۸۳۹.امام على عليه السلامـ در نامه اش به يكى از كارگزارانش كه وى را براى گرفتن زكات فرستاده بود ـ: تو را در اين زكات ، بهره اى معيّن و حقّى معلوم است و شريكانى مستمند دارى و ناتوانانى نيازمند [كه در آن ، با تو شريكند] . ما حقّ تو را سراسر مى پردازيم ؛ پس تو [نيز] حقوق ايشان را يكسره ادا كن ؛ و گرنه ، روز قيامت از كسانى هستى كه بيش ترين دادخواه را دارند . و بَدا به حال كسى كه دشمنش نزد خدا ، فقيران و مستمندان و نيازخواهان و رانده شدگان و وامداران تهيدست و در راه ماندگان باشند!
۸۴۰.تهذيب الأحكام از محمّد بن ابى حمزه از مردى كه اين خبر را از اميرالمؤمنين عليه السلامدريافته است:پيرمردى نابينا كه دريوزگى مى كرد ، برگذشت . اميرالمؤمنين عليه السلامفرمود: «اين كيست؟» گفتند: «اى اميرالمؤمنين! او يك مسيحى است» . [راوى ]گفت: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «او را به كار گرفتيد تا پير و ناتوان شد ؛ آن گاه ، بازش داشتيد؟ از بيت المال به وى انفاق كنيد» .
۸۴۱.دعائم الإسلام:على عليه السلام در سفارشى بلند به مِخنف بن سُلَيم اَزدى ، آن گاه كه براى گردآورى زكات مى فرستادش ، او را فرمان داد كه تقواى پروردگارْ خداوندش را در امور نهانى و كارهاى پنهانش پيشه كند و با مردم به گشاده رويى و نرم خويى روبه رو شود . و [نيز] به او دستور داد كه فروتنى پيش گيرد و از بزرگى فروختن دورى گزيند ؛ كه همانا خداى فروتنان را فرا برمى كشد و بزرگى فروشان را فرو مى اندازد .
سپس به وى فرمود: «اى مِخنف بن سُلَيم! همانا تو را در اين زكات ، بهره و حقّى معيّن است . و تو در آن شريكانى دارى : فقيران ، مستمندان ، وامداران تهيدست ، جهادگران ، در راه ماندگان ، بردگان ، و نواخته دلان [تا به اسلام روى آورند] . به راستى ، ما حقّ تو را سراسر ادا مى كنيم ؛ پس تو هم حقوق ايشان را كاملاً ادا كن ؛ و گرنه ، از كسانى خواهى بود كه در روز قيامت بيش ترين دادخواه را دارند ؛ و بدا به حال كسى كه دادخواهش كسى چون اينان باشد!