زهد آن است كه انسان از هر چه مانع تكامل و دستيابى وى به كمال مطلق است ، دورى كند . هدف نخست از زهد ، برداشت كمتر براى بازدهى و خدمتِ بيشتر است .
بدين ترتيب ، زاهد حقيقى كسى است كه از سويى همه تلاشش را در زمينه كار و توليد صرف كند و هيچ بخشى از نيروى خود را معطل نگذارد ؛ و از سوى ديگر در عرصه مصرف شخصى و به هنگام اعطا و بهره ورى خصوصى ، به آسانى از خواست هاى مادى اش بگذرد ، چرا كه بر نفس خود كاملاً مسلط است . زاهد كسى است كه فراوان مى بخشد و به كم قانع است و نهايت سختى را تحمل مى كند تا به ديگران عطا كند ، در حالى كه براى خود به كمترين بهره خشنود است . الگوى عالى چنين شيوه زاهدانه اى ، زندگى و رفتار امام زاهدان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در كار و توليد و مصرف است . ۱
۵ . قناعت و توسعه
گفته اند كه براى توسعه ، افزون خواهى و ميل به بهره ورى فراوان ضرورت دارد ؛ و اين با مفاهيمى چون قناعت و رضايت كه در متون مربوط به اصول توسعه آمده ، منافات دارد . براى پاسخ گويى به اين اشكال لازم است كه علاوه بر نكات ذكر شده درباره زهد ، به اين امور نيز توجه شود:
يك . اين مفاهيم را نمى توان در زمينه توليد و كاستن از ساعات كار استعمال كرد ؛ زيرا بى ترديد ، توليد براى خدمت به ديگران نه تنها محدوديت ندارد ، بلكه از برترين عبادات است .
دو . در زمينه بهره ورى ، قناعت به معناى تنگ گرفتن معيشت نيست ،