۱۴۷۷.امام على عليه السلام :همراه جماعت بزرگ تر [مؤمنان] باشيد ؛ كه دست خدا با جماعت است . مبادا دچار پراكندگى شويد!
۱۴۷۸.امام على عليه السلامـ در خطبه اش ـ: بنگريد كه حال آنان چگونه بود ، آن گاه كه جماعتشان متفق بود و رأى هاشان يكى بود و قلب هاشان يكسان و دست ها يار هم و شمشيرها ياور يكديگر و بينايى ها ژرف و تصميم ها يگانه بود؟ آيا در همه سرزمين ها ، مهترى نمى كردند و بر همه چيزِ ديگران مسلط نبودند؟ پس بنگريد كه پايان كارشان چگونه شد ، آن گاه كه ميانشان تفرقه افتاد و الفتشان به پراكندگى كشيد و زبان ها و دل هاشان دچار تفرقه گشت و شاخه شاخه شدند و با هم به نبرد برخاستند ؛ و خداوند جامه كرامت خويش را از تنشان بيرون آورد و نعمت سرشارش را از ايشان بازستاند و داستان آنان در ميان شما براى عبرت پذيران مايه عبرت شد! . . . پس بنگريد به فرود آمدن نعمت هاى خدا بر ايشان ، آن گاه كه پيامبرى را به سويشان گسيل فرمود و آنان را فرمانبردار آيين وى نمود و به دعوت او ميانشان الفت پديد آورد ؛ كه چگونه نعمت ، بال كرامت بر سرشان گسترد و جويبارهاى خود را به سويشان روان ساخت و دين خدا آنان را در سودها و بركات خويش درپيچيد و ايشان در نعمت آن ، غرقه گشتند و در خرمىِ زندگانى اش خشنودى يافتند . در سايه حكمرانى چيره ، كارشان سامان يافت و حالشان به گونه اى درآمد كه در كنف عزتى پيروزمندانه جاى گرفتند و در اوج حكمرانىِ پايدار ، كارها برايشان آسان گشت و ايشان بر همه جهانيان حكومت يافتند و در همه سوى زمين ، پادشاهى كردند و از همه كسانى كه روزى بر آنان حكم رانده بودند ، زمام گرفتند و به آنان كه به ايشان فرمان مى دادند ، فرمان راندند ، به گونه اى كه ديگر كسى را انديشه آن نبود كه به سوى آنان نيزه اى افكند يا سنگى پرتاب كند .