودَفَنوا فِي التُّرابِ المَوؤودَةَ بَينَهُم مِن أولادِهِم ، يَجتازُ دونَهُم طيبُ العَيشِ ورَفاهِيَةُ خُفوضِ الدُّنيا . لا يَرجونَ مِنَ اللّهِ ثَواباً ، ولا يَخافونَ وَاللّهِ مِنهُ عِقاباً . حَيُّهُم أعمى نَجِسٌ ، ومَيِّتُهُم فِي النّارِ مُبلِسٌ ۱۳ ، فَجاءَهُم بِنُسخَةِ ما فِي الصُّحُفِ الاُولى ، وتَصديقِ الَّذي بَينَ يَدَيهِ ، وتَفصيلِ الحَلالِ مِن رَيبِ الحَرامِ. ۱۴

1.نهج البلاغة : الخطبة ۹۴ ، بحار الأنوار : ج ۱۹ ص ۳۷۹ ح ۹۱ .

2.نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۲۲۴ ح ۶۳ .

3.نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۲۲۴ ح ۶۴ .

4.أي دنا وقَرُب (النهاية : ج ۱ ص ۴۵) .

5.الانصرام : الانقطاع (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۰۲۸) .

6.العفاء : الدروس والهلاك (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۲۳۹) .

7.نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۲۲۵ ح ۶۵ .

8.نهج البلاغة : الخطبة ۹۵ ، بحار الأنوار : ج ۱۸ ص ۲۱۹ ح ۵۱ .

9.أي على طول مُدّة من بعد الاُمم السالفة ، والهجعة قد يراد بها : الغفلة والجهل والموت (مجمع البحرين: ج ۳ ص ۱۸۶۲) .

10.أبرم الأمر : أي أحكمه ، ومنه القضاء المبرم (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۱۴۵) .

11.العَسْف : الأخذ على غير الطريق ، والظلم (مجمع البحرين : ج ۲ ص ۱۲۱۵).

12.مكفهرّ : أي عابس قطوب (النهاية : ج ۴ ص ۱۹۳) .

13.المُبْلِس : الساكت من الحزن أو الخوف (النهاية : ج ۱ ص ۱۵۲) .

14.الكافي : ج ۱ ص ۶۰ ح ۷ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام ، تفسير القمّي : ج ۱ ص ۲ وراجع نهج البلاغة : الخطبة ۸۹ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 70699
صفحه از 618
پرینت  ارسال به