889
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2

۱۶۵۷.مسند ابن حنبل از مالك بن عبداللّه زيادى :ابوذر از عثمان بن عفان اجازه ورود خواست . عثمان به او كه عصايش را در دست داشت ، اجازه ورود داد . عثمان گفت : «اى كعب! عبدالرحمان [بن عوف] در گذشته و مالى بر جا نهاده است . رأى تو درباره آن چيست؟» كعب گفت: «اگر حق خدا را در آن ادا مى كرده ، آن را باكى نيست» . ابوذر عصايش را برافراشت و كعب را بزد و گفت: «از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : دوست نمى دارم كه به قدر اين كوه [اُحُد] ، طلا داشته باشم و همه را انفاق كنم و خداى از من بپذيرد ، ولى پس از خود شش اوقيه [= ۱۶۸ گرم] بر جاى گذارم . اى عثمان! به خدا سوگندت مى دهم ؛ آيا اين را شنيدى؟» ـ و اين را سه بار گفت . ـ عثمان گفت: «آرى» .

۱۶۵۸.حلية الأولياء از عبداللّه بن صامت پسر برادر ابوذر :مشغول تقسيم ميراث عبدالرحمان بن عوف بودند و كعب نيز حضور داشت . عثمان به كعب گفت: «رأى تو چيست درباره كسى كه چنين مالى را گرد آورده و از آن صدقه داده و در كارهاى خيرِ چنين و چنان صرف كرده باشد؟» گفت: «من براى او اميد خير دارم» . ابوذر خشمگين گشت و بر كعب عصا بركشيد و گفت: «تو چه مى دانى اى يهودى زاده! هر آينه صاحب اين مال در روز قيامت ، آرزو مى كند عقرب ها بيخ و بُن دلش را نيش زنند!»

ر .ك : ص۸۶۳ (پرهيز دادن از فخرفروشى با ثروت) . ص۹۲۳ (نكوهش ترجيح دادن مال) . ص ۹۰۹ (ويژگى هاى منفى ثروت) .


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2
888

۱۶۵۷.مسند ابن حنبل عن مالك بن عبد اللّه الزياديّ :إنَّهُ [أي أبا ذَرٍّ] جاءَ يَستَأذِنُ عَلى عُثمانَ بنِ عَفّانَ ، فَأَذِنَ لَهُ وبِيَدِهِ عَصاهُ ، فَقالَ عُثمانُ : يا كَعبُ ، إنَّ عَبدَ الرَّحمانِ تُوُفِّيَ وتَرَكَ مالاً ، فَما تَرى فيهِ ؟ فَقالَ : إن كانَ يَصِلُ فيهِ حَقَّ اللّهِ فَلا بَأسَ عَلَيهِ . فَرَفَعَ أبو ذَرٍّ عَصاهُ فَضَرَبَ كَعبا وقالَ : سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ : «ما اُحِبُّ لَو أنَّ لي هذَا الجَبَلَ ذَهَبا اُنفِقُهُ ويُتَقَبَّلُ مِنّي أذَرُ خَلفي مِنهُ سِتَّ أواقٍ » ، أنشُدُكَ اللّهَ يا عُثمانُ ، أسَمِعتَهُ ؟ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ قالَ : نَعَم . ۱

۱۶۵۸.حلية الأولياء عن عبد اللّه بن الصامت ابن أخي أبي ذرّ :كانوا يَقتَسِمونَ مالَ عَبدِ الرَّحمانِ بنِ عَوفٍ ، وكانَ عِندَهُ كَعبٌ ، فَقالَ عُثمانُ لِكَعبٍ : ما تَقولُ في مَن جَمَعَ هذَا المالَ فَكانَ يَتَصَدَقُّ مِنهُ ، ويُعطي فِي السُّبُلِ ، ويَفعَلُ ويَفعَلُ ؟ قالَ : إنّي لَأَرجو لَهُ خَيرا . فَغَضِبَ أبو ذَرٍّ ورَفَعَ العَصا عَلى كَعبٍ وقالَ : وما يُدريكَ يَابنَ اليَهودِيَّةِ ! لَيَوَدَّنَّ صاحِبُ هذَا المالِ يَومَ القِيامَةِ لَو كانَت عَقارِبُ تَلسَعُ السُّوَيداءَ مِن قَلبِهِ ؟! ۲

راجع : ص ۵۰۳ (التحذير من التّكاثر) . ص ۵۳۸ (ذمّ إيثار المال) . ص ۵۳۱ (الخصائص السلبيّة للثروة) .

1.مسند ابن حنبل : ۱ / ۱۳۹ / ۴۵۳ ، مجمع الزوائد : ۱۰ / ۴۱۵ / ۱۷۷۵۸ .

2.حلية الأولياء : ۱ / ۱۶۰ وراجع كنز العمّال : ۶ / ۵۷۰ / ۱۶۹۷۲ .

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 92374
صفحه از 1151
پرینت  ارسال به