۱۱۲۸.امام على عليه السلام :چه بسا نادانى اى كه از دانايى ، سودمندتر است .
۱۱۲۹.امام على عليه السلام :بدترين دانايى ، آن است كه هدايت خود را بدان تباه سازى.
۱۱۳۰.تاريخ دمشقـ به نقل از ابراهيم بن محمّد بن عرفه ـ: احمد بن يحيى ثعلب ، اين شعر را برايم خواند و يادآور شد كه از على بن ابى طالب عليه السلام است :
اگر به بردبارى نياز داشته باشم
به درستى كه در پاره اى وقت ها به نادانى نيازمندترم .
من «نادانى» را به عنوان دوست و همنشين نمى پسندم
ليكن براى هنگام نيازمندى ، آن را مى پسندم .
مرا مَركبى است براى بردبارى كه با بردبارى، افسار شده
و مَركبى است براى نادانى كه با نادانى، زين شده است .
هر كس استوارى مرا مى خواهد، من استوارم
و هر كس كجى مرا مى خواهد ، من كجم .
۱۱۳۱.امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: دو كس، هر چيزى برايشان آسان است : دانايى كه پايان كارها را مى داند و نادانى كه آنچه را در آن است ، نمى داند .
۱۱۳۲.امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: اگر خرد، نُه قسمت باشد ، به يك قسمت نادانى [ نيز] نياز دارد تا خردمند به كارها اقدام كند ؛ زيرا خردمند، هميشه سهل انگار و مراقب و ترسان است .
۱۱۳۳.امام حسين عليه السلام :اگر مردم تعقّل مى كردند و مرگ را به صورت واقعى ، تصوّر مى نمودند ، دنيا ويرانه مى شد.
۱۱۳۴.امام عسكرى عليه السلام :اگر همه اهل دنيا خردمند مى شدند ، دنيا ويران مى گشت .