975
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2

«و ما هيچ پيامبرى را در هيچ آبادى و شهرى نفرستاديم ، مگر آن كه مردمِ آن را به سختى و گزند گرفتار كرديم تا شايد زارى كنند * سپس به جاى بدى ، نيكى آورديم تا فزونى يافتند و گفتند: پدران ما را نيز سختى و راحت رسيد ؛ پس ايشان را ناگهان ، در حالى كه آگاهى نداشتند ، بگرفتيم .»

«و براى آنان [داستانِ] دو مردى را مثل بزن كه به يكى از آن ها دو بوستان از تاك ها داديم و بر گردِ آن ها خرمابُن ها و در ميان آن ها كشتزارى پديد كرديم * هر دو بوستان ميوه خود را مى داد و چيزى از آن نمى كاست؛ و ميان آن دو بوستان جويى فراخ روان ساختيم * و او را ميوه ها بود؛ پس به يار خود كه با وى گفت و گو مى كرد ، گفت : من به مال ، از تو بيش تر و به افراد ، توانمندترم * و به بوستان خويش درآمد ، در حالى كه بر خويشتن ستمكار بود ، گفت: نپندارم كه اين بوستان هيچ گاه تباه و نابود گردد * و نپندارم كه رستاخيز برپا شود؛ و اگر هم به سوى خداوندم بازگردانده شوم ، هر آينه بهتر از اين ، بازگشتگاهى بيابم * يارش كه با او گفت و گو مى كرد ، گفت: آيا به آن [خداى ]كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد و آن گاه مردى راست بالا و تمام اندام كرد ، كافر شده اى؟ * اما من [مى گويم: ]او است خداى يكتا ، پروردگار من؛ و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى سازم * و چرا آن گاه كه به بوستانت درآمدى ، نگفتى : هر چه خداى خواهد [همان شود]؛ نيرويى جز به يارى خداوند نيست؟ اگر مرا به مال و فرزند ، كم تر از خود مى بينى * اميد است كه پروردگارم مرا بهتر از بوستان تو دهد و بر بوستان تو از آسمان عذابى آتشبار بفرستد تا زمينى هموار و بى گياه گردد * يا آب آن به زمين فرو شود تا جُستنِ آن هرگز نتوانى * و ميوه هايش نابود گشت؛ پس بامداد دو دست خويش [به پشيمانى و اندوه] بر آن چه در آن هزينه كرده بود ، مى گردانيد و به هم مى ماليد ، در حالى كه داربست هاى تاك هايش فروريخته بود؛ و مى گفت: اى كاش كسى را با پروردگارم شريك نساخته بودم * و او را از غير خدا گروهى نبود كه يارى اش كند و نه خود ، يارى كننده خويش بود * آن جا ، يارى و كارسازى تنها از آنِ خداى حق است؛ او به پاداش دادن ، بهتر و به سرانجام ، نيكوتر است .»


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2
974

«وَ مَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍ مِّن نَّبِىٍّ إِلآَّ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِالْبَأْسَآءِ وَ الضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ * ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّ قَالُواْ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا الضَّرَّآءُ وَ السَّرَّآءُ فَأَخَذْنَـهُم بَغْتَةً وَ هُمْ لاَ يَشْعُرُونَ . ۱ »

«وَ اضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـبٍ وَ حَفَفْنَـهُمَا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا * كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ ءَاتَتْ أُكُلَهَا وَ لَمْ تَظْـلِم مِّنْهُ شَيْـئا وَ فَجَّرْنَا خِلَــلَهُمَا نَهَرًا * وَ كَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَـحِبِهِ وَ هُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَ أَعَزُّ نَفَرًا * وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـذِهِ أَبَدًا * وَ مَآ أَظُنُّ السَّـاعَةَ قَآئِمَةً وَ لَـئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّى لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا * قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَ هُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً*لَّـكِنَّاْ هُوَ اللَّهُ رَبِّى وَ لاَ أُشْرِكُ بِرَبِّى أَحَدًا* وَ لَوْ لاَ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَآءَ اللَّهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالاً وَ وَلَدًا * فَعَسَى رَبِّى أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَآءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا * أَوْ يُصْبِحَ مَآؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَـلَبًا * وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَ يَقُولُ يَــلَيْتَنِى لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّى أَحَدًا * وَ لَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَ مَا كَانَ مُنتَصِرًا * هُنَالِكَ الْوَلَـايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَ خَيْرٌ عُقْبًا . ۲ »

1.الأعراف : ۹۴ و ۹۵ .

2.الكهف : ۳۲ ـ ۴۴ .

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 92242
صفحه از 1151
پرینت  ارسال به