۱۲۱۰.امام على عليه السلام :آمرزش بخواه تا روزى يابى .
۱۲۱۱.امام على عليه السلامـ خطاب به كميل بن زياد ـ: هر گاه روزى ات به تنگنا افتاد ، از خداوند آمرزش بخواه تا آن را بر تو گشاده فرمايد .
۱۲۱۲.امام على عليه السلام :اگر مردم به هنگام فرو رسيدن بلاها و زوال نعمت ها ، با نيت راستين و شوق درونى نزد خدا تضرع كنند ، خداوند نعمت دور شده را به ايشان باز گرداند و هر گونه خرابى و تباهى را برايشان به سامان آورد .
۱۲۱۳.الفرج بعد الشدّة از ايوب بن عباس بن حسنـ با ذكر سند فراوان ـ: از بيابان نشينان عرب ، كسى نزد اميرالمؤمنين از مشكلى كه به وى روى آورده بود و تنگناى احوال و عيالوارى شكايت آورد . امام به وى فرمود: «بر تو باد آمرزش خواهى ؛ كه خداوند مى فرمايد : از پروردگارتان آمرزش جوييد ؛ كه هر آينه او آمرزنده است . . . » . آن مرد برفت و ديگر بار باز آمد و گفت: «اى اميرالمؤمنين! من بسيار از خدا آمرزش خواستم ، اما از حال خويش گشايشى نيافتم» . امام به وى فرمود: «شايد به نيكى آمرزش نخواسته اى» . گفت: «مرا بياموز» . فرمود: «نيت خود را خالص كن و با فرمانبرى از پروردگارت ، بگو : بار خدايا! از تو آمرزش مى خواهم براى هر گناهى كه با اين تن كه تو سالمش ساخته اى ، انجام داده ام ؛ يا با توانى كه تو به نعمت بخشى خويش نصيبم فرموده اى ، مرتكب شده ام ؛ يا با فراخ روزى اى كه عطايم فرموده اى ، بدان دست زدم ؛ و در عين بيم از آن گناه ، به پناه دهى تو توكّل كردم و به شكيبايى ات دل بستم و به بخشايش كريمانه ات اتكا نمودم . بار خدايا! از تو آمرزش مى خواهم براى هرگناهى كه با ارتكاب آن ، به امانتم خيانت كردم يا حق نفسم را پايمال كردم يا لذتم را مقدم شمردم يا شهوتم را ترجيح دادم يا براى غير خود [و به زيان خويش ]كوشيدم يا با آن ، دنباله روان خويش را گمراه ساختم يا به يارى تدبيرم بر انجام آن گناه پيروز گشتم يا آن را به مولاى خود واگذاردم ولى او در كار من شتاب نفرمود ؛ كه تو اى خداى سبحان از گناه من بيزارى و آن را از من نمى خواهى ، اما از پيش مى دانستى كه من به اختيار و خواست و گزينش خود ، چنان مى كنم ؛ پس بر من شكيب ورزيدى و مرا به ناچارى در آن درنياوردى و به اجبار بدان وانداشتى و در آن هيچ ستمى بر من نكردى ، اى مهرورزترينِ مهرورزان!
اى يار من در سخت حالى ام ؛ اى مونس من در تنهايى ام ؛ اى نگهدارنده من در بى كسى ام ؛ اى صاحب اختيار من در نعمتم ؛ اى زداينده اندوهم ؛ اى شنواى دعايم ؛ اى رحم كننده به اشك روانم ؛ اى درگذرنده از لغزشم ؛ اى معبود حقيقى من ؛ اى بنياد استوار من ؛ اى اميد من در تنگناها ؛ اى مولاى مهربانم ؛ اى پروردگار خانه آزاد ؛ مرا از گلوگاه تنگنا به فراخناى گشايش درآور با گشايشى از سوى خود كه نزديك و قابل اعتماد است ؛ و هر گونه سختى و تنگنا را از من بزداى ؛ و در آن چه توان دارم و ندارم ، مرا كفايت فرما .
بار خدايا! هر اندوه و غصه را از من واگشا ؛ و از هر غم و رنج بيرونم آور ؛ اى گشاينده اندوه و اى زداينده غم و اى فروفرستنده باران و اى اجابت كننده دعاى گرفتار و اى رحمت آور و مهرورز در دنيا و آخرت! بر محمّد كه بهترينِ آفريدگان تو است و بر خاندان پاك و پاك نهادش درود فرست و واگشاى از من آن چه سينه ام را تنگ كرده و صبرم را بر هم زده و تدبيرم را اندك نموده و نيرويم را كم كرده ؛ اى زداينده هر سختى و بلا ؛ اى داننده هر پنهان و ناپيدا ؛ اى مهرورزترينِ مهرورزان!
كارم را يكسره به خدا وا مى نهم ؛ كه خدا به بندگانش بينا است و توفيق من جز از او نيست ؛ بر وى توكّل مى كنم و او است پروردگار عرش بزرگ » .
آن مرد باديه نشين گويد: «بارها به اين شيوه آمرزش خواستم و خدا اندوه و تنگنا را از من واگشود و روزى ام را وسعت بخشيد و غم را زدود» .